تبليغاتX
شناخت کودکان استثنایی
شناخت کودکان استثنایی
Exceptional children

ناحيه حركتي تكلم

در اغلب افراد در نيمكره غالب چپ اهميت بيشتري دارد .

بركا در افراد راست دست در نيمكره چپ مخ و در افراد چپ دست در نيمكره راست مخ قرار دارد .

برداشتن اين ناحيه در نيمكره غالب يا آسيب به آن باعث فلج تكلم مي شود اما برداشتن آن در نيمكره غير غالب تاثيري ندارد .ش

بخش قدامي فورنتال ناحيه اي كه در جلو قرار مي گيرد با ساختار شخصيتي هر فرد مرتبط است و مركز خلاقيت ها و قضاوت است .

ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط منصور عیدیان

آسیب شناسی گفتار و زبان

 آسیب شناس گفتار وزبان

مهسا مختارزاده

درمان اختلالات تلفظ،لکنت/تند گویی،صدا،شکاف کام،کم شنوایی و آسیب دیدگان مغزی

Moonsa_m2@yahoo.com      

ارسال در تاريخ سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

اختلالات زبانی بدون منشاء شناخته شده :

علاوه بر سندرم های متعددی که اختلالات زبانی یکی از آنهاست،مواردی از نقایص زبانی و مشکلات همراه آنها هم وجود دارد که کم و بیش خاص هستند. این اختلالات علائم دیگری ندارند و شرایط بوجود آورنده آنها مشخص نیستند.این نوع اختلالات را غیر سندرمی می نامند.زیرا علائم کمی دارند و علائم سبب ساز متعددی می توتنند اثرات مشابهی را ایجاد کنند. اعمال و حوادث مستقیم می توانند علت بسیاری از موارد اختلالات خاص یادگیری و زبان،هر دو باهم ، باشند. این موضوع موجب می شود که به این ها « اختلالاتی بدون منشا شناخته شده» اطلاق کنیم. سه نوع اختلالات ارتباطی در این طبقه قرار می گیرند: اختلالات ویژه رشد زبان ( آفازی رشدی) ،ناتواناییهای خاص یادگیری و اوتیسم. سندرم لاندوکلفنر هم که سندرمی شناخته شده است ،تا اندازه ای در بردارنده ی اختلالات زبانی خاص است.

سندرم لاندو کلفنر: لاندو وکلفنر،سندرمی از نقایص زبان درکی و بیانی را شناسایی کردند که با تشنج هایی همراه بوده و آغاز آن معمولا بین سنین 4 و7 سالگی یعنی بعد از یک دوره رشد طبیعی است.به دلیل صرع هایی که همراه آن دیده می شوند، به آن عنوان سندرمی اطلاق می گردد، صرع هایی که موجب زوال عملکرد زبانی میشوند و یا به انحطاط مربوط هستند و معمولا این زوال منجر به آفازی پایداری می شود که بی دستوری و نقایص درکی از علائم آن هستند . عملکرد شناختی هم اغلب آسیب دیده است.این سندرم علت مشخصی ندارد و خوشبختانه بسیار نادر است.از داروهای ضد تشنج برای کنترل صرع می توان استفاده کرد. اما به نظر نمی رسد که به بهبود علائم مربوط به زبان کمک کنند.معمولا آموزش ویژه و مداخله ارتباطی ،لازم وضروری است.

اختلال ویژه رشد زبان: در گذشته به اختلال ویژه رشد زبان (SDLDs)،آفازی مادر زادی یا رشدی و یا دیسفازی اطلاق می شد.این اختلال از اوایل قرن 19 شناخته شد، زمانی که کودکان بخصوصی مبتلا به اختلالات خاص یادگیری زبان،بدون هیچگونه عقب ماندگی ذهنی ،آسیب شنوایی، ناهنجاری های ساختمانی یا هر علامت مشخصه دیگری دیده شدند . اصطلاح شناسی اولیه،به این فرض اشاره می کند که این اختلالت از ضایعات مغزی مشابه آنچه که در آفازی بزرگسالن می بینیم ناشی می شوند. در هر حال تحقیقات گسترده راجع به پایه زیستی اختلالات ویژه رشد زبان ، نتوانسته یافته های عصب شناختی ثابتی را دراین موارد کشف کند.اختلالات می توانند پیشینه های متعددی داشته باشند . به نظر می رسد تعدای از آنها به مشکلات حین تولد نظیر آنوکسی مربوط باشد. و بعضی از آنها ژنتیپکی بوده و و در خانواده به ارث برسند .هر چند در بعضی موارد هیچ عامل ایجاد کننده ای مشخص نیست.بسیاری از پیش دبستانی هایی که توسط آسیب شناس زبان معاینه شده اند،از این الگو پیروی می کنند.به دست آوردن سطوح شیوع مشکل است اما طبق گزارشات در یک مطالعه شیوع شناسی  مشخص شد که 4/7 درصد از کودکستانی ها دچار اختلالت زبانی هستند.این مقدار تا اندازه ای در پیش دبستانی ها بیشتر بود . طبق نتایج به طور متوسط 10 درصد از نوپایان نمی توانند مراحل رشد زبانی را پشت سر گذارند و در کودکان بزگتر تا حدی کمتر است.

ناتوانایی های خاص یادگیری (نا رساخوانی)  : در بین انواع آن اختلالاتی که به رشد زبان شفاهی نزدیک هستند و SLP ها عموما با آنها درگیرمیشوند ،اختلالت زبان نوشتاری هستند که اغلب به آنها نا رساخوانی گفته می شود .بسیاری از بچه های مبتلا به ناتوانای های یادگیری، هر چند نه همه آنها ، تاریخچه ای از مشکلات زبان- یاذگیری را دارند ، همانندSDLDs ، برای ناتوانایی های خاص یاد گیری نیز منشا عصب شناختی قاطعی که که اکنون بتوانیم آن را مشخص کنیم وجود ندارد،هرچند بعضی کارهای مقدماتی برای شناسایی ژن مربوطه شروع شده است.همچنین بچه های مبتلا به ناتوانایی های خاص یادگیری با بچه های مبتلا به SDLDs گاهی از این جهت که تاریخچه ای از آنوکسی و سایر مشکلات حین تولد را دارند مشابهند،گاهی اوقات تاریخچه ای خانوادگی از اختلالات یادگیری یا زبانی موجود است، و نقایص توجه،بیش فعالی،برتری طرفی آمیخته و سایر نشانه های عصبی جزئی معمولا وجود دارد.در کل شیوع ناتوانا یی های یادگیری با تخمین هایی از 5 تا 10 درصد در کودکان مدرسه رو نسبتا زیاد است.نا توانایی های یادگیری نیز همانند SDLDs ، در مردان شایع تر است.اکثریت زیادی از موارد ناتوانی یادگیری ،شامل اختلالات زبان نوشتاری است.

اوتیسم : اوتیسم اختلالی است که فقطمربوط به زبان نمی شود بلکه اساسا اختلالی در برقراری ارتباط است. این اختلال شامل نقصدر عملکردهای بیانی ارتباط و رفتاراجتماعی طبیعی است . این اختلال از طریق کاهش زبان شفاهی یا موتیسم آشکار می شود.ایت اختلال در افرادی که صحبت می کنند، اما استفاده آنها از زبان به صورت غیر عادی است ،نبز دیده می شود.همانند سایر اختلالات زبانی ،اوتیسم هم به عنوان نشانه ای در سندرم های مختلف نظیر سندرم x  شکننده  و اشکال دیگر عقب ماندگی ذهنی وهم به عنوان پیامد سرخجه مادرزادی ، به همراه عواقب دیکر ،میتواند ظاهر شود. اوتیسم نیز همانند سایر اختلالات بدون منشا شناخته شده که درباره آنها بحث شد ،بدون هیچ پیشینه واضحی و بدون هیچ ناهنجاری و یا نشانه عصبی شدیدی میتواند پدیدار شود.در برخیموارد که اوتیسم بدون ویژگی های دیگریظاهر میشود ،شواهدی از تاریخچه خانوادگی ،همانطور که در اختلالات ویژه زبانی دیدیم ،وجود دارد.اکثر افراد مبتلا به اوتیسم(شاید 80%) در ارزیابی شناختی در دوران مدرسه، عقب ماندگی نشان میدهند.دراین دوران حدود 40% آنها مهارت های زبان بیانی رشد نمی کند و پیش آگهی برای زندگی مستقل در بزرگسالی ضعیف است.در ان گروهیکه گفتار رشدمی کند و در 15تا 20 درصد از افراد مبتلا به اوتیسم که تست هوششان در دامنه طبیعی است،نتایج بهتر است.به نظر می رسد در تعداد کمی از این افراد ،اوتیسم دراواسط دوران کودکی رفع شود اما اکثر انها اوتیسم باقی میمانند ویا حد اقل ،بزرگسالانی تنها و در خود مانده می شوند.آنها ممکن است بتوانند به تنهایی زندگی کنند وف مهارت های عملکردی مربوط به کار را فرا گیرند و تعدادی نیز می توانند در دانشگاه در زمینه کامپیوتر یا ریاضیات آموزش ببینند. اما حتی این افراد مبتلا به اوتیسم نیز که بسیار باهوشند ،مشکلاتی را در ارتباطات انسانی با دیگران، قضاوت اجتماعی و استفاده مناسب از زبان خواهند داشت.

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

سندرم های متابولیک : اختلالات متابولیک بر انتقال مواد شیمیایی و انرژی در سلول های زنده اثر می گذارد.هر اختلالی که بر متابولیسم مغز اثر بگذارد، خصوصا اگر در ابتدای زندگی باشد، بر رشد عملکرد های مغزی نظیر زبان نیز تاثیر می گذارد . خوشبختانه تعدادیاز نقایص مادرزادی متابولیسم چنانچه زود تشخیص داده شوند قابل درمان می باشند.

فنیل کتونوریا (PKU) مثال خوبی است. PKU  یک اختلال ژنتیکی است که از فقدان آنزیم لازم برای تجزیه فنیل آلانین – ماده ای که در فراورده های شیری و گوشت وجود دارد – ناشی می شود. این اختلال می تواند موجب عقب ماندگی ذهنی شدید شود. در هر حال نوزادان را می توان ساعتی پس از تولد با یک آزمایش خون ساده از نظر PKU غربال کرد.اگر وجود اختلال مشخص شد، به بچه رژیم غذایی مخصوص داده می شود که درآن غذاهای محتوی فنیل آلانین وجود ندارد.

اختلالات تیروئید، هورمون های تیروئید هم روی رشد جسمی و هم روی رشد ذهنی اثر می گذارند . انواع متعددی از اختلالات تیروئید وجود دارند که همانند آسیب شنوایی منجر به عقب ماندگی ذهنی و اختلالات زبانی می شوند . هایپوتیروئیدیسم مادرزادی که 1 مورد در هر 5000 تا 10000 تولد زنده اتفاق می افتدف یکی از بزرگترین علت عقب ماندگی ذهنی است.یکی از اشکال این اختلال ،«کرتبنیسم» است که در آن کودک،رشد آهسته،کندی و تاخیرات رشدی را نشان می دهد.سندرم پندرد،شکل دیگری از اختلال تیروئید است.این سندرم،الگوی مغلوبی از وراثت را نشان می دهد و علتی برای بخش نسبتا زیادی از آسیب های شنوایی مادر زادی است که در این سندرم ممکن است بدون عقب ماندگی ذهنی ظاهر شود.بسیاری از افراد اظهار می دارند که غربالگری نوزادان تازه متولد شده از نظر اختلالات تیروئید و درمان تیروئید در اولین ماه های زندگی، شانس بروز عقب ماندگی ذهنی را بسیار کاهش می دهد.در هر حال درمان همیشه موثر نیست و یک SLP ممکن است با تعداد زیادی از بچه های دچار نقایص ارتباطی ، آسیب شنوایی و تاخیر های رشدی که ناشی از این سندرم هاست،مواجه شود.

موکو پلی ساکاریدوزها، اختلالاتی ژنتیک هستندو با نقایص آنزیمی که به ناتوانی در شکستن کامل و دفع تولیدات زائد در سلول ها منجر می شود،مشخص می گردند.این مورد منجر به بچه های ظاهرا سالمی می شود که در پایان سال اول زندگی( یک سالگی )، کاهشی در رشدشان شروع می شود. چون این شرایط پیشرونده است به ندرت این بچه ها به سن نوجوانی می رسند.این سندرم ها با خصوصیاتی از قبیل نا توانی(شکست) در رشد ،صورت درشت،عفونتهای مزمن دستگاه تنفس فوقانی،فتق و بد شکلی های مفصل و بازو مشخص می شوند. بچه های مبتلا ،نقایص شنیداری،حرکتی و هوشی را نیز همانند اختلالات گفتار و زبان نشان می دهند.خوشبختانه این اختلالات تقریبا نادر هستند و در حدود 1 مورد در هر 16000 تا 30000 تولد زنده اتفاق می افتند. بیشترین انواع شناخته شده ی آنها ،سندرم هولر و سندرم هانتر هستند که اساسا در چگونگی وراثتشان ، اتوزومال مغلوب، وابسته به X ،با هم اختلاف دارند. بر خلاف اختلال تیروئید، این شرایط درمان پذیر نیستند.مداخلات گفتار و زبان اغلب در جهت کمک به ایجاد مها رت های ارتباطی و به حد اقل رساندن اثرات زوال، ارائه می شوند.

سندرم های تراتوژنیک : کودکان ممکن است با مشکلات ناشی ازبیماریها یا سم هایی که در رحم با آن مواجه شده اند ، متولد شوند. هرگونه بیماری که در دوران جنینی اتفاق بیافتد ، خواه ویروسی و خواه باکتریایی ، میتواند به رشد جنین اسیب وارد کند. جنین هم از طریق استفاده مادر از موادی نظیر الکل و هم از طریق مواجه با مواد مضرمحیطی ممکن است در معرض سم ها قرار گیرد.

بیما ری ها : سرخجه چیش از تولد ، از مادرانی به جنین منتقل می شود که ممکن است بیماری در آنها آن قدر خفیف باشد که هیچ نشانه ای را ایجاد نکند.وقتی اثرات شدید تر و شایع تری در جنین ایجاد می شود،که بیماری در طول سه ماهه اول بارداری به ویژه در طول 6 هفته اول بارداری اتفاق بیافتد.عوارض آن عبارتند از ناشنوایی،آسیب های بینایی،عقب ماندگی ذهنی،ناتوانی عصبی حرکتی و نقایص قلبی. به هر حال ، در حال حاضر واکسن سرخجه نیز جزو ایمن سازی های رایج برای نوزادان است.قبل از ازدواج به زنانی که به بیماری مبتلا نشده اند و یا واکسن آن را دریافت نکرده اند ،برای دریافت واکسن مشاوره داده می شوند. به همین دلیل شیوع ناشنوایی مادر زادی ناشی از سرخجه به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

سایتومگاوویروس،بیماری است که شاید 80% از مردم یک بار ویا بیشتر با آن مواجه شده اند.این بیماری با شیوع یک درصد از همه تولد ها، شایع ترین علت ویروسی عقب ماندگی ذهنی است.هرچند 90 % بچه هایی که با این بیماری متولد می شوند، هیچ نشانه ای از بیماری را نشان می دهند،اما در بچه هایی که علایم بیماری را دارند،میزان مرگ و میر بالایی وجود دارد.بقایای بیماری معمولا نقایص متعددی را از قبیل عقب ماندگی ذهنی ،اختلالات حرکتی ،انواع صرع،نا بینایی و نا شنوایی ایجاد می کنند.در حال حاضر هیچ واکسن یا درمانی برای سایتو مگالو ویروس وجود ندارد.

جنین میتواند در رحم با انواع ویروس ها مواجه شود.این ویروس ها عبارتند از ویروس HIV)AIDS) ،تبخال و آبله مرغان.هم  HIV و هم تبخال می توانند به آسیب سیستم عصبی مرکزی در رحم همانند سایر گرفتاری ها منجر شوند.آبله مرغان هم گاهی با ناشنوایی مادر زادی همراه بوده است.در آینده با پیدایش واکسن برای آبله مرغان ،که مورد انتظار نیز هست،اثرات این بیماری کاهش می یابد.درمان های دارویی برای کودکانی که مبتلا به ایدز متولد می شوند در حال پیشرفت استف اما هزینه آنها ،دسترسی را خصوصا برای خانواده های فقیرمحدود می کند.بیماری های باکتریایی نیز می توتنند خطراتی را برای جنین در حال رشد بوجود آورند. اگر سفلیس مادر درمان نشود می تواند بعد از چهارمین ماه بارداری به جنین منتقل شود.در حدود 75% بچه هایی که قبل از تولد با بیماری ها مواجه می شوند ،مشکلاتی را از قبیل نا شنوایی،نا بینا یی، عقب ماندگی ذهنی، سایکوز و ناهنجاری های اسکلتی نشان می دهند،هرچند تعدادی از این مشکلات ممکن است تا سالها بعد ظاهر نشوند.

توکسوپلاسموزیس نیز همانند سایتومگالوویروس،ارگانیسم شایعی است که موجب عفونت می شود،ممکن است این موضوع برای مادر قابل توجه نباشد اما می تواند برای رشد جنین بسیار خطر ناک باشد. اگر مادر در طول سه ماهه اول بارداری مبتلا به بیماری شود به مرگ جنین و یا نقایصی شدید ازقبیل ناشنوایی،میکرو سفالی وعقب ماندگی ذهنی منجر می شود.هر چه بیشتر از زمان بارداری بگذرد و عفونت ایجاد شود،احتمال کمتری وجود دارد که اثرات شدیدیایجاد شود.

سم ها : در جامعه صنعتی ما بسیاری از موادی که در محیط هستند می توانند برای سلامتی خطرناک باشند. خصوصا جنین در مواجهه با چنین مواردی ، مستعد اختلالاتی در رشد است. رویارویی مادر با تولیدات نفتی نظیر بنزبن که یک حلال معمول است ،« عامل کنشگر» (دی اکسین )، حشره کش ها،اشعه ای که از مانیتور منتشر می شود،و انواع غذاهای اعتیاد آورهمگی از علل مورد انتظار نقایص حین تولد هستند. در هر حال تحقیقات موجود در این زمینه کافی نیست،اما ممکن استدر ترکیب با کنشگر های دیگری عمل کند ویا نیازمند استعداد فردی برای ظهور اثر باشد.اجتناب از چنین مواردی تا حد ممکن ،مطمئنا عاقلانه است اما تشخیص اثر آنها بر روی هر نوزاد ناقصی مشکل است. اما بعضی از سم های خاص ،اثرات مشخص و ومسلمی دارند.مشخص شده اشعه  x مانند آنچه برای درمان سرطان به کار می رود،وقتی که در حد معینی باشد،موجب عقب ماندگی ذهنی و سایر اختلالات رشدی جنین می شود. معلوم شده که مصرف سیگار در دوران بارداری ،موجب تولد بچه های کوچکی می شود که نسبت به نقص های فیزیکی ،اختلالات یادگیری و مشکلات رفتاری آسیب پذیرترند. مصرف الکل زیاد توسط مادرف میتواند موجب سندرم جنین الکلی (FAS ) با شیوع 2 مورد در هر 1000 تولد زنده که سومین علت شایع عقب ماندگی ذهنی است ،شود. خصوصیات FAS شامل اندازه های کوچک که در سراسر دوران رشد ادامه دارد، تاخیر در رشد و سایر اختلالات CNS و ناهنجاری های صورتی شامل شکاف کام و بد شکلی های گوش است.حدودا 40% این بچه ها دچار بیماری قلبی هستند.اگر در بچه ای که مادرش دوره ای از مصرف الکل را داشته، فقط تعدادی از این نشانه ها باشد، تشخیص اثر جنین الکلی (FAE) داده می شود.دانستن این نکته مهم است که لازم نیست مادر آشکارا الکل مصرف کند. در حقیقت هیچ حد اکثر سطح بی خطری از مصرف الکل در دوران بارداری وجود ندارد، هر چند به نظر می رسد روزی 3 انس الکل ،یک آستانه بالاتر از قداری باشد که به احتمال زیاد FAS را ایجاد می کند.FAS علت عمده نقایص حین تولد و یکی از مواردی است که کاملا قابل پیشگیری است.

سوء استفاده مادر از مواد دیگری نظیر آمفتامین ها ،باربیتورات ها،هروئین،کوکائین،(PCP (angeldust  و LSD نیز می تواند به جنین آسیب وارد کند.لازم به ذکر است که وقتی راجع به کودکان کوکائینی صحبت می کنیم، جدا کردن اثرات این دارو مشکل است.اکثر مادرانی که از کوکائین استفاده می کنند،سیگار نیز می کشند،الکل هم می نوشند و بیشتر از یک داروی ممنوع را مصرف می کنند،رژیم غذایی فقیری دارند،در فقر زندگی می کنند،هیچ مراقبت پیش از تولدی ندارند و یا این مراقبت کم است. با چنبن عوامل خطر زای زیادی که فعال هستند،تشخیص اثر ناشی از یکی از آنها مشکل می باشد.

منبع دیگر سم ها ، استفاده از داروهای قانونی برای درمان بیماری های مادر است.وقتی که مصرف دارویی برای رسیدن به هدفی،نتیجه منفی نا خواسته ای به همراه داشته باشد، اثر پزشک زاد نامیده میشود.داروهای بیشماری می توانند اثرات  پزشک زاد را روی جنین داشته باشند که عبارتند از : دارو های ضد تشنج، ضد انعقاد،استرپتومایسین،رتینول که برای درمان غرور جوانی (جوش های صورت) به کار می رود، داروهای مسکن خاص و بعضی داروهایی که در شیمی درمانی سرطان استفاده می شوند. وقتی که سلامتی مادربا قطع مصرف دارویی نظیر ضد تشنج به مخاطره بیافتد،قطعا چنین عملی توصیه نمی شود.اما می توان تلاش های پیشگیرانه ای را برای زنی که از چنین داروهایی استفاده می کند،درنظر گرفت که برای آگاه سازی او از خطرات احتمالی و نیاز به هماهنگی مراقبت پزشکی او و جنین متمرکزاست تا همه زنان باردار ،مراقب این موضوع باشند و به جایگزین های دارویی دیگر هم توجه داشته باشند یا تحت کنترل دقیق قرار گیرند.

هرگاه در مورد خطرات مواجهه با هر یک از این بیماریها و سم ها قبل از تولد صحبت میکنیم ،بهتر است این نکته را نیز به اد داشته باشیم که علت شناسی قطعا موضوع ساده ای نیست.این موارد موجب خطراتی میشوند، اما خطری که وابسته به عوامل متعددی است ،چگونه بوجود می آید؟اولا کمی استعداد وراثتی نیاز است.بچه ای که مادرش روزی سه انس الکل می نوشیده،با FAS  متولد می شود،در حالی که بچه دیگری که مادرش دو برابر آن الکل می نوشیده،مبتلا نمیشود.ثانیا،ماده باید به اندازه کافی از سد جفت بگذرد تا اثرش ظاهر شود. هر چند اشعه X می تواند موجب عقب ماندگی ذهنی شود،اما مواجهه با مقداری اشعه X دندانی نمی تواند برای آسیب به جنین کافی باشد.نهایتا در دوران حساس،اثرات این مواجهه ها بیشتر نمایان میشود.اگر مادر در طول شش هفته اول اندام زایی ،مبتلا به سرخجه شود،احتمالا ،آسیب شدیدی بوجود می آید. اگر بیماری مشابهی در سه ماهه آخر اتفاق بیافتد ،احتمالا هیچ آسیبی ایجاد نمی شود.

سندرم های اکتسابی پس از تولد: خطراتی که پس از تولد می تواند منجر به اختلالات یادگیری گفتار و زبان شوند در سه طبقه کلی مورد بحث قرار می گیرند: اختلالات تنفسی، عفونی و سمی،و ضربه.

اختلالات تنفسی : کودکانی که کوچک ونارس متولد می شوند در خطر مشکلات متعدد تنفسی معروف به « سندرم زجر تنفسی » هستند.در این مورد که چرا نوزادی ممکن است در بدو تولد تنفس سخت داشته باشد،دلایل زیادی وجود دارد اما وزن کم هنگام تولد و تولد نارس تا حد زیادی لازمه این سندرم هستند.اختلال در تنفس می تواند به عوارض بیشماری منجر شود.خطرناکترین آنها ،خونریزی داخل بطنی است که می تواند کشنده باشد یا موجب آسیب جدی به CNS شود.سایر مشکلات CNS میتواند به دلیل نرسیدن اکسیژن به مغز رخ دهد که به آن آسفکسیا یا آنوکسیا گفته می شود.فلج مغزی و عقب ماندگی ذهنی از این طریق با اختلال تنفسی ابتدای تولد مرتبط هستند.بهترین روش پیشگیری از اختلالت تنفسی در نوزادان و در نتجه پیشگیری از نتایج آنها ،پیشگیری از تولد بسیار کوچک و بسیار زود آنهاست.تغذیه کافی مادر و مراقبت قبل از بارداری بهترین ضمانت در برابر تولد های نارس است.تلاش های پیشگیرانه باید روی مادران ،خصوصا آنها که در فقر زندگی میکنند ،متمرکز شود،هم برای آموزش آنها درباره تغذیه مناسب و مراقبت بهداشتی و هم مطمئن شدن از اینکه این ضروریات را پذیرفته اند.

عفونت ها وسم ها: تا دهه 1950 شایع ترین علت ناشنوایی اکتسابی ،سرخجه و اریون بودند.در اوایل دهه 1960 با انجام مایه کوبی بر ضد این بیماری ها ،شیوع ناشنوایی اکتسابی به طور چشمگیری پایین آمد.مایه کوبیهای سرخک و اریون نیز همانند واکسن سرخجه، اثرات عظیمی در پیشگیری از بیما ریهایی که می توانند منجر به پیامد های ارتباطی شدیدی شوند،دارند.هر چند شیوع سرخک،سرخجه و اریون به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده،اما این بیما ری ها از بین نرفته اند.هم تلاش های آموزشی و هم تلاش های بهداشت عمومی نیازمند این ضمانتند که همه افراد،هر دو نوع اطلاعات را داشته باشند و پذیرای این نظام های پیشگیری نیرومند باشند.

بیماری دیگر دوران کودکی، مننژیت است که می تواند عواقب شدیدی داشته باشد که عبارتند از: ناشنوایی،عقب ماندگی ذهنی و اختلالات زبانی و یادگیری.اکنون با مایه کوبی کودکان( با آنفولانزای هموفیلوس b یا واکسن Hib) تا حدی می توان از مننژیت های باکتریایی پیشگیری کرد. در هر حال،مننژیت های ویروسی، خطراتی را خصوصا در بچه های کمتر از 3 سال ایجاد می کنند.

سرب احتمالا سمی محیطی است که تهدید بزرگی در مسیر رشد ارتباطی نوزادان و خرد سالان ایجاد میکند. احتمال دارد بچه های دارای سطح بالای سرب در خون، دچار اختلالات ارتباطی باشند. از طرف دیگر،فقر عامل پیچیده کننده ای است.بچه های فقیر نسبت به هم سالانشان احتمال بیشتری دارد که در ساختمان های قدیمی محتوی رنگ های سربی زندگی کنند.منابع دیگری از مواجهه با سرب برای هر کس که آسیب پذیر است و نه فقط افراد فقیر وجود دارد.

ضربه : حوادث،3/1 کل نا توانایی های دائمی را در کودکان،بدون در نظر گرفتن آنها به عنوان علت عمده مرگ در افراد کوچکتر از 15 سال،ایجاد میکنند.در اینجا انواع ضرباتی را که می تواند منجر به اختلالاتی در رشد مهارت های ارتباطی شوند را مرور می کنیم.

ضربه به سر : تصا دفات اتومبیل،علت اصلی آسیب های شدید وارد به سردر بچه هاست.دیگر علل آسیب وارده به سر در کودکان عبارتند از سقوط،تصادف با دوچرخه ،تصادف با سایر وسایل نقلیه نظیر سواری نادرست با سه چرخه،تصادف عابر پیاده با اتومبیل،حوادث شیرجه و خشونت با کودکان.

در صورت وقوع آسیب به سر ،تکامل زبان دچار مشکلی شایع می شود که می توان به آن، عنوان «آفازی اکتسابی» اطلاق کرد. همانند آفازی ناشی از موارد نادر سکته یا بیماری مغزی در دوران  کودکی،آفازی مرتبط با ضربه به سر نیز با توجه به عوامل متنوع ،پیشرفت های متفاوتی دارد.یکی از عوامل مهم،سن است. پیش آگهی آسیب های اکتسابی پیش از سن 2 سالگی نا مطلوب تر از آسیب هایی است که در سال های دبستان ایجاد می شود. بهبودی در کودکان ،سریع تر و کامل تر از بزرگسالان است. به خاطر انعطاف پذیری مغز جوان،محل ضربه در کودکان نسبت به بزرگسالان ،روی بازده کلامی،اثر کمتری دارد. اما وسعت ضایعه مسلما با بازده کلامی ارتباط دارد. خصوصا بچه هایی که بیشتر از 7 روزبعد از ضربه در کما هستند،پیش آگهی ضعیفی دارند. تخمین زده اند که 3/2 کودکان مبتلا به آفازی اکتسابی کاملا بهبود می یابند.در هر حال در بسیاری از بچه هایی که به نظر می رسد کاملا بهبود یافته اند،نقایص ظریفی که روی عملکرد تحصیلی اثر می گذارند،باقی می مانند.دوره ای از آفازی اگتسابی را توصیف کرده اند که در آن، کودکان از مرحله نا روان اولیه به سمت بی دستوری پیش می روند و این پیشرفت متغیر است.در این بچه ها آفازی روان دیده نمی شود.

علاوه برآفازی اکتسابی،ضربات شدید وارد به سر می تواند منجر به مشکلات دیگر ارتباطی نظیر تاخیر عمومی در رشد،دیزارتری ، یا دیس پراکسیا،مشکلات تغذیه و بلع و کاهش شنوایی عصبی شود.به علاوه سایر پیامد های آسیب بسته سر در کودکان عبارتند از: آسیب توانایی حرکت،قدرت و هماهنگی،حافظه،توجه و نقایص حل مساله ، مشکلات بینایی حرکتی،اختلالات رفتاری نظیر تکانشگری،قضاوت ضعیف،ضعف انگیزه و مشکلاتی در قضاوت اجتماعی. این مشکلات مانند پیامد های ارتباطی، با توجه به سنی که در آن ضایعه ایجاد شده و وسعت ضایعه ،ممکن است دائمی و یا موقتی باشند.

سایر حوادث: راه های دیگری نیز برای آسیب های مغزی ناشی از حوادث، علاوه بر ضربه به سر وجود دارد.قورت دادن اشیاء خطر ناک،یکی از آنهاست.مسمومیت ناشی از داروهای تجویز شده شایع ترین نوع است.هر چند این مسمومیت در اکثر کودکان درمان می شود ، امحا گهگاه آسیب عمده به CNS دیده می شود.مسمومیت ناشی از سایر اشیاء خانگی نظیر محصولات نفتی،گیاهان ، حشره کش هه و لوازم آرایشی نیز وجود دارد. بلعیدن بادکنک های بدون باد خطری ویژه است.اینها راه هوایی را مسدود می کنند و حرکت آنهامشکل است و منجر به مرگ ویا آسیب شدید مغزی می شوند . در نهایت ، حوادث مربوط به آب زیلد هستند.غرق شدن در وان گرم یا استخر های شنای حیاط خلوت با فراوانی شگفت آوری اتفاق می افتند.ایت حوادث می توانند کشنده باشند، به هر حال افرادی که از این حوادث نجات می یابند ممکن است دچار آسیب های مغزی قابل توجهی شوند . تلاش در جهت آموزش عمومی، نیازمند آگاه ساختن والدین از این خطرات و ایجاد شیوه های خاص برای اجتناب از آنهاست.

 

 

 

ارسال در تاريخ جمعه نهم مرداد 1388 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

به نام خدا

مقدمه :

بدن تمام موجودات زنده از واحدهايي بنام سلول تشكيل شده است به طوري كه بدن موجودات تك سلولي تنا از يك سلول و بدن موجودات پر سلولي از مجموعه اي از سلول تشكيل شده است .

در بدن جانداران پر سلولي مجموعه سلولهاي همشكل و همكار تشكيل بافت را مي دهند و مجموعه چند بافت كه براي انجام كاري معين در بدن تشكيل و هماهنگي پيدا مي كنند يك اندام يا عضو بوجود مي آورند .

و از سازماندهي و همكاري چند عضو يا اندام براي انجام يكي از كارهاي مهم بدن دستگاه به وجود مي آيد .و بدن جاندارا پر سلولي پيشرفته از تشكل و هماهنگي دستگاهاي مختلف سازمان پيدا مي كند . مانند بدن انسان كه از همكاري دستگاههاي گوارش و تنفس و گردش خون و... دستگاه عصبي تشكيل مي شود .

آناتومي : Anatomy

بررسي ساختمان داخلي بدن و اجزاء تشكيل دهنده آن را آناتومي يا تشريح مي گويند .

فيزيولوژي :  physiology

دانش گسترده اي است كه به بررسي عملكرد اجزاء مختلف بدن و روابط پيچيده و هماهنگي ميان آنها مي پردازد و براساس موضوع مورد بررسي و اجزاء آن به تقسيمات متعددي تقسيم بندي مي شود .

فيزيولوژي سيستم بينايي و ....

نورو بيولوژي  :  Nourobiology

بخشي از دانش بيولوژي است به طور كلي سيستم عصبي را از لحاظ آناتوميكي و فيزيولوژيكي مورد بحث قرار مي دهد و فيزيولوژي سيستم عصبي يا نورولوژي جزئي از آن مي باشد .

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط منصور عیدیان

بنام يكتاي بي همتا

سعي داريم در بخش جديد مبحث ساخت و كار مغز و اعصاب را مورد بررسي قرار دهيم .

سرفصل ما در خصوص تعريف فيزيولوژي و تقسيم بندي آن و آشنايي با عملكرد

سيستم اعصاب خودكار مركزي و نيز برخي از آسيبهاي مغزي خواهد . و همچنين

اشنايي با آسيب هاي قشر مخ ، آسيب هاي قشر حركتي مخ ، ناحيه تكلم ،

حسي تكلم ،بينايي

آشنايي معلمين به ساخت و كار مغز و اعصاب آنها را براي ياري رساندن به دانش

 آموزان كم توان و ناسازگار ياري خواهد رسانيد .

ارسال در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط منصور عیدیان

علل اختلالات زبان در کودکان :

علت ایجاد اختلال زبان در کودکان چیست؟ در واقع دو پاسخ به این سوال وجود دارد: «خیلی چیزها» و « نمی دانیم » .نقایص زبانی و برقراری ارتباط ، متداول ترین نتیجه از انواع اختلالا تی هستند که بر رشد ذهنی اثر می گذارند.به همان اندازه که شرایط مرتبط با اختلالات زبانی وجود دارد ، علت نیز برای آنها وجود دارد و تعداد آنها بسیار زیاد است. آسیب شنوایی ،سندرم داون و سندرم جنین الکلی تنها تعداد اندکی از نمونه ها هستند.از سوی دیگر بسیاری از بچه ها بدون هیچ گونه علت شناخته شده ای ، مبتلا به اختلالاتی در یادگیری زبان هستند.این کودکان ممکن است بدون مشکلات واضح دیگری ، اختلالات خاصی در یادگیری زبان داشته باشند یا ممکن است مبتلا به به اختلالات زبانی همراه با شرایط دیگر ، نظیر اتیسم یا عقب ماندگی ذهنی غیر اختصاصی که علتی برای آن شناخته نشده ، باشند. علت شناسی برای پیشگیری از اختلالات زبانی اهمیت دارد .انجمن گفتار ،زبان و شنوایی آمریکا ((ASHA تخمین زد که پیشگیری از بروز حتی یک مورد عقب ماندگی ذهنی ، موجب ذخیره بیش از یک میلیون دلار در بلند مدت میشود.اما چرا SLP ها باید به مساله پیشگیری از اختلالات ارتباطی توجه کنند ؟ ما به عنوان متخصصینی که روز به روز با این مشکلات سر کار دارند ،می توانیم رنجی را که آنها برای مراجعین و خانواده آنها بوجود می آورند ،درک کنیم.میدانیم که احساس والدین یک کودک پیش دبستانی که گفتار کمی دارد چیست،ما درک میکنیم که یک کودک کلاس چهارمی دچار آسیب زبانی که قادر به درک کلام معلم مدرسه نیست چه احساسی دارد.ما میفهمیم که یک نوجوان مبتلا به مشکلات زبان – یادگیری چه احساسی دارد هنگامی که نمی تواند در یک مهمانی با کسی طرح دوستی بریزد فقط به این دلیل که مهارت عای کاربرد شناختی او بسیار ضعیفند. ما ذرک می کنیم چون هر روز سعی می کنیم که برای غلبه بر این مشکلات به مراجعان کمک کنیم.اگر چه شغل ما درمان اختلالات زبانی است اما مرکز توجه ما رفاه کودکان و خانواده آنها است.

 

طبقه بندی علت در اختلالات زبانی :

عوامل مسبب اختلالات زبانی را میتوان در دو گروه کلی در نظر گرفت: سندرمی و غیر سندرمی. بسیاری از شرایطی که رشد زبان را تحت تاثیر قرار می دهند ،جز سندرم ها در نظر گرفته می شوند. سندرم را می توان به صورت زیر تعریف کرد: « وجود نا هنجاری های متععد در فرد که همه ان ناهنجاری ها علت واحدی دارند». در اینجا من راجع به رایج ترین سندرم های دارای اختلالات زبانی که با انها برخورد می کنیم و بعضی از انواع غیر سندرمی اختلالات ارتباطی بحث خواهم کرد.

سندرم های مادرزادی : سندرم های مادرزادی آنهایی هستند که کودک با آنها به دنیا می آید. این سندرمها را می توان به 4 طبقه کلی تقسیم کرد ک کروموزومی،ژنتیکی،متابولیک و ترا توژنیک.

نا هنجاری های کروموزومی : اختلالات کروموزومی از از تفاوت یا در ساختمان کروموزوم ها یا در تکامل آنها ناشی می شود.این ناهنجاری ها همیشه در خانواده شخص به ارث نمی رسند. در حالی که بعضی از انها کم و بیش از الگوهای قابل پیش بینی وراثت پیروی می کنند ،بقیه می توانند به شکل تک موردی اتفاق بیفتند . اختلالات کروموزومی معمول به دو نوع تقسیم می شوند: آنها که کروموزوم های اتوزومال را تحت تاثیر قرار میدهند ( یعنی همه کروموزوم ها به جز  Xو Y) و انها که کروموزوم های جنسی را تحت تاثیر قرار میدهند( کروموزوم های X وY  که تعیین کننده جنسیت فرد می باشند )

اختلالات اتوزومال: شایع ترین نا هنجاری در این نوع،تریزومی 21 یا سندرم داون است.( در همین وبلاگ در مورد این بیماری به طور کامل توضیح داده شده است )

اختلال کروموزومی اتوزومال دیگری که SLP  ممکن است با آن مواجه شود، سندرم فریاد گربه است که به آن 5P اطلاق می شود چون به حذف بازوی کوتاه کروموزوم پنجم مربوط می شود. این سندرم را به خاطر صدای گریه بچه که گفته میشود شبیه گربه است به این نام می خوانند که احتمال میرود به خاطر هایپو پلازی حنجره باشد.این بچه ها مشخصا عقب ماندگی ذهنی دارند و علاوه بر ان ممکن است به خاطر حفره دهانی باریک که یکی از نشانه های سندرم است مشکلات تولیدی نیز داشته باشند. این وضعیت به طور قابل ملاحظه ای نادرتر از سندرم داون است.

اختلالات کروموزوم جنسی : توصیف ژنتیک طبیعی انسان، به طور خلاصه برای زنان 46XX نوشته می شود به این معنی که 46 کروموزوم ، شامل 2 کروموزوم جنسی که هر دو X هستند وجود دارد این توصیف خلاصه برای مردان به صورت 46XY است به این معنا که 46 کروموزوم وجود دارد که شامل 2 کروموزوم جنسی یکی  X و یکی Y میشود. ناهنجاریهای کروموزومی جنسی در حدود 1 مورد در هر 400 تولد در مردان و 1 مورد در هر 650 تولد در زنان اتفاق می افتد.

سندرم ترنر، 45X یا 45XO ،حالتی است که یک فرد مونثف تنها یک کروموزوم X  به جای دو تا دارد . دختران مبتلا به سندرم ترنر گردن پره دار،قد کوتاه، زاویه کم در آرنج و نقص در هورمون های زنانه دارند. آنها معمولا در بزرگسالی عقیم هستند.دخترانی با این سندرم معمولا آسیب های شنوایی دارند اما افرادی نیز با توانایی های کلامی طبیعی به همراه نقص خفیف در جنبه های غیر کلامی یافت شده اند.

سندرم کلاین فلتر،مردان را تحت تاثیر قرار می دهد و معمولا منجر به ساختمان کروموزومی XXY میشود اما گاهی اوقات XXXY یا XXXXY هم دیده میشود در پسران مبتلا،معمولا صفات ثانویه جنسی در دوران بلوغ ظاهر نمی شود و اختلال تا وقتی که این مشکل بروز نکند تشخیص داده نمی شود.برای مثال ،این پسران بلند قدند و مقداری رشد زنانه در سینه ها دارند.نوعی از عقب ماندگی ذهنی پیشرونده را بروز می دهند و معمولا کم شنوایی پیش رونده ای نیز دارند .اکثریت مراجعین مبتلا به سندرم کلاین فلتر در یادگیری گفتار و زبان نشان کمی دهند که فراتر از چیزی است که بر پایه ی عقب ماندگیشان پیش بینی میشده است.

سندرم X شکننده : ( مطالب مربوط را میتوانید در همین وبلاگ مطالعه نمایید )

سندرم های ژنتیکی : اکثر سندرم های ژنتیکی اختلالات زبانی با تاثیر گذاشتن روی شنوایی موجب ایجاد اختلالات زبانی می شوند.شایع ترین شکل نا شنوایی مادرزادی از نوع ، حسی عصبی شدید به صورت غالب است که با اختلال در تعادل همراه نیست.در اکثر موارد خانواده ها از استعداد فرزندانشان برای ابتلا به این اختلال آکاهی دارند چون یک یا هر دو والد به آن مبتلا هستند یا این اختلال در جایی در خانواده شان ظاهر شده است. از انجا که این اختلال از یک الگوی غالب وراثتی پیروی می کند ، اگر یکی از والدین دچار آن باشد ،هر فرزند 50 % شانس به ارث بردن ژن حامل و ابتلا به ان را دارد.عضی از اشکال نا شنوایی،از یک الگوی انتقال مغلوب پیروی می کنند ، بدان معنا که صفتف تنها در صورتی نمایان می شود که هر دو والدف ژن مربوطه را دارا باشند و در این صورت خطر ابتلای هر فرزند 25 % است.والدینی که دارای فرزندی هستند که به علت این نوع الگوی وراثتی، به طور مادرزادی نا شنوا است، ممکن است از تاریخچه نا شنوایی در خانواده آگاه نباشند چون این اولین موردی است که این دو فردی که حامل ژن بوده اند ، صاحب فرزند شده اند . ژن ممکن است مدت ها در خانواده هر دو والد اما هرگز نمایان نشده باشد. چون این نقص تا هنگامی که دو فردی که حامل ژن هستند ، شروع به تولید مثل نکنند ، مغلوب باقی می ماند. توجه اخیر به علم ژنتیک، انواع مطالعات راجع به انتقال ژنتیکی را در اختلالات ارتباطی ایجاد کرده است. بعضی از موارد نارسا خوانی ، ظاهرا به روش اتوزومال غالب منتقل می شوند . به نظر می رسد که لکنت هم در خانواده به ارث میرسد اگر چه هیچ کدام از الگوهای ساده وراثت پیروی نمی کنند.

سایر سندرم های مادرزادی : چندین سندرم دیگر نیز روی رشد جمجمه ای – صورتی و در نتیجه روی گفتار و شنوایی، اثر می گذارند. تعدادی از این سندرم ها منجر به عقب ماندگی ذهنی هم می شوند که البته رشد زبان را نیز تحت تاثیر قرار می دهند . سندرم کرنلیا دلانگ،نورو فیبروماتوزیس و سندرم ولو کاردیوفاشیال،مثال های کمی هستند.

سندرم پرادر- ویلی اختلالی است که در مردان بیشتر از زنان اتفاق می افتد. ای سندرم نسبتا نادر و شیوع ان بین 1 مورد در 15000 مرد و 1 مورد در 30000زن است.بچه های مبتلا به PW دارای تن عضلانی کم ،قد کوتاه و عقب ماندگی ذهنی هستند و به خوبی رشد نمی کنند. آنها اغلب اختلال رفتاری دارندف در سالهای اولیه کودکی،هایپر فاژیا( تمایل غیر ارادی به خوردن) نشان می دهند و چاقی ایجاد شده درآنها سلامتی شان را به خطر می اندازد. ویژگی آشکار آن عبارتند از دیزآرتری فلسید،گفتار خیشومی، تکرار غیر ارادی و سایر اختلالات زبانی.

بچه های مبتلا به سندرم ویلیامز (WS) به عنوان افراد دارای ظاهر کوتوله مانند توصیف شده اند.این سندرم در زنان و مردان به نسبت مشابهی دیده شده و شیوع آن 1 مورد در 25000 است.زبان بیانی در کودکان مبتلا به WS به شکل آنچه که گاهی اوقات، گفتار Cocktail party نامیده می شود ( یعنی تولید زیاد گفتار که همیشه هم مرتبط و متناسب نیست ) مشخص می شود. صوت آنها اغلب خشن است.

ادامه دارد.......(در ادامه در مورد سایر طبقه بندی ها خواهیم گفت.)

ارسال در تاريخ سه شنبه شانزدهم تیر 1388 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

پاسخ به سئوالات :

-          ميخواستم بدونم افراد ميكرو سفال و ايزوله حداكثر چند سال عمر ميكنند ؟

جواب :

نكته اي كه قابل ذكر است در گذشته سن افراد سندم دان را 14 سال اعلام نمودند

ولي با رعايت نكاتي سن به 24 سال 40 سال هم رسيده

پس ميزان عمر به شرايطي است كه براي اين افراد مهيا مي شود

در مورد عمر اين افراد ( ميكر سفال ) بستگي به شرايط ذيل دارد :

*بستگي به درصد يا شدت بيماري دارد

*شرايط نگهداري از كودك

*بيماريهاي جانبي

*شرايط بهداشتي

*شرايط تغذيه اي

 

*هر چه  شرايط فوق مطلوبتر باشد مدت عمر بيشتر است .

و در آخر عمر همه رقم خورده به دست يكتاي عالم .

 

ارسال در تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط منصور عیدیان

تدریس خصوصی

 

به دانش آموزان کم توان ذهنی

 

به دانش آموزان آموزش پذیر

 

و دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری

 

پذیرفته می شود .

شماره تماس : 09166454219

ارسال در تاريخ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 توسط منصور عیدیان

                      برقراری ارتباط در اختلالات روانپزشکی :

اختلالات نقص توجه/ بیش فعالی :

 شایع ترین مشکل رفتاری در کودکان مدرسه رو، اختلال نقص توجه /بیش فعالی (ADHD) می باشد.این اختلال 3 جزء را در بر می گیرد : بی توجهی بیش از حد،فعالیت زیاد و تکانشگری.هنگامی که ADHD اساسا از نوع بی توجهی باشد ، مشکلاتی رخ می دهند که با توجه و تمرکز ضعیف ،حواس پرتی،ضعیف بودن مهارت های سازمان یافته و اشکال در تکمیل وظایف بدون نظارت نزدیک، مشخص می شود.از مفهوم « عدم مهار رفتاری » برای مشخص کردن بعد دوم یعنی فعالیت زیاد/ تکانشگری استفاده می شود.این جنبه مقدمتا شامل نقص هایی در تنظیم و مهار رفتار می باشد . به صورت دیگر می توانیم بگوییم که کودکان مبتلا به این نوع از ADHD ، در توانایی « توقف و تفکر » قبل از عمل نقص دارند .این کودکان تمایل دارند که نا آرام و بی قرار باشند ، بدوند، بالا بپرند و بیش از حد حرف بزنند، اگر چه بر خلاف حرافیشان ،اطلاعات کمی را منتقل می کنند. به نظر میرسد که این اختلالات عموما بیشتر همراه با انواعی دبگر از ناتوانایی های رشدی شامل سندرم  X شکننده،اتیسم ، ناتوانایی های یادگیری و نقایص زبانی خاص هستند.در واقع همراهی ADHD با ناتوانایی های مشخص رشدی آنقدر زیاد است که برخی محققان استدلال کرده اند که این وضعیت ها واقعا از یکدیگر مجزا نبوده بلکه بخشی از یک سندرم هستند.برای مثال زیر گروه خاصی از ADHD وجود دارد با نام « بی توجهی شناختی »، که با عملکرد کند تحصیلی مشخص همراه با نقایص مشخص زبان شناختی تشخیص داده می شود.سابر پژوهشگران فرضیه همپوشانی با تشخیص اختلال پردازش شنیداری مرکزی (CAPD) را مطرح کرده اند که به صورت « محدودیت هایی در انتقال مداوم، تجزیه و تحلیل، سازمان دهی،تغییر شکل،عمق بخشی،ذخیره سازی، بازیابی و استفاده از اطلاعات موجود در علامت های قابل شنیدن ، تعریف می شود.»

گفته می شود که علایم CAPD شامل مهارت های شنیدتری ضعیف، اشکال در پیروی از دستورات،حواس پرتی و بی توجهی، و مشکلاتی در خواندن ، هجی کردن، زبان نوشتاری و حافظه می باشد.این اختلال مشخصا بر اساس اجرای آزمون های شنوایی شناسی خاص تشخیص داده می شود.اما،اساس کنش ضعیف در شناسایی این تن های شنوایی شناسی، که به توجه دقیق،مداوم و سازمان یافته به محرکات شنیداری نباز دارند می تواند مشکلات توجه باشد.بنا براین میتوان الگوی عملکردی مشابه CAPD را با روند هایی مشابه آنهایی که در ADHD وجود دارند توضیح داد. به علاوه تحقیقات زیادی نشان داده اند که کودکانی که تشخیص اولیه آنها ADHD است، بسیا احتمال دارد که شواهدی از ناتوانی زبانی را از خود نشان دهند.55% تا 68% کودکان مبتلا به نوعی از اختلال در توجه، نقص های زبانی هم دارند.تشخیص ADHD به دلیل فقدان معیار های عینی برای تعین توجه ضعیف یا فعالیت بیش از حد/ تکانشگری مخصوصا در خورد سالان، کار مشکلی است. نسبت زیادی از کودکان مبتلا به ADHD ، «نرم نشانه های عصب شناختی »، از قبیل اشکال در حرکت انگشتان یک دست در حالی که انگشتان دست دیگر ثابت است یا نا توانی در ایستادن روی یک پا بدون افتادن را نشان می دهند.البته این علایم نه مختص ADHD  و نه نشانه تشخیصی آن هستند.مشکل تشخیصی دیگر اینکه این حالت می تواند بافت – وابسته باشد . بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD می توانند در شرایط انگیزشی شدید مانند بازی ویدیویی توجه طبیعی نشان دهند.سطوح انگیزش درونی این کودکان پایین تر از حد طبیعی است و کمتر قادرند در اثر فعالیت های عادی روزمره تقویت شوند.گاهی اوقات تصور می شود که کودکان، در مدرسه دچار مشکلات توجه و فعالیت هستند، در حالی که رفتار آنها در خانه،(چه شبیه رفتار آنها در مدرسه باشد چه متفاوت با آن )قابل قبول در نظر گرفته می شود.مشکلات توجه و فعالیت اغلب تا هنگامی که کودک به سن مدرسه نرسد تشخیص داده نمی شودآیا این بدان معنی است که کودک مشکلی داشته که قبلا تشخیص داده نشده است یا اینکه مواجه شدن کودک با بافت مدرسه است که باعث ایجاد مشکلی شده که قبلا وجود نداشته است ؟ در حقیقت برخی محققین عنوان می کنند که ADHD  بخش واقعی یک سیستم – سیستم کودک در داخل محیط – است.در این مدل وجود مشکل به آن اندازه که در تعامل سطح توجه و فعالیت کودک با محیط های خاص خانه و مدرسه که او باید در آنها عمل کند هست ، « درون » خود کودک نیست. معمولا تشخیص شامل استفاده از یک مقیاس  رتبه بندی برای کمی کردن مشاهدات والدین و معلمین درباره سطوح توجه و فعالیت کودک خواهد بود.در روند تشخیص، به منظور رد هر گونه شرایط دیگری که بسیار مشابه با علایم ADHD هستند، مانند فشار خون بالا، اختلالات قلبی، یا سندرم های تیک،ارزیابی پزشکی همیشه مهم است.البته ارزیابی کامل برقراری ارتباط نیز برای درک کودک مبتلا به ADHD حتمی است. به این دلیل که بسیاری از تظاهرات این اختلال، در حوزه اجتماعی/ارتباطی است و نیز رسیدگی به نقایص زبان شناختی که می توانند زیر بنای مشکلات یاد گیری و رفتاری واضحتر این کودکان باشند آسان است.

مدیریت رفتار برخی از موثرترین رویکردها را برای بهبود رفتار در کودکان مبتلا به ADHD ارائه میدهد.این تکنیک ها شامل تقویت مثبت مانند جمع کردن ژتون برای دریافت یک جایزه عینی،جریمه،از قبیا از دست دادن ژتون های جمع آوری شده به دلیل رفتار های نا مطلوب،و محرومیت، یا دور کردن از تعاملات اجتماعی به عنوان تنبیهی برای رفتار نا مناسب می باشد.مداخله رفتاری اغلب با دارو تکمیل می شود . رایج ترین گروه های دارویی مورد استفاده برای درمان کودکان مبتلا به ADHD ، محرک هایی از قبیل متبل فنی دات( ریتالین )، دکسترو آمفتامین (دکسدرین ) و پمولین ( سیلرت ) هستند. از داروهای ضد افسردگی ، کلونیدین،و فنوتیازینها نیز گاهی اوقات استفاده می شود، اما مشاهده شده است که این داروها نسبت به محرک ها کمتر موثر هستندو اثرات جانبی شایع تر و آزار دهنده تری دارند. داروهای جدید تر شامل مهار کننده های خاص باز تولیدی سروتونین(SSRIs) از قبیل فلوکستین (پروزاک ) نیز ممکن است در درمان ADHD موثر باشد.داروهای محرک اثرات بسیار سودمندی برای برخی از کودکان مبتلا به ADHD  ولی نه همه آنها دارند. آنها عمدتا توجه را افزایش و فعالیت حرکتی و تکانشگری را کاهش میدهند.هر چند که اختلالات یاد گیری یا تصور از خود را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار نمیدهند.البته درمان با محرک ها تا اندازه ای مورد مناقشه است.نوعی بی میلی طبیعی برای استفاده از چنین داروهای قوی در درمان اختلال رفتاری کودک خورد سال وجود دارد، و والدین درباره اثرات جانبی و پیامد های منفی دراز مدت آنها اظهار نگرانی می کنند.چند تن از دانشمندان نشان دادند که اثرات جانبی محرک درمانی در کودکان به ندرت جدی هستند، هر چند که پیامد های دراز مدت این داروها هنوز به طور کامل شناخته نشده اند. بسیاری از مشاهده گران اندیشمند عقیده دارند که این اختلال ، زیادی بیش از حد تشخیص داده می شود. بحث آنها این است که سطح بالای فعالیت طبیعی در کودکان خرد سال گاهی اوقات به اشتباه به عنوان « مشکل » تشخیص داده می شوددر حالی که در واقع، مشکل بیشتر از جانب والدین و معلمین است تا از طرف کودک.در واقع موضوع استفاده بیش از حد از محرک ها نیست، چون آنها موثر ترین درمان برای اختلال هستند، بلکه موضوع این است که اختلال در کودکانی بیش از حد تشخیص داده می شود که توجه و فعالیتشان بیشتر نزدیک به محدوده های پایانی دامنه ی طبیعی قرار میگیرند .همچنین به دلیل اینکه اندازه گیری های معتبر عینی وجود ندارند که ADHD را از حدود طبیعی توجه و فعالیت تمایز دهند ،مشکل است که با مدرک اثبات کرد که کودکی اشتباه تشخیص داده شده است. اما ، در مورد برخی کودکان ،محرک ها به وضوح در غلبه بر مشکلات توجه و فعالیت و بهبود عملکرد مدرسه مفید هستند.البته استفاده از آنها را باید به دقت کنترل کنیم تا مطمئن شویم به فواید مشخصی دست می یابیم.

ارسال در تاريخ شنبه بیست و نهم فروردین 1388 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

آسیب شناسی و گفتار و زبان

سرکار خانم مختارزاده

دارای مجوز رسمی از سازمان نظام پژشکی

درمان اختلالات تلفظ- لکنت- تند گویی ،صدا ، شکاف کام

کم شنوایی و آسیب دیدگان مغزی

 

Moonsa_m2@yahoo.com  

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط منصور عیدیان

                       <<هیپرتلورئیسم>>

به معنی فاصله زیادبین دوچشم ،این بیماری جزءبیماریهای باعلل ناشناخته قرار دارد.

علائم :

·          فاصله زیاد بین دوچشم

·          بیش ازحد معمول پهن تربودن بینی

·          دریک جهت نبودن چشمها(حالت لوچ)

·          وجود یک شیارعمودی عمیق درپیشانی

·          تشنج

·          عقب ماندگی سطحی وخفیف

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط منصور عیدیان

<<آنسفال>>

دربیماران مبتلا به آنسفال قسمتی ازمغزیانخاع رشدنمی کند یا اصلاً تشکیل نمی شود وبه همین خاطربه آن تهی مغزی هم می گویند.درمواردی مغزدرخارج ازجمجمه تشکیل می شود.درهرصورت بیماری مرگ آور است و در مدت زنده بودن مشکلات شدید حرکتی وجسمی و اختلال در تغذیه دیده می شود و عقب ماندگی ذهنی درحدعمیق و شدید است.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ششم فروردین 1388 توسط منصور عیدیان

                                                                                              

سندرم های رایج  عقب ماندگی ذهنی (MR) :

سندرم داون ( DS ):

سندرم داون در قرن نوزدهم توسط یک پزشک انگلیسی به این نام نامیده شد.این سندرم به طور معمول ،بیشتر، از یک ناهنجاری کروموزومی که تریزومی 21 نامیده می شود،یا یک رونوشت اضافی (سه تایی) از کروموزوم 21، ناشی می شود. نشانه های آن شامل عقب ماندگی خفیف تا متوسط ،هایپوتونی (پایین بودن تون عضلانی ) ،چهره ای مشخص همراه با کوتاهی بعد قدامی- خلفی (براکی سفالی ) ، انعطاف پذیری زیاد مفاصل ، ناهنجاری های گوش، مشکلات دهانی – حرکتی و نقایصی در گفتار ،زبان و شنوایی می شود. مشکلات تولیدی و قابلیت وضوح ،و نیز تاخیر در رشد زبان ،در این گروه شایع هستند. ناهنجا ریهای گوش و ناهنجاری های راه هوایی فوقانی ،به اوتیت راجعه گوش میانی منجر می شود که هم بر گفتار و هم بر زبان اثراتی بر جای می گذارد. سندرم داون( DS) در حدود 1 تولد از هر 800 تولد زنده را تشکیل می دهد .وقوع آن با افزایش سن مادر افزایش می یابد. در خواست کردن غیر کلامی در کودکان خردسال مبتلا به  DS به هم ریخته و این مشکل به رشد بعدی زبان بیانی منتقل می شود.برخی محققان اصرار دارند که بعضی مشکلات زبانی مشاهده شده در کودکان مبتلا به DS ،از این نقص های اولیه در ارتباط غیر کلامی ریشه می گیرند. درصد استفاده کودکان DS از ژست های نمادین نسبت به کودکان در حال رشد معمولی بیشتر است که به قدرتی در بیان از طریق ژست اشاره دارد که می توان بر اساس آن،استفاده از یک رویکرد مبتنی بر  ) AACرویکرد مبتنی بر ارتباط ) را برای این کودکان بنا نهاد. مطالعات نشان می دهند که استفاده از برقراری ارتباط دستی می تواند بیان اولیه را تسهیل کرده و رشد کلمات بیانی در این گروه افزایش دهد. با این که رشد زبانی در DS به طور کلی توالی طبیعی را دنبال می کند، اما بعضی نا همزمانی های خاص نیز در کسب   حوزه های زبانی یافت شده است.ناهنجاری های صورتی – جمجمه ای همراه این سندرم، اثرات چند گانه ای بر رشد گفتار و شنوایی دارند. کودکان مبتلا به DS  ،به علت استعداد اوتیت راجعه گوش میانی ، حتی بعد از دوران کودکی اولیه – زمانی که خطر OM برای کودکان غیر DS کاهش یافته است – از نظر این بیماری دائما کنترل می شوند. مشکلات گفتاری مشخصی که مشاهده می شوند شامل صدای خشن،نفس آلود و با فرکانس پایین و نیز گفتاری با قابلیت فهم ضعیف می باشند و به نظر می رسد که غیر قابل فهم بودن به درجا تی مختلف بروز می کند که به میزان بالای حذف صداهای گفتاری وخرابگویی مربوط می شود. همچنین تغییرات مربوط به آواها در DS  نسبت به اشکال دیگر عقب ماند گی ،حتی بعد از مداخله فشرده ،بی ثبات ترند. کودکان مبتلا به DS در تکالیف تولیدی تقلیدی نسبت به تولید خود انگیخته دقیق تر عمل می کنند. درک واژگان اولیه عقب تراز رشد شناختی است . کودکان DS از کلمات و معانی دارای چند کلمه خیلی مشابه آنچه همتایان بر اساس سن عقلی با رشد معمولی به کار میبرند ،استفاده می کنند ،اگر چه سرعت فراگیری آنها کمتر است . احتمال می رود که زمینه رشد معنا شناختی در کودکان DS معمولا قوی باشد. مهارت های تولید نحو در کودکان مبتلا به DS عقب تر از درک آنهاست و این شکاف با سن افزایش می یابد. همچنین مهارت های نحوی در کودکان مبتلا به DS پیشرفت کمتری نسبت به توانا یی های شناختی داشته است و این کودکان مشکلات بیانی بیشتری نسبت به کودکان مبتلا به دیکر عقب ماندگی های ذهنی نشان می دهند . تحقیقات نشان داده که کودکان مبتلا به  DSنقصی ویژه در تولید زبان نشان می دهند که بیشتر در زمینه صرفی – نحوی رخ   می دهد و با بزرگ تر شدن کودک نیز توسعه می یابد .کودکان مبتلا به DS کلمات و تکواژهای عملکردی دستوری را بیشتر از کودکان دارای سن عقلی همسان حذف می کنند و کسب واژگان بیانی سریعتر از نحو است. همچنین مطالعات نشان داده که طول و پیچید گی جمله در نوجوانان مبتلا به DS می توانند رو به رشد باشند و این یافته نشان دهنده نیاز به مداخله زبانی پیوسته و مداوم،حتی برای نوجوانان مبتلا به DS است. یکی دیگر از زمینه های تحقیقی در مورد کودکان مبتلا به DS  ،به رشد خواندن ونوشتن مربوط می شود. تا چندی پیش گمان می شد که خواندن نمی تواند تا قبل از رسیدن به سن عقلی 6 سالگی کسب شود.از آنجا که بسیاری از افراد مبتلا به DS هرگز به این مرحله از رشد نمی رسند ،فرض می شد که یادگیری خواندن برای آنها غیر ممکن می باشد.مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته نشان داده است که سطوح خواندن کودکان مبتلا به DS مقدم بر توانایی های زبانی و شناختی آنهاست.این کودکان با روشی متفاوت از آنچه در فراگیری طبیعی معمول است ،به خواندن دست می یا بند.آنها بیشتر به شناخت کل کلمه تکیه می کنند تا به تجزیه واجشناختی.این مطالعات اشاره دارند که صرف نظر از مسیری که این افراد برای خواندن در پیش می گیرند،خواندن و نوشتن ،هدفی مناسب و قابل دستیابی برای کودکان مبتلا به DS  است و باید قسمتی از برنامه مداخله ارتباطی باشد.      

 

                                       

                                                                    

به طور خلاصه ،خصوصیات فیزیو لوژیک کودکان مبتلا به DS می توانند بر برقراری ارتباط آنها اثر بگذارند و لازم است در هر روند ارزیابی مورد بررسی قرار بگیرند.پیشرفت زبانی آنها الگوهای ناجوری را نشان میدهند که فرایند تعمیم از یک جنبه ارتباطی به جنبه دیگر را غیر ممکن می سازد . لازم است که هر زمینه با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد .این الگوهای ناجور جزئیا تی هم درمورد جایی که مداخله باید متمرکز شوند ارائه می دهند. برای مثال ،احتمالا نحو بدون مداحله کند تر از اندازه خزانه واژگانی پیشرفت میکند که می تواند اشاره داشته باشد به اینکه در برنامه مداخله برای کودکان مبتلا به این اختلال ،اهداف نحوی در اولویت باشند.نقایص دیده شده در ارتباط پیش زبانی ،بر نیاز به مداخله زود هنگام با در نظر گرفتن سرعت کند فراگیری ،تاکید میکند.به علاوه آگاهی نسبت به اینکه پیشرفت حتی درنوجوانی نیز اتفاق می افتد،نیاز به مداخله زبانی مداوم در سراسر دوران رشد را نشان میدهد.زمانی که ارتباط بیانی حاصل شد،پیشرفت خواندن و نوشتن باید مورد هدف قرار گیرد. ادامه دارد...

                                                                                                                               

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

اختلالات زبان و عقب ماندگی ذهنی :

محدودیت در مهارت برقراری ارتباط اغلب یکی از اولین نشانه های MR است .تا سن عقلی 10 سالگی ، کودکان MR  پیشرفتی کند و آهسته از کسب زبان را ، شبیه آنچه که در رشد طبیعی مشاهده می شود ، دنبال می کنند به جز این که جملات ،تا حدی کوتاه تر و از نظر تولید زبانی ضعیف تر هستند و درک کمتری حاصل می شود . با وجود این مهارت های برقراری ارتباط در بسیاری از کودکان MR نا پخته تر از آن چیزی است که بر اساس سن عقلی غیر کلامی آنها انتظار میرود .حدود نیمی از افراد مبتلا به انواع عقب ماندگی ذهنی ،مهارت های زبانی متناسب با سطح شناختی خود دارند.در بقیه افراد MR ،دو الگوی اختلال زبانی شناسایی شده است : 25% که MR تشخیص داده شدند مهارت های ادراکی ای داشتند که با سن عقلی هم تراز بود ،اما در مهارت های تولیدی ضعیف تر بودند .25% دیگر، هم در تولید و هم در درک نسبت به سن عقلی نقایصی داشتند . برای اینکه بتوانیم تشخیص دهیم شخص MR  کدام یک از این الگوهای زبانی را نشان میدهد یا چه شکاف های خاصی در جنبه های درک و بیان آنها رخ میدهد باید ارزیابی و توصیف مهارت های برقراری ارتباط به به طور عمیق انجام شود.در زیر به بعضی از یافته های شاخص به دست آمده از تحقیق بر روی مهارت های زبانی در افراد  MR می پردازیم .

صرف و نحو : کودکان  MR در توالی یادگیری قوانین دستوری تفاوت های کمی با همتایان خود بر اساس سن عقلی نشان می دهند ، مخصوصا وقتی که میانگین طول گفته (MLU) بر حسب تکواژها کمتر از 3 باشد .وقتی MLU بالاتر از این سطح باشد ،کودکان MR تمایل دارند از جملات کمتر پیچیده، کوتاه تر، با عمق و عبارت نسبتا کمتر از همتایان خود با همان سن عقلی استفاده کنند .کودکان MR تکواژهای دستوری را تقریبا به همان ترتیب مشابه کودکان پیش دبستانی در حال رشد طبیعی یاد می گیرند ،اگر چه رسیدن به هر کدام از سطوح MLU  را در سنین عقلی بالاتر از کودکان دارای رشد طبیعی نشان میدهند .

واجشناسی : خطاهای تولیدی در کودکان MR شایع تر از کودکان بدون عقب ماندگی است و احتمالا بی ثبات هستند. حذف هم خوانها رایج ترین نوع خطاهاست .

معناشناسی: به نظر میرسد که کودکان MR مخصوصا کودکان سندرم داون واژگان را آسان تر از نحو می آموزند .معانی کلمات ،نسبت به همتایان بیشتر عینی و تحت اللفظی است .صفات و قیود را به میزان کمتری استفاده می کنند ،اما کلملت دارای معانی عینی را بیشتر به کار می برند.

کاربرد شناسی: همانند سطوح دیگر رشد زبان ، الگوی کسب مهارت های کاربرد شناختی در بین کودکان عقب مانده و بدون عقب ماندگی مشابه است.رشد برقراری ارتباط در کودکان عقب مانده و بدون عقب مانده به میزان زیادی به سطح شناخت بستگی دارد . نقایص شناختی کودکان MR  ،مخصوصا در 2 سال اول زندگی ،ممکن است برکیفیت درون داد پیش زبانی که آنها دریافت میکنند اثر بگذارد که به نوبه خود ،ممکن است رشد ارتباط بعدی آنها را تحت تاثیر قرار دهد . کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی برای تفهیم مقاصد ابتدایی خود، از ژست ها به شیوه ای بسیار شبیه به کودکان با سن عقلی مشابه لستفاده می کنند .رعایت نوبت وحفظ موضوع آنها ممتناسب با سن عقلی است و میتوانند سبک گفتارشان را تا حدی با نیازهای شنونده مطابقت دهند .کودکان MR از پرسشها به با کفایتی همتایان خود بر اساس سن عقلی برای جمع آوری اطلاعات استفاده نمی کنند.همچنین افراد MR تمایل دارند که در مکالمه کمتر اظهار کننده باشند. ادامه دارد.........

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1387 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

رشد زبان در کودکان از تولد تا 8 سالگی :

 

کودک 1 ماهه

زبان درکی : به صداهای انسانی پاسخ میگوید.

زبان بیانی : با صحبت افراد بالغ همزمان دهان را باز و بسته میکند .صداهای مختصر از حلق خود خارج میکند.صداهای ناشی از رضایت و آرامش در ضمن صرف شیر خارج می سازد.مشخصات گریه در حال توسعه است.در هنگام گرسنگی یا ناراحتی شروع به گریه می کند.شروع به بغو بغو میکند.

کودک 2 ماهه

زبان درکی : عکس العمل هوشیارانه هنگام شنیدن دارد.با شنیدن صدای مادر آرام می شود.

زبان بیانی : مشخصات گریه توسعه می یابد.ویژگی گریه بستگی به علت آن دارد مثل گرسنگی،تمایل به خوابیدن یا درد ،یعنی شدت و فرکانس آن متفاوت است .به صدای مراقبت کننده پاسخ میدهد. بغو بغو می کند uh   eh  ah

کودک 3 ماهه

زبان درکی : در جهت سخنگو نگاه می کند.

زبان بیانی : کمتر گریه می کند .از تولید صداهای مختلف خوشحال میشود. با تولید صدا پاسخ دیگران را میدهد. بغو بغو میکند،در حالی که دهانش بسته است میخندد. ممکن است با صدای بلند بخندد.بین 8-3 ماهگی اصوات مبهم خارج میسازد که در ارتباط با اشیا یا افراد نیست .

کودک 4 ماهه

زبان درکی : نسبت به صدای حاکی از رضایت یا خشم به طور متفاوت پاسخ می گوید . در هنگام سرزنش گریه نمی کند.

زبان بیانی : با صدای بلند می خندد. با تولید صداهایی ارتباط اجتماعی را برقرار میسازد.در هنگام صحبت کردن با او بغو بغو کرده و سرو صدا میکتد .با خود،مردم یا اشیا پر حرفی میکند.به طور متناوب و تکراری گریه و صحبت می کند. میتواند حروف بی صدا تولید نماید مثل : f  n  k  h   b  g   

کودک 5 ماهه

زبان درکی : نسبت به نام خود عکس العمل نشان میدهد .

زبان بیانی : در هنگام شادی داد و فریاد میکشد . در هنگام دور کردن شی مورد علاقه ، نارضایتی خود را با تولید صدا نشان می دهد .حروف بی صدا در حال افزایش است. حروف بی صدا و صدا دار ظهور می یابد مثل : goo   . شروع به تقلید صداها میکند .

کودک 6 ماهه

زبان درکی : کلمات آشنا را تشخیص میدهد .

زبان بیانی : با زمزمه و یا صدای بلند به طور فعال خومشحالی خود را نشان میدهد . به سادگی با مختصری یاس گریه می کند (با کشیدن اسباب بازی از دست ) چندین سیلاب مشخص را بازگو می کند . تقلید نا مناسب را شروع میکند (بین 9-6 ماه ). از شنیدن صدای خود لذت می برد . با تصویر خود در آینه صحبت می کند.تصویر خود را در آینه نوازش میکند.

کودک 7 ماهه

زبان درکی : نام خود را می داند .نسبت به برخی کلمات با ژست خاص پاسخ می گوید مثلا|"بیا"

زبان بیانی : با شور و شوق سرو صدا در می آورد .در هنگام گریه کردن حرف «mmm» شنیده می شود. صداهای کوتاه را تقلید میکند . صداهای چند سیلابی صدا دار خارج می سازد .صداهایی مثل : ba ma da  را ادا میکند .در هنگام صحبت دیگران ،لهجه افراد بالغ را در می آورد .

کودک 8 ماهه

زبان درکی : هنگام شنیدن اسم خود از حرکت باز می ایستد . شروع به درک مفهوم خیر می کند.

زبان بیانی : برای جلب توجه فریاد میزند .توالی صداها را تقلید می کند وتولید سیلاب ها را ادامه می دهد مثل: dada   mama (مفهوم خاصی ندارد )  حروف بی صدا را ادا میکند مثل : w  t   d

کودک 9 ماهه

زبان درکی : در پاسخ به خیر از حرکت باز می ایستد .شروع به پاسخ به درخواست های ساده کلامی می کند . به افراد بالغ پاسخ می گوید .

زبان بیانی : در هنگام سرزنش گریه می کند .کلمات را تکرار یا صداهای دیگران را به خوبی تقلید می کند (10-9 ماهگی )واژه ها را با اشخاص یا اشیا ارتباط می دهد .اشخاص را با dada   و mama   خطاب می کند . تون صدا از طریق تقلید مشخص تر می شود.

 

 

کودک 10 ماهه

زبان درکی : توصیه های ساده را درک می کند .در موقع درخواست اسباب بازی را می دهد که با ژست خاصی همراه است .

زبان بیانی : ممکن است یک کلمه به جز mama  و dada   را تکرار کند مثل خیر . مفهوم bye bye   را درک می کند و صدای فرد بالغ را تقلید میکند . صدای حیوانات را تقلید می کند.

کودک 11 ماهه

زبان درکی : به پرسش های ساده با اشاره کردن و نگاه کردن به وسیله مورد نظر پاسخ می دهد برای مثال : « گربه کجاست ؟»

زبان بیانی : ویژگی صداهای دیگران را تقلید میکند .ابراز واژه های مبهم ادامه دارد.

کودک 12 ماهه

زبان درکی : به ژست ها یا حرکات نسبتا پیچیده پاسخ میگوید مثلا « لطفاآن را به من بدهید »

زبان بیانی : ممکن است 2 تا 3 واژه به جز mama  و dada   بگوید .معانی بسیاری از واژه ها را درک می کند .اسامی بسیاری از اشیا را میداند. صدای حیوانات را تقلید میکند.لحن صدا بیشتر شبیه فرد بالغ شده است . ابراز سخن مبهم ادامه دارد .مفهوم خیر را با سر نشان می دهد . کنترل ارادی در پاسخ به صدا را شروع کرده است و ممکن استپاسخ بدهد یا ندهد . همزمان با کسب مهارت در راه رفتن ،یادگیری واژه ها کمتر می شود .

کودک 15 ماهه

زبان درکی : بیش از آنچه که صحبت کند درک میکند.نام قسمت های مختلف بدن را می داند.به درخواست های آشنا و ساده پاسخ می گوید.

زبان بیانی :  استفاده از واژه های مبهم توصیفی ادامه دارد .واژه های حقیقی را با لغات مبهم و احتمالا توام با ژست خاص بیان میکند .6-2 لغت میداند . اشیا شناس را نام می برد مثل: توپ . نیاز های خود را ابراز کرده و اشیا مورد  دلخواه  را اشاره می کند . برای گفتن خیر از حرکت سر استفاده می کند . حتی در مطرح کردن یک نیاز ممکن است از واژه خیر استفاده کند.

کودک 18ماهه

زبان درکی : اشیا شناس را با اشاره نشان می دهد. یک یا چند بخش از بدن را نشان می دهد.

زبان بیانی : علاوه بر واژه های مبهم 10 لغت را کامل می داند. تصاویر را با نامیدن آنها نشان میدهد .نیاز های خود را با زست خاص ابراز می دارد .برای برقراری ارتباط از یک لغت استفاده می کند.جملات طولانی تر درست می کند .عباراتی را با ترکیب نام و صفات استفاده میکند.حدود 25% از واژگان وی قابل درک است.

کودک 24 ماهه

زبان درکی : جملات پیچیده تر را درک میکند.یک حرف اضافه(بالا یا زیر) و دو جمله امر و نهی را درک میکند (کت را بردار و روی صندلی بگذار).از داستان های مصور لذت می برد .4 بخش از بدن را هنگام خطاب شناسایی میکند.

زبان بیانی : از لغت های مبهم کمتر استفاده می کند .تقریبا 3 لغت می داند .نام خود را می داند.از ضمایر (من و ما) استفاده می کند.در صحبت هایش لغت های جدیدی وجود دارد «آن چیست؟» و «آن کجاست ؟». در مورد تجربیات جاری صحبت می کند. اشیا شناس را تشخیص میدهد نیازهای خود را در مورد مایعات و غذا می گوید. جملات طولانی شده و دارای 3-2 لغت است (فرد،شی،فعل).66% صحبت هایش قابل درک است.

کودک 30 ماهه

زبان درکی : از 5 بخش بدن آگاه است

زبان بیانی : در صورت پرسش ،اسم و فامیل را پاسخ می گوید.در مورد خود از ضمیر صحیح استفاده می کند.افعال را به صورت جمع و با زمان گذشته به کار می برد.به طور مداوم صحبت میکند.مرتب چراها را مطرح می کند. جملات 5-4 کلمه ای می سازد.حدود 75% از صحبت هایش قابل درک است.

کودک 4 ساله

زبان درکی : امر و نهی را درک می کند .(رو،زیر،جلو،عقب)

زبان بیانی : یک یا دو رنگ را نام میبرد . لغت من را به کار می برد.تا رقم 5 میشمارد . به خاطر کسب توجه ممکن است ناسزاگویی کند.جملاتی با 7-3 لغت می سازد.1500 لغت میداند.

کودک 5 ساله

زبان درکی : سه جمله پیشنهادی را درک می کند : مثل شستن،خشکح کردن و نشستن

زبان بیانی : رنگ های اصلی را نام میبرد. مفهوم لغات را می پرسد.واحد پول را میداند.جملات 12 سیلابی یا بیش از آن را  تکرار میکند.تا رقم 10 می شمارد. 2100 لغت می داند.

کودکان 8-6 ساله

زبان درکی : 3 جمله امرو نهی را پشت سز هم درک می کند.نحوه پاسخ بستگی به خلق وی دارد.به ستایش پاسخ میگوید.

زبان بیانی : جملات 12-10 واژه ای می سازد. 2500 لغت میداند. انواع جمله سازی را میداند. حاصل جمع نمرات را حد اکثر تا 10 می داند. حس نوع دوستی دارد. از گفتن جوک لذت می برد.

 

پدر و مادر عزیز:

هر چند سنین ذکر شده در بالا سنین مرزی می باشند و ممکن است بعضی از کودکان تفاوت هایی را نشان دهند (مثلا نسبت به سطح سنی خود بهتر یا بدتر عمل کنند ) اما طبق تحقیقات در اکثر کودکان روند رشدزبان در این سنین ،ثابت شده است. در صورتی که در کودک خود تاخیر یاانحرافی اراین نظر مشاهده نمودید در اولین فرصت با یک آسیب شناس گفتارو زبان مشورت نمایید.

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1387 توسط آسیب شناس گفتار و زبان - مختار زاده

<<هیدروسفال>>

درشرایط طبیعی مغزدرداخا جمجمه درمایعی بنام مایع مغزی- نخاعی قراردارد.این مایع بصورت طبیعی از مجاری خاصی ترشح وازمجاری دیگردفع می گردد درنتیجه میزان آن درمغزثابت است وهمچنین بخاطرترشح ودفع به موقع، این مایع همیشه تازه است.درافرادهیدروسفال به علل های مختلف دربطن ها ومجاری دفع ان مایع مشکلاتی ایجادمی شود درنتیجه مایع اضافی به جای اینکه دفع شود وارد مغزشده وجمجمه راپرمی کند.درنوزادان به علت غضروفی بودن جمجمه،جمجمه بزرگ می شود ولی درافراد بزرگسال چون جمجمه استخوانی شده باعث فشاربه مغزونهایتاً منجربه مرگ می شود.

خصوصیات:

1)جمجمه بزرگ به علت جمع شدن مایع مغزی- نخاعی

 2)مشکلات بینائی،شنوایی وگفتاری. زیرا جمع شدن مایع ممکن است به هریک ازمراکزفوق آسیب برساند وگاهی هرسه مشکل وجود دارد ودرمواردی یک یا دو مشکل دیده می شود

 3)عدم تناسب جمجمه باچهره وسایراندام بدن

 4)اختلالات حرکتی به علت فشارمایع به قسمت حرکتی مغز

 5)آتروفی عضلانی(تحلیل رفتن عضو)که معمولاً مچ دست ومچ پا دچارآتروفی شده درنتیجه بیش ازحد نازک می باشد.

توضیح:

یکی ازراههای تشخیص این بیماری آزمایش آمنیوسنتزاست.واگربیماری زودتشخیص داده شودوبوسیله سی تی اسکن(c.t.s)محل آسیب مشخص شود می توان باعمل جراحی، مجرای اشکال دیده رابازکرد وازپیشرفت بیماری جلوگیری کرد ودرمواردی نیزبجای مجرای بسته شده ازوسیله ای بنام شانت استفاده می کنند که کارمجرای بسته شده راانجام می دهد.البته عمل جراحی همیشه باموفقیت همراه نبوده وهمچنین به علت حساسیت عمل امکان این نوع عمل جراحی درهمه جاوجودندارد.

 

ارسال در تاريخ جمعه سوم آبان 1387 توسط منصور عیدیان

<<ماکروسفال>>

دراین بیماری به علت رشد بیش ازحد ماده خاکستری مغزباعث رشد جمجمه می گردد

 درنتیجه جمجمه این افراد بزرگترازطبیعی است.

خصوصیات:

1)بزرگ بودن جمجمه 2)مشکلات بینائی 3)تشنج

 4)تعدادچین شکن های مغزکم است وگاهی تشکیل نمی شود

 5)عقب ماندگی ذهنی معمولاًدرحد شدید وعمیق است.

توضیح:

علت ماکروسفال دقیقا ًشناخته شده نیست وبه همین علت جزءعقب ماندگی های باعلل ناشناخته تقسیم بندی شده اند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه پانزدهم مهر 1387 توسط منصور عیدیان

<<میکروسفال>>

علت اين بیماری عدم رشدسلولهای مغزی است که درنتیجه جمجمه رشد کافی نکرده وکوچک

 می ماند.بیماری میکروسفال بعدازسندرم داون رایجترین عقب ماندگی ذهنی است.

علل متعددی برای میکروسفال ذکر کرده اند:

1)اختلالات ژنتیکی(ژن مغلوب معیوب)

 2)تاثیراشعهXبخصوص در سه ماهه اول بارداری

 3)بیماریهای عفونی مادردردوران بارداری مخصوصاً سرخجه وسیفلیس

 4)مشکلات هنگام زایمان

 5)بیماریهای عفونی خودکودک درسالهای اولیه تولد

خصوصیات:

1)عدم رشد مغزکه باعث کوچک ماندن جمجمه می شود

2)مشکلات بینائی

3)جثه کوچک 4)تشنج

گاهی تشنج به عنوان یکی ازرایج ترین علائم میکروسفالی دیده می شود.

5)چشمان کوچک وگود افتاده

 6)ازنظر عقب ماندگی ذهنی درحد شدید وعمیق هستند.

 

ارسال در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط منصور عیدیان

<<کرتینیسم>>

این عقب ماندگی به علت اختلال درترشح تیروکسین ازتیروئید بوجودمی آید.هورمون تیروکسین علاوه برکمکی که به رشد طولی استخوانها می کند دررشد سلولهای مغزنیزدخالت دارد.اصولاً دونوع کرتینیسم وجود دارد:1)کرتینیسم غیربومی nonendemic "مادرزادی" .2)کرتینیسم بومی endemic  .یک سوم کل افراد مبتلا به کرتینیسم ازنوع غیربومی هستند دراین افراد غده تیروئید ازهنگامی که بدنیا می آینددچاراختلال است به عبارتی تیروئید قادربه ترشح تیروکسین نیست.نوع دوم که بومی است تعدادبیشتری ازافرادمبتلاراشامل می شود . کودک هیچ مشکلی درتیروئید وترشح تیروکسین دچاراختلال می شود.کرتینیسم بومی بیشتردرمناطق بومی کوهستانی وبعضی ازمناطق جغرافیایی که آب وخاک وغذاهای مصرفی کم ید دارندباعث این اختلال می شود.این بیماری درهردونوع فوق اگربه موقع تشخیص داده شود می توان تااندازه زیادی بارژیم وتیروکسین درمانی ازعقب ماندگی ذهنی جلوگیری کرد.رژیم غذایی شامل غذذاهای حاوی ید می باشد.

علائم:

علائم:1)قدکوتاه 2)سربزرگ 3)شکم بزرگ 4)زبان درشت 5)پوست خشک 6)صدای خشن وکلفت 7)پلکهای چشم معمولاً حالت متورم دارد 8)لب پایین کلفت وپهن 8)فاصله بین پاهاهنگام راه رفتن 9)دربرابربیماریهای عفونی بسیارحساس هستند 10)عقب ماندگی ذهنی پسش رونده وسطحی تاعمیق دیده می شود.

ارسال در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 توسط منصور عیدیان

<<بیماریهای ناشی از عوامل محیطی>>

منظورازعوامل محیطی- فیزیکی این است که عواملی ازجانب محیط دردورانهای قبل ازتولد،درحین تولد وبعد از تولد روی مغزاثرگذاشته وموجب آسیب مغزی می شود مثلاً ابتلاء مادربه بیماری سرخجه می تواند به عنوان یک عامل محیطی برجنین تاثیرگذاشته وموجب عقب ماندگی وی می گردد. عوامل محیطی- فیزیکی مانند عوامل ارثی قادرند حتی با درصد موجب عقب ماندگی ذهنی گردند.

ارسال در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 توسط منصور عیدیان

هرلر (گاریگولیسم )

این بیماری ناشی ازعدم سوخت وسازماده قندی موکوپولی ساکارید می باشد.این ماده یکی ازکربوهیدراتها می باشد

کربوهیدراتها معمولاً درقندها،درنشاسته ودرگیاهان وسبزیجات دیده می شود.

خصوصیات:

1)قدکوتاه 2)شکم بزرگ 3)اشکال دراستخوانها بخصوص ستون فقرات 4)ابروی پهن وبه هم پیوسته 5)بینی پهن 6)لبها بویژه لب پایین کلفت وآویزان است 7)عقب ماندگی ذهنی در20درصدموارد دیده می شود و معمولاً درحد شدید است.8)قلب بزرگترازحدطبیعی است 9)عقب ماندگی بااختلال رفتاری همراه است.یعنی کودک به کارهای خطرناک وخراب کردن اشیاء دست می زند.

توضیح:

ازطریق رژیم غذایی تاحدی می توان ازاین بیماری پیشگیری کرد ولی دراکثرموارد رژیم غذایی چندان موثرواقع نمی شود زیرااکثرغذاهاحاوی کربوهیدراتها هستندونمی توان همه غذاها راقطع کرد.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 توسط منصور عیدیان

<<بیماری گلاکتوزومی>>

دراین بیماری قند گالتوزبه گلوکزتبدیل نمی شود یا ناقص تبدیل می شود.آنزیمی که گالتوزرابه گلوکزتبدیل می کند درگلبولهای سفیدخون قراردارد.

علائم:1)زردشدن پوست یا زردی (یرقان) البته زردی ناشی ازعدم تجانس RHبا زردی ناشی ازگالاکتوزمی متفاوت است.ولی درگالاکتوزمی کودک بعدازچند هفته مبتلابه زردی می شود.2)استفراغ به دنبال مصرف شیرمادرزیراشیرمادربیشترین گالاکتوزرادارد.3)پیدایش تدریجی آب مروارید(Cataract).4)ضعف عمومی به علت پایین آمدن میزان فشارخون 5)بزرگی کبد 6)عقب ماندگی ذهنی پیش رونده.

توضیح:پیشگیری ازاین بیماری فقط بوسیله رعایت رژیم غذایی وقطع شیرمادراست وبجای آن می توان از شیر خشکهای با گالاکتوزکنترل شده استفاده کرد ودرمراحل بعدی رژیم غذایی دررابطه باغذاهائیکه گالاکتوزآنها بالاست.این رژیم غذائی باید تا نوجوانی وجوانی نیزادامه یابد.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط منصور عیدیان

عقب ماندگی های ناشی ازسوخت وسازموادقندی

بیشترموادغذایی حاوی مقداری قندهستند .محل جمع شدن قند دربدن،کبد می باشد.براساس مقدارمورد نیازازبدن قندها آزاد می شوندودرخون تبدیل به گلوکز(قندخالص)می شوند.یکی ازمصارف گلوکزتامین انرژی وکالری بدن است ویکی دیگرازمصارف آن کمک به مغزدراجرای فعالیتهایش می باشد.درنتیجه عدم سوخت وسازانواع قندها و تبدیل نشدن آنها به گلوکزمیزان آنها درخون افزایش یافته ودرسلولهای مغزی رسوب می کند ودرنتیجه منجربه آسیب مغزی می گردد.

بحث جدید را پیرامون موضوع ادامه می دهیم .

ارسال در تاريخ دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط منصور عیدیان

" بیماری تای ساکس "

اولین بار توسط  وارن تای وبرنارد ساکس کشف شد.دراین عارضه سلولهای عصبی دچارتورم شده و پرتوپلاسم مغزی از موادچربی پرمی شود و هسته سلولهابه خارج رانده گردیده و نهایتاً تحلیل می روند.دراین بیماری اختلال درسوخت وسازتمام موادچربی وجود دارد ورژیم غذایی دراین جا کارچندانی انجام نمی دهد درنتیجه بیماری غیرقابل درمان ونهایتاً منجربه مرگ می گردد.

این بیماری دریکی ازسه مرحله زیرشروع می شود:

1)مرحله نوزادی (6ماهگی به بعد).

2)مرحله کودکی(3سالگی به بعد).3)مرحله نوجوانی(از6-12سالگی).

این بیماری منحصربه کودکان قوم یهوداست زیرادراین قوم ازدواجهای فامیلی رواج دارد.

"علائم"

1)بی حالی وبی توجهی نسبت به اطرافیان 2)تشنج 3)ضعف بینایی که نهایتاً به کوری کامل می انجامد 4)کمی تونوس عضلانی که درنتیجه باعث شل شدن عضلات می گردد 5)عقب ماندگی ذهنی درسطح شدید دیده می شود.

"توضیح"

"تشخیص این بیماری قبل ازتولدازطریق تست آمنیو سنتزانجام می شود ولی دردرمان بیماری متاسفانه کارچندانی تا به حال صورت نگرفته و منجربه مرگ کودک می شود."

ارسال در تاريخ یکشنبه یازدهم شهریور 1386 توسط منصور عیدیان
قالب وبلاگ