|
Exceptional children
|
تدریس خصوصی
به دانش آموزان کم توان ذهنی
به دانش آموزان آموزش پذیر
و دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری
پذیرفته می شود .
شماره تماس : 09166454219
برقراری ارتباط در اختلالات روانپزشکی :
اختلالات نقص توجه/ بیش فعالی :
شایع ترین مشکل رفتاری در کودکان مدرسه رو، اختلال نقص توجه /بیش فعالی (ADHD) می باشد.این اختلال 3 جزء را در بر می گیرد : بی توجهی بیش از حد،فعالیت زیاد و تکانشگری.هنگامی که ADHD اساسا از نوع بی توجهی باشد ، مشکلاتی رخ می دهند که با توجه و تمرکز ضعیف ،حواس پرتی،ضعیف بودن مهارت های سازمان یافته و اشکال در تکمیل وظایف بدون نظارت نزدیک، مشخص می شود.از مفهوم « عدم مهار رفتاری » برای مشخص کردن بعد دوم یعنی فعالیت زیاد/ تکانشگری استفاده می شود.این جنبه مقدمتا شامل نقص هایی در تنظیم و مهار رفتار می باشد . به صورت دیگر می توانیم بگوییم که کودکان مبتلا به این نوع از ADHD ، در توانایی « توقف و تفکر » قبل از عمل نقص دارند .این کودکان تمایل دارند که نا آرام و بی قرار باشند ، بدوند، بالا بپرند و بیش از حد حرف بزنند، اگر چه بر خلاف حرافیشان ،اطلاعات کمی را منتقل می کنند. به نظر میرسد که این اختلالات عموما بیشتر همراه با انواعی دبگر از ناتوانایی های رشدی شامل سندرم X شکننده،اتیسم ، ناتوانایی های یادگیری و نقایص زبانی خاص هستند.در واقع همراهی ADHD با ناتوانایی های مشخص رشدی آنقدر زیاد است که برخی محققان استدلال کرده اند که این وضعیت ها واقعا از یکدیگر مجزا نبوده بلکه بخشی از یک سندرم هستند.برای مثال زیر گروه خاصی از ADHD وجود دارد با نام « بی توجهی شناختی »، که با عملکرد کند تحصیلی مشخص همراه با نقایص مشخص زبان شناختی تشخیص داده می شود.سابر پژوهشگران فرضیه همپوشانی با تشخیص اختلال پردازش شنیداری مرکزی (CAPD) را مطرح کرده اند که به صورت « محدودیت هایی در انتقال مداوم، تجزیه و تحلیل، سازمان دهی،تغییر شکل،عمق بخشی،ذخیره سازی، بازیابی و استفاده از اطلاعات موجود در علامت های قابل شنیدن ، تعریف می شود.»
گفته می شود که علایم CAPD شامل مهارت های شنیدتری ضعیف، اشکال در پیروی از دستورات،حواس پرتی و بی توجهی، و مشکلاتی در خواندن ، هجی کردن، زبان نوشتاری و حافظه می باشد.این اختلال مشخصا بر اساس اجرای آزمون های شنوایی شناسی خاص تشخیص داده می شود.اما،اساس کنش ضعیف در شناسایی این تن های شنوایی شناسی، که به توجه دقیق،مداوم و سازمان یافته به محرکات شنیداری نباز دارند می تواند مشکلات توجه باشد.بنا براین میتوان الگوی عملکردی مشابه CAPD را با روند هایی مشابه آنهایی که در ADHD وجود دارند توضیح داد. به علاوه تحقیقات زیادی نشان داده اند که کودکانی که تشخیص اولیه آنها ADHD است، بسیا احتمال دارد که شواهدی از ناتوانی زبانی را از خود نشان دهند.55% تا 68% کودکان مبتلا به نوعی از اختلال در توجه، نقص های زبانی هم دارند.تشخیص ADHD به دلیل فقدان معیار های عینی برای تعین توجه ضعیف یا فعالیت بیش از حد/ تکانشگری مخصوصا در خورد سالان، کار مشکلی است. نسبت زیادی از کودکان مبتلا به ADHD ، «نرم نشانه های عصب شناختی »، از قبیل اشکال در حرکت انگشتان یک دست در حالی که انگشتان دست دیگر ثابت است یا نا توانی در ایستادن روی یک پا بدون افتادن را نشان می دهند.البته این علایم نه مختص ADHD و نه نشانه تشخیصی آن هستند.مشکل تشخیصی دیگر اینکه این حالت می تواند بافت – وابسته باشد . بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD می توانند در شرایط انگیزشی شدید مانند بازی ویدیویی توجه طبیعی نشان دهند.سطوح انگیزش درونی این کودکان پایین تر از حد طبیعی است و کمتر قادرند در اثر فعالیت های عادی روزمره تقویت شوند.گاهی اوقات تصور می شود که کودکان، در مدرسه دچار مشکلات توجه و فعالیت هستند، در حالی که رفتار آنها در خانه،(چه شبیه رفتار آنها در مدرسه باشد چه متفاوت با آن )قابل قبول در نظر گرفته می شود.مشکلات توجه و فعالیت اغلب تا هنگامی که کودک به سن مدرسه نرسد تشخیص داده نمی شودآیا این بدان معنی است که کودک مشکلی داشته که قبلا تشخیص داده نشده است یا اینکه مواجه شدن کودک با بافت مدرسه است که باعث ایجاد مشکلی شده که قبلا وجود نداشته است ؟ در حقیقت برخی محققین عنوان می کنند که ADHD بخش واقعی یک سیستم – سیستم کودک در داخل محیط – است.در این مدل وجود مشکل به آن اندازه که در تعامل سطح توجه و فعالیت کودک با محیط های خاص خانه و مدرسه که او باید در آنها عمل کند هست ، « درون » خود کودک نیست. معمولا تشخیص شامل استفاده از یک مقیاس رتبه بندی برای کمی کردن مشاهدات والدین و معلمین درباره سطوح توجه و فعالیت کودک خواهد بود.در روند تشخیص، به منظور رد هر گونه شرایط دیگری که بسیار مشابه با علایم ADHD هستند، مانند فشار خون بالا، اختلالات قلبی، یا سندرم های تیک،ارزیابی پزشکی همیشه مهم است.البته ارزیابی کامل برقراری ارتباط نیز برای درک کودک مبتلا به ADHD حتمی است. به این دلیل که بسیاری از تظاهرات این اختلال، در حوزه اجتماعی/ارتباطی است و نیز رسیدگی به نقایص زبان شناختی که می توانند زیر بنای مشکلات یاد گیری و رفتاری واضحتر این کودکان باشند آسان است.
مدیریت رفتار برخی از موثرترین رویکردها را برای بهبود رفتار در کودکان مبتلا به ADHD ارائه میدهد.این تکنیک ها شامل تقویت مثبت مانند جمع کردن ژتون برای دریافت یک جایزه عینی،جریمه،از قبیا از دست دادن ژتون های جمع آوری شده به دلیل رفتار های نا مطلوب،و محرومیت، یا دور کردن از تعاملات اجتماعی به عنوان تنبیهی برای رفتار نا مناسب می باشد.مداخله رفتاری اغلب با دارو تکمیل می شود . رایج ترین گروه های دارویی مورد استفاده برای درمان کودکان مبتلا به ADHD ، محرک هایی از قبیل متبل فنی دات( ریتالین )، دکسترو آمفتامین (دکسدرین ) و پمولین ( سیلرت ) هستند. از داروهای ضد افسردگی ، کلونیدین،و فنوتیازینها نیز گاهی اوقات استفاده می شود، اما مشاهده شده است که این داروها نسبت به محرک ها کمتر موثر هستندو اثرات جانبی شایع تر و آزار دهنده تری دارند. داروهای جدید تر شامل مهار کننده های خاص باز تولیدی سروتونین(SSRIs) از قبیل فلوکستین (پروزاک ) نیز ممکن است در درمان ADHD موثر باشد.داروهای محرک اثرات بسیار سودمندی برای برخی از کودکان مبتلا به ADHD ولی نه همه آنها دارند. آنها عمدتا توجه را افزایش و فعالیت حرکتی و تکانشگری را کاهش میدهند.هر چند که اختلالات یاد گیری یا تصور از خود را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار نمیدهند.البته درمان با محرک ها تا اندازه ای مورد مناقشه است.نوعی بی میلی طبیعی برای استفاده از چنین داروهای قوی در درمان اختلال رفتاری کودک خورد سال وجود دارد، و والدین درباره اثرات جانبی و پیامد های منفی دراز مدت آنها اظهار نگرانی می کنند.چند تن از دانشمندان نشان دادند که اثرات جانبی محرک درمانی در کودکان به ندرت جدی هستند، هر چند که پیامد های دراز مدت این داروها هنوز به طور کامل شناخته نشده اند. بسیاری از مشاهده گران اندیشمند عقیده دارند که این اختلال ، زیادی بیش از حد تشخیص داده می شود. بحث آنها این است که سطح بالای فعالیت طبیعی در کودکان خرد سال گاهی اوقات به اشتباه به عنوان « مشکل » تشخیص داده می شوددر حالی که در واقع، مشکل بیشتر از جانب والدین و معلمین است تا از طرف کودک.در واقع موضوع استفاده بیش از حد از محرک ها نیست، چون آنها موثر ترین درمان برای اختلال هستند، بلکه موضوع این است که اختلال در کودکانی بیش از حد تشخیص داده می شود که توجه و فعالیتشان بیشتر نزدیک به محدوده های پایانی دامنه ی طبیعی قرار میگیرند .همچنین به دلیل اینکه اندازه گیری های معتبر عینی وجود ندارند که ADHD را از حدود طبیعی توجه و فعالیت تمایز دهند ،مشکل است که با مدرک اثبات کرد که کودکی اشتباه تشخیص داده شده است. اما ، در مورد برخی کودکان ،محرک ها به وضوح در غلبه بر مشکلات توجه و فعالیت و بهبود عملکرد مدرسه مفید هستند.البته استفاده از آنها را باید به دقت کنترل کنیم تا مطمئن شویم به فواید مشخصی دست می یابیم.
آسیب شناسی و گفتار و زبان
سرکار خانم مختارزاده
دارای مجوز رسمی از سازمان نظام پژشکی
درمان اختلالات تلفظ- لکنت- تند گویی ،صدا ، شکاف کام
کم شنوایی و آسیب دیدگان مغزی
آدرس :دزفول خیابان طالقانی درمانگاه امام جعفر صادق (ع)
<<هیپرتلورئیسم>>
به معنی فاصله زیادبین دوچشم ،این بیماری جزءبیماریهای باعلل ناشناخته قرار دارد.
علائم :
· فاصله زیاد بین دوچشم
· بیش ازحد معمول پهن تربودن بینی
· دریک جهت نبودن چشمها(حالت لوچ)
· وجود یک شیارعمودی عمیق درپیشانی
· تشنج
· عقب ماندگی سطحی وخفیف
<<آنسفال>>
دربیماران مبتلا به آنسفال قسمتی ازمغزیانخاع رشدنمی کند یا اصلاً تشکیل نمی شود وبه همین خاطربه آن تهی مغزی هم می گویند.درمواردی مغزدرخارج ازجمجمه تشکیل می شود.درهرصورت بیماری مرگ آور است و در مدت زنده بودن مشکلات شدید حرکتی وجسمی و اختلال در تغذیه دیده می شود و عقب ماندگی ذهنی درحدعمیق و شدید است.
سندرم های رایج عقب ماندگی ذهنی (MR) :
سندرم داون ( DS ):
سندرم داون در قرن نوزدهم توسط یک پزشک انگلیسی به این نام نامیده شد.این سندرم به طور معمول ،بیشتر، از یک ناهنجاری کروموزومی که تریزومی 21 نامیده می شود،یا یک رونوشت اضافی (سه تایی) از کروموزوم 21، ناشی می شود. نشانه های آن شامل عقب ماندگی خفیف تا متوسط ،هایپوتونی (پایین بودن تون عضلانی ) ،چهره ای مشخص همراه با کوتاهی بعد قدامی- خلفی (براکی سفالی ) ، انعطاف پذیری زیاد مفاصل ، ناهنجاری های گوش، مشکلات دهانی – حرکتی و نقایصی در گفتار ،زبان و شنوایی می شود. مشکلات تولیدی و قابلیت وضوح ،و نیز تاخیر در رشد زبان ،در این گروه شایع هستند. ناهنجا ریهای گوش و ناهنجاری های راه هوایی فوقانی ،به اوتیت راجعه گوش میانی منجر می شود که هم بر گفتار و هم بر زبان اثراتی بر جای می گذارد. سندرم داون( DS) در حدود 1 تولد از هر 800 تولد زنده را تشکیل می دهد .وقوع آن با افزایش سن مادر افزایش می یابد. در خواست کردن غیر کلامی در کودکان خردسال مبتلا به DS به هم ریخته و این مشکل به رشد بعدی زبان بیانی منتقل می شود.برخی محققان اصرار دارند که بعضی مشکلات زبانی مشاهده شده در کودکان مبتلا به DS ،از این نقص های اولیه در ارتباط غیر کلامی ریشه می گیرند. درصد استفاده کودکان DS از ژست های نمادین نسبت به کودکان در حال رشد معمولی بیشتر است که به قدرتی در بیان از طریق ژست اشاره دارد که می توان بر اساس آن،استفاده از یک رویکرد مبتنی بر ) AACرویکرد مبتنی بر ارتباط ) را برای این کودکان بنا نهاد. مطالعات نشان می دهند که استفاده از برقراری ارتباط دستی می تواند بیان اولیه را تسهیل کرده و رشد کلمات بیانی در این گروه افزایش دهد. با این که رشد زبانی در DS به طور کلی توالی طبیعی را دنبال می کند، اما بعضی نا همزمانی های خاص نیز در کسب حوزه های زبانی یافت شده است.ناهنجاری های صورتی – جمجمه ای همراه این سندرم، اثرات چند گانه ای بر رشد گفتار و شنوایی دارند. کودکان مبتلا به DS ،به علت استعداد اوتیت راجعه گوش میانی ، حتی بعد از دوران کودکی اولیه – زمانی که خطر OM برای کودکان غیر DS کاهش یافته است – از نظر این بیماری دائما کنترل می شوند. مشکلات گفتاری مشخصی که مشاهده می شوند شامل صدای خشن،نفس آلود و با فرکانس پایین و نیز گفتاری با قابلیت فهم ضعیف می باشند و به نظر می رسد که غیر قابل فهم بودن به درجا تی مختلف بروز می کند که به میزان بالای حذف صداهای گفتاری وخرابگویی مربوط می شود. همچنین تغییرات مربوط به آواها در DS نسبت به اشکال دیگر عقب ماند گی ،حتی بعد از مداخله فشرده ،بی ثبات ترند. کودکان مبتلا به DS در تکالیف تولیدی تقلیدی نسبت به تولید خود انگیخته دقیق تر عمل می کنند. درک واژگان اولیه عقب تراز رشد شناختی است . کودکان DS از کلمات و معانی دارای چند کلمه خیلی مشابه آنچه همتایان بر اساس سن عقلی با رشد معمولی به کار میبرند ،استفاده می کنند ،اگر چه سرعت فراگیری آنها کمتر است . احتمال می رود که زمینه رشد معنا شناختی در کودکان DS معمولا قوی باشد. مهارت های تولید نحو در کودکان مبتلا به DS عقب تر از درک آنهاست و این شکاف با سن افزایش می یابد. همچنین مهارت های نحوی در کودکان مبتلا به DS پیشرفت کمتری نسبت به توانا یی های شناختی داشته است و این کودکان مشکلات بیانی بیشتری نسبت به کودکان مبتلا به دیکر عقب ماندگی های ذهنی نشان می دهند . تحقیقات نشان داده که کودکان مبتلا به DSنقصی ویژه در تولید زبان نشان می دهند که بیشتر در زمینه صرفی – نحوی رخ می دهد و با بزرگ تر شدن کودک نیز توسعه می یابد .کودکان مبتلا به DS کلمات و تکواژهای عملکردی دستوری را بیشتر از کودکان دارای سن عقلی همسان حذف می کنند و کسب واژگان بیانی سریعتر از نحو است. همچنین مطالعات نشان داده که طول و پیچید گی جمله در نوجوانان مبتلا به DS می توانند رو به رشد باشند و این یافته نشان دهنده نیاز به مداخله زبانی پیوسته و مداوم،حتی برای نوجوانان مبتلا به DS است. یکی دیگر از زمینه های تحقیقی در مورد کودکان مبتلا به DS ،به رشد خواندن ونوشتن مربوط می شود. تا چندی پیش گمان می شد که خواندن نمی تواند تا قبل از رسیدن به سن عقلی 6 سالگی کسب شود.از آنجا که بسیاری از افراد مبتلا به DS هرگز به این مرحله از رشد نمی رسند ،فرض می شد که یادگیری خواندن برای آنها غیر ممکن می باشد.مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته نشان داده است که سطوح خواندن کودکان مبتلا به DS مقدم بر توانایی های زبانی و شناختی آنهاست.این کودکان با روشی متفاوت از آنچه در فراگیری طبیعی معمول است ،به خواندن دست می یا بند.آنها بیشتر به شناخت کل کلمه تکیه می کنند تا به تجزیه واجشناختی.این مطالعات اشاره دارند که صرف نظر از مسیری که این افراد برای خواندن در پیش می گیرند،خواندن و نوشتن ،هدفی مناسب و قابل دستیابی برای کودکان مبتلا به DS است و باید قسمتی از برنامه مداخله ارتباطی باشد.

به طور خلاصه ،خصوصیات فیزیو لوژیک کودکان مبتلا به DS می توانند بر برقراری ارتباط آنها اثر بگذارند و لازم است در هر روند ارزیابی مورد بررسی قرار بگیرند.پیشرفت زبانی آنها الگوهای ناجوری را نشان میدهند که فرایند تعمیم از یک جنبه ارتباطی به جنبه دیگر را غیر ممکن می سازد . لازم است که هر زمینه با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد .این الگوهای ناجور جزئیا تی هم درمورد جایی که مداخله باید متمرکز شوند ارائه می دهند. برای مثال ،احتمالا نحو بدون مداحله کند تر از اندازه خزانه واژگانی پیشرفت میکند که می تواند اشاره داشته باشد به اینکه در برنامه مداخله برای کودکان مبتلا به این اختلال ،اهداف نحوی در اولویت باشند.نقایص دیده شده در ارتباط پیش زبانی ،بر نیاز به مداخله زود هنگام با در نظر گرفتن سرعت کند فراگیری ،تاکید میکند.به علاوه آگاهی نسبت به اینکه پیشرفت حتی درنوجوانی نیز اتفاق می افتد،نیاز به مداخله زبانی مداوم در سراسر دوران رشد را نشان میدهد.زمانی که ارتباط بیانی حاصل شد،پیشرفت خواندن و نوشتن باید مورد هدف قرار گیرد. ادامه دارد...

اختلالات زبان و عقب ماندگی ذهنی :
محدودیت در مهارت برقراری ارتباط اغلب یکی از اولین نشانه های MR است .تا سن عقلی 10 سالگی ، کودکان MR پیشرفتی کند و آهسته از کسب زبان را ، شبیه آنچه که در رشد طبیعی مشاهده می شود ، دنبال می کنند به جز این که جملات ،تا حدی کوتاه تر و از نظر تولید زبانی ضعیف تر هستند و درک کمتری حاصل می شود . با وجود این مهارت های برقراری ارتباط در بسیاری از کودکان MR نا پخته تر از آن چیزی است که بر اساس سن عقلی غیر کلامی آنها انتظار میرود .حدود نیمی از افراد مبتلا به انواع عقب ماندگی ذهنی ،مهارت های زبانی متناسب با سطح شناختی خود دارند.در بقیه افراد MR ،دو الگوی اختلال زبانی شناسایی شده است : 25% که MR تشخیص داده شدند مهارت های ادراکی ای داشتند که با سن عقلی هم تراز بود ،اما در مهارت های تولیدی ضعیف تر بودند .25% دیگر، هم در تولید و هم در درک نسبت به سن عقلی نقایصی داشتند . برای اینکه بتوانیم تشخیص دهیم شخص MR کدام یک از این الگوهای زبانی را نشان میدهد یا چه شکاف های خاصی در جنبه های درک و بیان آنها رخ میدهد باید ارزیابی و توصیف مهارت های برقراری ارتباط به به طور عمیق انجام شود.در زیر به بعضی از یافته های شاخص به دست آمده از تحقیق بر روی مهارت های زبانی در افراد MR می پردازیم .
صرف و نحو : کودکان MR در توالی یادگیری قوانین دستوری تفاوت های کمی با همتایان خود بر اساس سن عقلی نشان می دهند ، مخصوصا وقتی که میانگین طول گفته (MLU) بر حسب تکواژها کمتر از 3 باشد .وقتی MLU بالاتر از این سطح باشد ،کودکان MR تمایل دارند از جملات کمتر پیچیده، کوتاه تر، با عمق و عبارت نسبتا کمتر از همتایان خود با همان سن عقلی استفاده کنند .کودکان MR تکواژهای دستوری را تقریبا به همان ترتیب مشابه کودکان پیش دبستانی در حال رشد طبیعی یاد می گیرند ،اگر چه رسیدن به هر کدام از سطوح MLU را در سنین عقلی بالاتر از کودکان دارای رشد طبیعی نشان میدهند .
واجشناسی : خطاهای تولیدی در کودکان MR شایع تر از کودکان بدون عقب ماندگی است و احتمالا بی ثبات هستند. حذف هم خوانها رایج ترین نوع خطاهاست .
معناشناسی: به نظر میرسد که کودکان MR مخصوصا کودکان سندرم داون واژگان را آسان تر از نحو می آموزند .معانی کلمات ،نسبت به همتایان بیشتر عینی و تحت اللفظی است .صفات و قیود را به میزان کمتری استفاده می کنند ،اما کلملت دارای معانی عینی را بیشتر به کار می برند.
کاربرد شناسی: همانند سطوح دیگر رشد زبان ، الگوی کسب مهارت های کاربرد شناختی در بین کودکان عقب مانده و بدون عقب ماندگی مشابه است.رشد برقراری ارتباط در کودکان عقب مانده و بدون عقب مانده به میزان زیادی به سطح شناخت بستگی دارد . نقایص شناختی کودکان MR ،مخصوصا در 2 سال اول زندگی ،ممکن است برکیفیت درون داد پیش زبانی که آنها دریافت میکنند اثر بگذارد که به نوبه خود ،ممکن است رشد ارتباط بعدی آنها را تحت تاثیر قرار دهد . کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی برای تفهیم مقاصد ابتدایی خود، از ژست ها به شیوه ای بسیار شبیه به کودکان با سن عقلی مشابه لستفاده می کنند .رعایت نوبت وحفظ موضوع آنها ممتناسب با سن عقلی است و میتوانند سبک گفتارشان را تا حدی با نیازهای شنونده مطابقت دهند .کودکان MR از پرسشها به با کفایتی همتایان خود بر اساس سن عقلی برای جمع آوری اطلاعات استفاده نمی کنند.همچنین افراد MR تمایل دارند که در مکالمه کمتر اظهار کننده باشند. ادامه دارد.........
رشد زبان در کودکان از تولد تا 8 سالگی :
کودک 1 ماهه
زبان درکی : به صداهای انسانی پاسخ میگوید.
زبان بیانی : با صحبت افراد بالغ همزمان دهان را باز و بسته میکند .صداهای مختصر از حلق خود خارج میکند.صداهای ناشی از رضایت و آرامش در ضمن صرف شیر خارج می سازد.مشخصات گریه در حال توسعه است.در هنگام گرسنگی یا ناراحتی شروع به گریه می کند.شروع به بغو بغو میکند.
کودک 2 ماهه
زبان درکی : عکس العمل هوشیارانه هنگام شنیدن دارد.با شنیدن صدای مادر آرام می شود.
زبان بیانی : مشخصات گریه توسعه می یابد.ویژگی گریه بستگی به علت آن دارد مثل گرسنگی،تمایل به خوابیدن یا درد ،یعنی شدت و فرکانس آن متفاوت است .به صدای مراقبت کننده پاسخ میدهد. بغو بغو می کند uh eh ah
کودک 3 ماهه
زبان درکی : در جهت سخنگو نگاه می کند.
زبان بیانی : کمتر گریه می کند .از تولید صداهای مختلف خوشحال میشود. با تولید صدا پاسخ دیگران را میدهد. بغو بغو میکند،در حالی که دهانش بسته است میخندد. ممکن است با صدای بلند بخندد.بین 8-3 ماهگی اصوات مبهم خارج میسازد که در ارتباط با اشیا یا افراد نیست .
کودک 4 ماهه
زبان درکی : نسبت به صدای حاکی از رضایت یا خشم به طور متفاوت پاسخ می گوید . در هنگام سرزنش گریه نمی کند.
زبان بیانی : با صدای بلند می خندد. با تولید صداهایی ارتباط اجتماعی را برقرار میسازد.در هنگام صحبت کردن با او بغو بغو کرده و سرو صدا میکتد .با خود،مردم یا اشیا پر حرفی میکند.به طور متناوب و تکراری گریه و صحبت می کند. میتواند حروف بی صدا تولید نماید مثل : f n k h b g
کودک 5 ماهه
زبان درکی : نسبت به نام خود عکس العمل نشان میدهد .
زبان بیانی : در هنگام شادی داد و فریاد میکشد . در هنگام دور کردن شی مورد علاقه ، نارضایتی خود را با تولید صدا نشان می دهد .حروف بی صدا در حال افزایش است. حروف بی صدا و صدا دار ظهور می یابد مثل : goo . شروع به تقلید صداها میکند .
کودک 6 ماهه
زبان درکی : کلمات آشنا را تشخیص میدهد .
زبان بیانی : با زمزمه و یا صدای بلند به طور فعال خومشحالی خود را نشان میدهد . به سادگی با مختصری یاس گریه می کند (با کشیدن اسباب بازی از دست ) چندین سیلاب مشخص را بازگو می کند . تقلید نا مناسب را شروع میکند (بین 9-6 ماه ). از شنیدن صدای خود لذت می برد . با تصویر خود در آینه صحبت می کند.تصویر خود را در آینه نوازش میکند.
کودک 7 ماهه
زبان درکی : نام خود را می داند .نسبت به برخی کلمات با ژست خاص پاسخ می گوید مثلا|"بیا"
زبان بیانی : با شور و شوق سرو صدا در می آورد .در هنگام گریه کردن حرف «mmm» شنیده می شود. صداهای کوتاه را تقلید میکند . صداهای چند سیلابی صدا دار خارج می سازد .صداهایی مثل : ba ma da را ادا میکند .در هنگام صحبت دیگران ،لهجه افراد بالغ را در می آورد .
کودک 8 ماهه
زبان درکی : هنگام شنیدن اسم خود از حرکت باز می ایستد . شروع به درک مفهوم خیر می کند.
زبان بیانی : برای جلب توجه فریاد میزند .توالی صداها را تقلید می کند وتولید سیلاب ها را ادامه می دهد مثل: dada mama (مفهوم خاصی ندارد ) حروف بی صدا را ادا میکند مثل : w t d
کودک 9 ماهه
زبان درکی : در پاسخ به خیر از حرکت باز می ایستد .شروع به پاسخ به درخواست های ساده کلامی می کند . به افراد بالغ پاسخ می گوید .
زبان بیانی : در هنگام سرزنش گریه می کند .کلمات را تکرار یا صداهای دیگران را به خوبی تقلید می کند (10-9 ماهگی )واژه ها را با اشخاص یا اشیا ارتباط می دهد .اشخاص را با dada و mama خطاب می کند . تون صدا از طریق تقلید مشخص تر می شود.
کودک 10 ماهه
زبان درکی : توصیه های ساده را درک می کند .در موقع درخواست اسباب بازی را می دهد که با ژست خاصی همراه است .
زبان بیانی : ممکن است یک کلمه به جز mama و dada را تکرار کند مثل خیر . مفهوم bye bye را درک می کند و صدای فرد بالغ را تقلید میکند . صدای حیوانات را تقلید می کند.
کودک 11 ماهه
زبان درکی : به پرسش های ساده با اشاره کردن و نگاه کردن به وسیله مورد نظر پاسخ می دهد برای مثال : « گربه کجاست ؟»
زبان بیانی : ویژگی صداهای دیگران را تقلید میکند .ابراز واژه های مبهم ادامه دارد.
کودک 12 ماهه
زبان درکی : به ژست ها یا حرکات نسبتا پیچیده پاسخ میگوید مثلا « لطفاآن را به من بدهید »
زبان بیانی : ممکن است 2 تا 3 واژه به جز mama و dada بگوید .معانی بسیاری از واژه ها را درک می کند .اسامی بسیاری از اشیا را میداند. صدای حیوانات را تقلید میکند.لحن صدا بیشتر شبیه فرد بالغ شده است . ابراز سخن مبهم ادامه دارد .مفهوم خیر را با سر نشان می دهد . کنترل ارادی در پاسخ به صدا را شروع کرده است و ممکن استپاسخ بدهد یا ندهد . همزمان با کسب مهارت در راه رفتن ،یادگیری واژه ها کمتر می شود .
کودک 15 ماهه
زبان درکی : بیش از آنچه که صحبت کند درک میکند.نام قسمت های مختلف بدن را می داند.به درخواست های آشنا و ساده پاسخ می گوید.
زبان بیانی : استفاده از واژه های مبهم توصیفی ادامه دارد .واژه های حقیقی را با لغات مبهم و احتمالا توام با ژست خاص بیان میکند .6-2 لغت میداند . اشیا شناس را نام می برد مثل: توپ . نیاز های خود را ابراز کرده و اشیا مورد دلخواه را اشاره می کند . برای گفتن خیر از حرکت سر استفاده می کند . حتی در مطرح کردن یک نیاز ممکن است از واژه خیر استفاده کند.
کودک 18ماهه
زبان درکی : اشیا شناس را با اشاره نشان می دهد. یک یا چند بخش از بدن را نشان می دهد.
زبان بیانی : علاوه بر واژه های مبهم 10 لغت را کامل می داند. تصاویر را با نامیدن آنها نشان میدهد .نیاز های خود را با زست خاص ابراز می دارد .برای برقراری ارتباط از یک لغت استفاده می کند.جملات طولانی تر درست می کند .عباراتی را با ترکیب نام و صفات استفاده میکند.حدود 25% از واژگان وی قابل درک است.
کودک 24 ماهه
زبان درکی : جملات پیچیده تر را درک میکند.یک حرف اضافه(بالا یا زیر) و دو جمله امر و نهی را درک میکند (کت را بردار و روی صندلی بگذار).از داستان های مصور لذت می برد .4 بخش از بدن را هنگام خطاب شناسایی میکند.
زبان بیانی : از لغت های مبهم کمتر استفاده می کند .تقریبا 3 لغت می داند .نام خود را می داند.از ضمایر (من و ما) استفاده می کند.در صحبت هایش لغت های جدیدی وجود دارد «آن چیست؟» و «آن کجاست ؟». در مورد تجربیات جاری صحبت می کند. اشیا شناس را تشخیص میدهد نیازهای خود را در مورد مایعات و غذا می گوید. جملات طولانی شده و دارای 3-2 لغت است (فرد،شی،فعل).66% صحبت هایش قابل درک است.
کودک 30 ماهه
زبان درکی : از 5 بخش بدن آگاه است
زبان بیانی : در صورت پرسش ،اسم و فامیل را پاسخ می گوید.در مورد خود از ضمیر صحیح استفاده می کند.افعال را به صورت جمع و با زمان گذشته به کار می برد.به طور مداوم صحبت میکند.مرتب چراها را مطرح می کند. جملات 5-4 کلمه ای می سازد.حدود 75% از صحبت هایش قابل درک است.
کودک 4 ساله
زبان درکی : امر و نهی را درک می کند .(رو،زیر،جلو،عقب)
زبان بیانی : یک یا دو رنگ را نام میبرد . لغت من را به کار می برد.تا رقم 5 میشمارد . به خاطر کسب توجه ممکن است ناسزاگویی کند.جملاتی با 7-3 لغت می سازد.1500 لغت میداند.
کودک 5 ساله
زبان درکی : سه جمله پیشنهادی را درک می کند : مثل شستن،خشکح کردن و نشستن
زبان بیانی : رنگ های اصلی را نام میبرد. مفهوم لغات را می پرسد.واحد پول را میداند.جملات 12 سیلابی یا بیش از آن را تکرار میکند.تا رقم 10 می شمارد. 2100 لغت می داند.
کودکان 8-6 ساله
زبان درکی : 3 جمله امرو نهی را پشت سز هم درک می کند.نحوه پاسخ بستگی به خلق وی دارد.به ستایش پاسخ میگوید.
زبان بیانی : جملات 12-10 واژه ای می سازد. 2500 لغت میداند. انواع جمله سازی را میداند. حاصل جمع نمرات را حد اکثر تا 10 می داند. حس نوع دوستی دارد. از گفتن جوک لذت می برد.
پدر و مادر عزیز:
هر چند سنین ذکر شده در بالا سنین مرزی می باشند و ممکن است بعضی از کودکان تفاوت هایی را نشان دهند (مثلا نسبت به سطح سنی خود بهتر یا بدتر عمل کنند ) اما طبق تحقیقات در اکثر کودکان روند رشدزبان در این سنین ،ثابت شده است. در صورتی که در کودک خود تاخیر یاانحرافی اراین نظر مشاهده نمودید در اولین فرصت با یک آسیب شناس گفتارو زبان مشورت نمایید.
<<هیدروسفال>>
درشرایط طبیعی مغزدرداخا جمجمه درمایعی بنام مایع مغزی- نخاعی قراردارد.این مایع بصورت طبیعی از مجاری خاصی ترشح وازمجاری دیگردفع می گردد درنتیجه میزان آن درمغزثابت است وهمچنین بخاطرترشح ودفع به موقع، این مایع همیشه تازه است.درافرادهیدروسفال به علل های مختلف دربطن ها ومجاری دفع ان مایع مشکلاتی ایجادمی شود درنتیجه مایع اضافی به جای اینکه دفع شود وارد مغزشده وجمجمه راپرمی کند.درنوزادان به علت غضروفی بودن جمجمه،جمجمه بزرگ می شود ولی درافراد بزرگسال چون جمجمه استخوانی شده باعث فشاربه مغزونهایتاً منجربه مرگ می شود.
خصوصیات:
1)جمجمه بزرگ به علت جمع شدن مایع مغزی- نخاعی
2)مشکلات بینائی،شنوایی وگفتاری. زیرا جمع شدن مایع ممکن است به هریک ازمراکزفوق آسیب برساند وگاهی هرسه مشکل وجود دارد ودرمواردی یک یا دو مشکل دیده می شود
3)عدم تناسب جمجمه باچهره وسایراندام بدن
4)اختلالات حرکتی به علت فشارمایع به قسمت حرکتی مغز
5)آتروفی عضلانی(تحلیل رفتن عضو)که معمولاً مچ دست ومچ پا دچارآتروفی شده درنتیجه بیش ازحد نازک می باشد.
توضیح:
یکی ازراههای تشخیص این بیماری آزمایش آمنیوسنتزاست.واگربیماری زودتشخیص داده شودوبوسیله سی تی اسکن(c.t.s)محل آسیب مشخص شود می توان باعمل جراحی، مجرای اشکال دیده رابازکرد وازپیشرفت بیماری جلوگیری کرد ودرمواردی نیزبجای مجرای بسته شده ازوسیله ای بنام شانت استفاده می کنند که کارمجرای بسته شده راانجام می دهد.البته عمل جراحی همیشه باموفقیت همراه نبوده وهمچنین به علت حساسیت عمل امکان این نوع عمل جراحی درهمه جاوجودندارد.
<<ماکروسفال>>
دراین بیماری به علت رشد بیش ازحد ماده خاکستری مغزباعث رشد جمجمه می گردد
درنتیجه جمجمه این افراد بزرگترازطبیعی است.
خصوصیات:
1)بزرگ بودن جمجمه 2)مشکلات بینائی 3)تشنج
4)تعدادچین شکن های مغزکم است وگاهی تشکیل نمی شود
5)عقب ماندگی ذهنی معمولاًدرحد شدید وعمیق است.
توضیح:
علت ماکروسفال دقیقا ًشناخته شده نیست وبه همین علت جزءعقب ماندگی های باعلل ناشناخته تقسیم بندی شده اند.
<<میکروسفال>>
علت اين بیماری عدم رشدسلولهای مغزی است که درنتیجه جمجمه رشد کافی نکرده وکوچک
می ماند.بیماری میکروسفال بعدازسندرم داون رایجترین عقب ماندگی ذهنی است.
علل متعددی برای میکروسفال ذکر کرده اند:
1)اختلالات ژنتیکی(ژن مغلوب معیوب)
2)تاثیراشعهXبخصوص در سه ماهه اول بارداری
3)بیماریهای عفونی مادردردوران بارداری مخصوصاً سرخجه وسیفلیس
4)مشکلات هنگام زایمان
5)بیماریهای عفونی خودکودک درسالهای اولیه تولد
خصوصیات:
1)عدم رشد مغزکه باعث کوچک ماندن جمجمه می شود
2)مشکلات بینائی
3)جثه کوچک 4)تشنج
گاهی تشنج به عنوان یکی ازرایج ترین علائم میکروسفالی دیده می شود.
5)چشمان کوچک وگود افتاده
6)ازنظر عقب ماندگی ذهنی درحد شدید وعمیق هستند.
<<کرتینیسم>>
این عقب ماندگی به علت اختلال درترشح تیروکسین ازتیروئید بوجودمی آید.هورمون تیروکسین علاوه برکمکی که به رشد طولی استخوانها می کند دررشد سلولهای مغزنیزدخالت دارد.اصولاً دونوع کرتینیسم وجود دارد:1)کرتینیسم غیربومی nonendemic "مادرزادی" .2)کرتینیسم بومی endemic .یک سوم کل افراد مبتلا به کرتینیسم ازنوع غیربومی هستند دراین افراد غده تیروئید ازهنگامی که بدنیا می آینددچاراختلال است به عبارتی تیروئید قادربه ترشح تیروکسین نیست.نوع دوم که بومی است تعدادبیشتری ازافرادمبتلاراشامل می شود . کودک هیچ مشکلی درتیروئید وترشح تیروکسین دچاراختلال می شود.کرتینیسم بومی بیشتردرمناطق بومی کوهستانی وبعضی ازمناطق جغرافیایی که آب وخاک وغذاهای مصرفی کم ید دارندباعث این اختلال می شود.این بیماری درهردونوع فوق اگربه موقع تشخیص داده شود می توان تااندازه زیادی بارژیم وتیروکسین درمانی ازعقب ماندگی ذهنی جلوگیری کرد.رژیم غذایی شامل غذذاهای حاوی ید می باشد.
علائم:
علائم:1)قدکوتاه 2)سربزرگ 3)شکم بزرگ 4)زبان درشت 5)پوست خشک 6)صدای خشن وکلفت 7)پلکهای چشم معمولاً حالت متورم دارد 8)لب پایین کلفت وپهن 8)فاصله بین پاهاهنگام راه رفتن 9)دربرابربیماریهای عفونی بسیارحساس هستند 10)عقب ماندگی ذهنی پسش رونده وسطحی تاعمیق دیده می شود.
<<بیماریهای ناشی از عوامل محیطی>>
منظورازعوامل محیطی- فیزیکی این است که عواملی ازجانب محیط دردورانهای قبل ازتولد،درحین تولد وبعد از تولد روی مغزاثرگذاشته وموجب آسیب مغزی می شود مثلاً ابتلاء مادربه بیماری سرخجه می تواند به عنوان یک عامل محیطی برجنین تاثیرگذاشته وموجب عقب ماندگی وی می گردد. عوامل محیطی- فیزیکی مانند عوامل ارثی قادرند حتی با درصد موجب عقب ماندگی ذهنی گردند.
هرلر (گاریگولیسم )
این بیماری ناشی ازعدم سوخت وسازماده قندی موکوپولی ساکارید می باشد.این ماده یکی ازکربوهیدراتها می باشد
کربوهیدراتها معمولاً درقندها،درنشاسته ودرگیاهان وسبزیجات دیده می شود.
خصوصیات:
1)قدکوتاه 2)شکم بزرگ 3)اشکال دراستخوانها بخصوص ستون فقرات 4)ابروی پهن وبه هم پیوسته 5)بینی پهن 6)لبها بویژه لب پایین کلفت وآویزان است 7)عقب ماندگی ذهنی در20درصدموارد دیده می شود و معمولاً درحد شدید است.8)قلب بزرگترازحدطبیعی است 9)عقب ماندگی بااختلال رفتاری همراه است.یعنی کودک به کارهای خطرناک وخراب کردن اشیاء دست می زند.
توضیح:
ازطریق رژیم غذایی تاحدی می توان ازاین بیماری پیشگیری کرد ولی دراکثرموارد رژیم غذایی چندان موثرواقع نمی شود زیرااکثرغذاهاحاوی کربوهیدراتها هستندونمی توان همه غذاها راقطع کرد.
<<بیماری گلاکتوزومی>>
دراین بیماری قند گالتوزبه گلوکزتبدیل نمی شود یا ناقص تبدیل می شود.آنزیمی که گالتوزرابه گلوکزتبدیل می کند درگلبولهای سفیدخون قراردارد.
علائم:1)زردشدن پوست یا زردی (یرقان) البته زردی ناشی ازعدم تجانس RHبا زردی ناشی ازگالاکتوزمی متفاوت است.ولی درگالاکتوزمی کودک بعدازچند هفته مبتلابه زردی می شود.2)استفراغ به دنبال مصرف شیرمادرزیراشیرمادربیشترین گالاکتوزرادارد.3)پیدایش تدریجی آب مروارید(Cataract).4)ضعف عمومی به علت پایین آمدن میزان فشارخون 5)بزرگی کبد 6)عقب ماندگی ذهنی پیش رونده.
توضیح:پیشگیری ازاین بیماری فقط بوسیله رعایت رژیم غذایی وقطع شیرمادراست وبجای آن می توان از شیر خشکهای با گالاکتوزکنترل شده استفاده کرد ودرمراحل بعدی رژیم غذایی دررابطه باغذاهائیکه گالاکتوزآنها بالاست.این رژیم غذائی باید تا نوجوانی وجوانی نیزادامه یابد.
عقب ماندگی های ناشی ازسوخت وسازموادقندی
بیشترموادغذایی حاوی مقداری قندهستند .محل جمع شدن قند دربدن،کبد می باشد.براساس مقدارمورد نیازازبدن قندها آزاد می شوندودرخون تبدیل به گلوکز(قندخالص)می شوند.یکی ازمصارف گلوکزتامین انرژی وکالری بدن است ویکی دیگرازمصارف آن کمک به مغزدراجرای فعالیتهایش می باشد.درنتیجه عدم سوخت وسازانواع قندها و تبدیل نشدن آنها به گلوکزمیزان آنها درخون افزایش یافته ودرسلولهای مغزی رسوب می کند ودرنتیجه منجربه آسیب مغزی می گردد.
بحث جدید را پیرامون موضوع ادامه می دهیم .
" بیماری تای ساکس "
اولین بار توسط وارن تای وبرنارد ساکس کشف شد.دراین عارضه سلولهای عصبی دچارتورم شده و پرتوپلاسم مغزی از موادچربی پرمی شود و هسته سلولهابه خارج رانده گردیده و نهایتاً تحلیل می روند.دراین بیماری اختلال درسوخت وسازتمام موادچربی وجود دارد ورژیم غذایی دراین جا کارچندانی انجام نمی دهد درنتیجه بیماری غیرقابل درمان ونهایتاً منجربه مرگ می گردد.
این بیماری دریکی ازسه مرحله زیرشروع می شود:
1)مرحله نوزادی (6ماهگی به بعد).
2)مرحله کودکی(3سالگی به بعد).3)مرحله نوجوانی(از6-12سالگی).
این بیماری منحصربه کودکان قوم یهوداست زیرادراین قوم ازدواجهای فامیلی رواج دارد.
"علائم"
1)بی حالی وبی توجهی نسبت به اطرافیان 2)تشنج 3)ضعف بینایی که نهایتاً به کوری کامل می انجامد 4)کمی تونوس عضلانی که درنتیجه باعث شل شدن عضلات می گردد 5)عقب ماندگی ذهنی درسطح شدید دیده می شود.
"توضیح"
"تشخیص این بیماری قبل ازتولدازطریق تست آمنیو سنتزانجام می شود ولی دردرمان بیماری متاسفانه کارچندانی تا به حال صورت نگرفته و منجربه مرگ کودک می شود."
<<سوخت وساز چربیها>>
عموماً چربیهادرکلیه سلولهای بدن انسان وجود دارد وآنزیم های گوناگون دربدن وجود دارد که تجزیه این چربیها رابه عهده دارد.چنانچه آنزیمی که بایدچربی راتجزیه کند غیرفعال باشدچربی درسلولها تجمع یافته وموجب بزرگ شدن طحال می گردد.علاوه برآن تجمع چربیهادربافتهای مغزی باعث نارسائی های هوشی نیزمی گردد.
<<بیماری نیمین پیک>>
دراین بیماری اشکال سوخت وسازماده چربی اسفینگومیلین است.
خصوصیات:
1)بزگی شکم به علت جمع شدن ماده چربی اسفینگومیلین دربافتهای بدن
2)بزگی کبدوطحال 3)کم خونی
4)حالتی به نام آتاکسی(اختلال درراه رفتن- اختلال درفعالیتهای حرکتی).
5)عقب ماندگی ذهنی پیش رونده وازسطحی تاعمیق دیده می شود(شدید وعمیق).
بیماری هارت ناپ
این بیماری بوسیله یک ژن مغلوب از راه کروموزوم های معمولی منتقل می شود.دراین بیماری اسیدآمینه تریپ توفان سوخت وساز نشده و در نتیجه درخون افزایش یافته وبه مغز آسیب رسانده.
خصوصیات:
1)اختلالات پوستی به شکل حساسیت مفرد دربرابرنور
2)اختلالات رفتاری که گاهی به شکلی است که نمی توان رفتارکودک را پیش بینی کرد وبه همین دلیل گاه باوجود بیماری روانی،اشتباه گرفته می شود
3)عقب ماندگی ذهنی باافزایش سن بیمارشدیدترمی شود.
توضیح:
بوسیله داروهای ضدعفونی کننده مانند نئومایسین واسیدنیکوتین وانواع مختلف ویتامینها می توان بااختلال پوستی مقابله کرد ولی عقب ماندگی ذهنی قابل درمان نیست البته درصورت تشخیص زود بارژیم غذایی می توان ازشدت آن جلوگیری کرد.
<<شربت افرا>>
مکانیزم این بیماری شبیه بیماری فنیل کتونوریا است.دراین بیماری اشکال دراسیدآمینه((لوسین،والین،ایزولوسین)) می باشد.یعنی فردبه طورژنتیکی درسوخت وسازCO2 که یکی ازترکیبات اسیدهای فوق می باشد،دچاراشکال است درنتیجه به سلولهای مغزی آسیب می رساند.
علائم :
1) حمله های ناگهانی وفعالیت تکانشی
2) اختلال دردستگاه تنفس
3) عقب ماندگی ذهنی پیش رونده.
توضیح :
به وسیله آزمایش کلرآهن می توان مقدارسه اسیدآمینه دفع شده رادرخون اندازه گیری کردوبارژیم غذایی دررابطه باسه اسیدآمینه فوق می توان ازشیوع بیماری جلوگیری کرد.![]()
<<بیماری فنیل کتونوریا(p.k.u )<<
برای اولین بارتوسط کولینگ کشف وبه عنوان یک اختلال سوخت وسازموروثی معرفی گردید.این بیماری از طریق ژنهای مغلوب وکروموزوم های معمولی ازوالدین به کودک منتقل می شود وموجب بروزعقب ماندگی نسبتاً شدیدمی گردد.دراین بیماری اسیدآمینه فنیل آلانین که درموادچربی زیاد یافت می شود دچارعدم سوخت وسازشده و مقدارآن درخون افزایش می یابد.درشرایط طبیعی مقداری ازفنیل آلانین با دخالت آنزیمهای مربوطه به تیروزین تبدیل می شود و مقداری نیزبه اسیدفنیل پیرویک تبدیل شده و ازطریق ادراردفع می گردد.ولی درافرادمبتلا به p.k.u،اسیدآمینه فنیل آلانین به تیروزین تبدیل نمی شود و یا به صورت ناقص تبدیل می شود وازطرفی مقداراسید فنیل پیرویک بالارفته وازادراردفع می شود.افزایش تدریجی فنیل آلانین درخون ورسوب تدریجی آن موجب آسیب تدریجی به مغزمی شود.ازطریق آزمایش ادراروخون می توان این بیماری راتشخیص داد.یعنی بااندازه گیری مقدارفنیل آلانین درخون تشخیص مقداراسیدفنیل پیرویک دفع شده ازادراروهمچنین آزمایش کلرآهن می توان به این بیماری پی برد.
علائم دردوران نوزادی:
1)استفراغ به دنبال وروداسیدآمینه فنیل آلانین مخصوصاً بعدازخوردن شیرمادر 2)ناراحتی هایی نظیراگزماوجوش های چرکی.3)بیش ازحدبوی ادرارنوزاد .4 )اگرکهنه بچه رازیرآفتاب
بیندازید رنگ آن تغییرمی کندولی دربچه های مبتلابهp.k.u کهنه رنگ ارغوانی به خودمی گیرد.
علائم بعداز5یا6سالگی:
1)دندانهای پیش بیش ازحدبزرگ شده وبین آنهافاصله می افتد.2)جمجمه به اندازه کافی رشدنمی کند.3)رنگ چشم معمولاً آبی ورنگ موخرمایی یاطلایی می باشد.4)اختلال تکلم وبی قراری دراین افراد زیاد دیده می شود.5)عقب ماندگی خفیف ومتوسط است ومعمولاً باحملات صرع همراه می باشد.
توضیح:
پیشگیری ازطریق رژیم غذایی وهمچنین تزریق آنزیم مربوطه امکان پذیراست.رژیم غذایی شامل موادغذایی فاقد اسیدآمینه فنیل آلانین است.مثلاً قطع شیرمادرواستفاده ازشیرهای خشک بافنیل آلانین کنترل نشده .![]()
نمونه اي از اجراي تئاتر درماني
يكي از موضوعاتي كه در آموزشگاه پيام ما مورد برسي قرار گرفت و پيگيري شد را به اطلاع شما عزيزان مي رسانيم .
يكي از روشهاي درمان اختلالات رفتاري نمايش درماني است كه در اين روش اختلال مورد نظردر يك نمايش و به طور غير مستقيم اجرا مي شود كه شخص مورد نظر در اين نمايش شركت دارد اين موضوع آذر ماه 81 در اين اموزشگاه اتفاق افتاد يكي از دانش آموزان وسائل ؛ پول و خوراكي يكي از دانش آموزان دوره آمادگي را بدون اجازه بر مي داشت و مربي مربوطه چندين بار به طور غير مستقيم به او تذكر مي داد و همچنين مشاور مدرسه طي جلسه حضوري كه با ايشان داشتند او انكار مي نمود كه اين عمل را من انجام نداده ام . و دست به كيف اين دانش آموز نبرده ام از طرفي مادر دانش آموز اين امر را به اطلاع مربي مربوطه رسانيد و تصميم گرفتندكه روي پول علامت(×) بگذارند .چنانچه فرد مذكور پول را برداشت و از خدمتگزار مدرسه خريد نمود به علامت روي پول توجه كند و مسائله را گزارش دهد . جالب اينجاست كه فرد مورد نظر پول را كه بر مي داشت به دوستش مي داد تا برايش خريد كند و پس از خريد به اوتحويل مي داد پول هاي علامت خورده از دانش آموز مورد نظر تحويل گرفته شد .ابتدا خواستيم كه حين ارتكاب عمل اورا مورد باز خواست قرار دهيم بلاخره تصميم گرفتيم تا به طور غير مستقيم دانش آموز را از اين عمل باز داريم .
قابل توجه اينكه :
اين دانش آموز در خانواده اي زندگي مي كند كه پدرش در قيد حيات نيست و از نظر مالي وضع چندان رضايت بخشي ندارد و شايد يكي از عللي كه دست به اين كار مي زده ، فقر مالي است . براي اصلاح رفتار اين دانش آموز اول بايد محيط خانواده اصلاح گردد . در هر صورت ما با اجراي نمايش سعي در اصلاح داشتيم .
موضوع نمايش : دزدي
در اين نمايش يك شيطان و يك فرشته نقش داشتند .خود دانش آموز در نقش يك شخصيت خوب و دانش آموز ديگري در نقش شخصيت بد (دزد) بازي مي كرد .
فرشته دانش آموزان را به عمل خوب دعوت مي نمود .
شيطان توانست جواد را گول بزند و دست توي كيف دوستش بكند و چيزهاي او را بردارد
همه دانش آموزان به فكر فرو رفتند و بادقت نگاه مي كردنند
دانش آموز مورد نظر بسيار تحت تاثير قرار گرفت .
در آخر دانش آموزي كه عمل دزدي را انجام داد كور مي شود و اتفاقات بدي برايش پيش مي آيد و خواب وحشتناكي مي بيند
فرشته او راهدايت به نيكي مي كند
او قول مي دهد كه ديگر دست به اين عمل نزند .
نتيجه نمايش را از دانش آموزان جويا شديم : كه بحمدا… همه كاملا پي به عمق نمايش برده بودند .هم اكنون اين دانش آموز از عمل نادرست خود دست برداشته كه اميدواريم اثر نمايش در او باقي بماند .
ضمنا مربي با خانواده ايشان نيز در تماس بود و توصيه هاي لازم را به ايشان نمود . مثلا در كيف او حداقل 50 تومان بگذارند . و او را با خوراكي به مدرسه روانه كنند . و…
ضمناً اتفاق بهتري را كه انتظارش را نداشتيم روي داد اين بود كه :
يكي از دانش آموزان مبلغ 2000 ريال در بيرون از مدرسه پيدا مي كند و صادقانه آن را به اينجانب (مدير) تحول داد . بسيار خرسند شدم و دانش آموز را بلافاصله در صحبگاه مورد تشويق قرار داده و جايزه اي به پاس كار نيك ايشان تحويل داديم . روز بعد يكي از دانش آموزان مقداري پول خرد آورد مبني بر اينكه آنها را پيدا نموده است و گفت آقا اين پول ها را پيدا كرده ام . شايد بتوان گفت كه : ايشان به تقليد از دوستش اين عمل را انجام داده است .![]()
در تعريف تئاتر درماني مي توان گفت كه عبارت از يك روش گروه درماني است و آن دسته از خصوصيات بر جسته شخصيت ، ارتباطات بين فرد تعارضات و كشمكشها رواني و همچين اختلالات احساس و عاطفي توسط روشهاي مخصوص نمايش را ، مورد مشاهده و بررسي قرار مي دهند در ايران از سال 1356 در انستيتو اعصاب و روان بيمارستان حافظ شيراز تئاتر درماني به مدت شش ، هفت سال به كمك وسائل سمعي بصري پيشرفته به عنوان يكي از روشهاي درماني به كار گرفته شد و نتايج خوبي داشت به نظر مي رسد كه واژة تئاتر درماني در مقابل پسيكودرام آمده است .
اركان تئاتر درماني
تئاتر درماني روشي است كه مي توان از طريق آن به شخص كمك كرد تا ابعا روان شناختي مسأله اش را كشف كند و فرد نه تنها از راه گفتگو بلكه از طريق نمايش در آوردن آنها به بازنگري مشكل خود مي پردازد از اركان تئاتر درماني مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1. شخص اول :
هر فردي كه موقعيتعايي از زندگي خود را به نمايش مي گذارد شخص اول (( پروتاگونيست )) نام دارد .
2. كارگردان :
به كسي مي گويند كه شخص اول را در استفاده از روشهاي تئاتر درماني به منظور بازنگري مسأله اش هدايت كند .اين فرد مي تواند رهبر گروه ، درمانگر معلم يا مشاور باشد . حتي گاهي كارگرداني تئاتر درماني را يكي از اعضاء گروه به عهده مي گيرد .
3. يـــاور :
به فردي اطلاق مي شود كه در كنار شخص اول و كارگردان به ايفاي نقش مي پردازد . اين فرد در زندگي شخص اول نشانگر افرادي مانند همسر ، كارفرما و يا بخش ديگر از موجوديت خود شخص اول است . ساير تكنيكها و نفشهاي خاص را كه ياور مي تواند عرضه كند ، مانند تصوير شخص اول يا تصوير متضاد او و ديگر موارد مي باشد .
4. حضار :
افرادي هستند كه در مدت اجراي تئاتر درماني حضور دارند اين افراد ممكن است اعضاء يك گروه درماني ، شركت كنندگان در يك سمينار ، دانش آموزان يك كلاس يا اعضاء خانواده شخص اول باشند . اين افراد بر خلاف تماشا گران تئاتر معمولي ، با ايفاي نقشهاي فعال ، شخص اول را در شناخت احساساتش ياري مي دهند .
((موارد كاربرد روشهاي تئاتر درماني ))
روشهاي تئاتر درماني را در هر حيطه اي كه نياز به آشكار سازي ابعاد روان شناختي مسأله اي داشته باشد مي توان به كار گرفت .
/ برخي از زمينه هاي كاربر تئاتر درماني به قرار زير است :
1 مشاغل بهداشتي
1 آموزش حرفه اي
1 كودكان و نوجوانان
1 كاربرد تئاتر درماني در صنعت
1 تحصيلات ابتدايي و متوسطه و …
<< سندرم کروزون >>
این بیماری به علت اختلال درژنهای غالب معمولی بروز می کندودرنتیجه افرادمبتلا درساختمان اسکلتی بدن دچار اشکال می شوند و سلولهای مغزی کمتر دچار آسیب می گردد و علت عقب ماندگی این افرادمعمولاً این است که چون قادر به استفاده ازامکانات افرادطبیعی نیستند وهمچنین درتکلم وحرکات دچاراشکال می باشند،درنتیجه سطح هوشی آنهاتاحدودی کم می شود.![]()
خصوصیات:1)مشکلات ستون فقرات 2)جمجمه بزرگ وبیقواره 3)پیشانی برجسته وپیش آمده 4)چشمان ازحدقه بیرون زده 5)چانه جلوآمده برعکس سندرم صدای گربه 6)اشکال درحرکات بخصوص دردستها وپاها 7)ازنظر هوشی گاهی عقب ماندگی ذهنی وجودنداردودرصورت وجودعقب ماندگی درحد سطحی می باشد.
توضیح: اگرکودکی مبتلابه سندرم کروزون بتئانددرشرایط وامکانات محیطی مثل صندلی چرخ دار وپروتزهای مخصوص درروابط اجتماعی خوب بهرمندگردد ممکن است رشدهوشی خوبی پیداکند. براساس آمارهای موجود حدود 4تا 5درصدعقب ماندگی های ذهنی ناشی ازاختلالات ژنتیکی سوخت وسازبدن است وعلت آنهاکمبود ویا فقدان آنزیم های لازم برای بدن است که موجب می گردد مواد لازم که به بدن رسیده به طریق مناسب جذب نشده و به صورت تجمع یافته روی سیستم اعصاب مرکزی ایجادضایعه نماید.وازآنجا با شناخت عارضه دراولین هفته های بعدازتولد می توان ازطریق ایجاد رژیم های غذایی وحذف موادغذایی خاص ازبروزعوارض ناشی ازآن تاحدممکن جلوگیری کرد.لذا شناخت اینگونه عوارض ازاهمیت ویژه ای برخورداراست .تاکنون یش از30نوع عقب ماندگی ذهنی ناشی ازاختلال درسوخت وسازکشف شده است.![]()
( ( بیماری نوروفیبروماتوز (نورپلاستورماتوز ))
این بیماری به علت وجود ژنهای غالب معمولی بوجود می آید و افراد مبتلابه علت وجود تومور در درون مغز دچار نارسائی هایی می شوند.ازهر3000 نفرنوزاد متولد شده،یک مورد به این اختلال مبتلا می شود.
خصوصیات:![]()
1)وجودلکه های قهوه ای روشن روی پوست ،درتمام نقاط بدن
2)وجود تومورهای پوستی وعصبی (جوشهای زیرپوستی به رنگ شیرکاکائویی.
3)10 درصدافرادمبتلا به عقب ماندگی ذهنی دچاربوده و عقب ماندگی
همراه تشنج و صرع دیده می شود.
4)عقب ماندگی درسطح شدیدوعمیق می باشد.
توضیح:برای تشخیص بیماری حداقل وجود6 خال با قطرتقریبی 5/1سانتیمترضروری است.
همچنین لکه دارشدن زیربغل یکی ازدلایل قوی برای وجود بیماری است. ![]()