سندرم تورت چيست؟
سندرم تورت يك اختلال عصب زيستي است كه با حركات غير ارادي (تيكحركتي) و اصوات غير ارادي (تيك صوتي) شناخته ميشود. بيماري عموماً قبل از 7 سالگي آغاز ميشود و شدت آن معمولاً با افزايش سن تخفيف مييابد.
براي تشخيص، هم تيكهاي صوتي و هم تيكهاي حركتي بايد حداقل به مدت يكسال وجود داشته باشند. طيف شدت علائم از خيلي خفيف و قابل اغماض تا شديد و ناتوان كننده متغير است. خوشبختانه علائم در بيشتر افراد مبتلا به تورت خفيف است چندانكه نيازي به درمان دارويي نيست. به علاوه تورت در تمام نقاط دنيا و همة نژادها رخ ميدهد.
سندرم تورت چقدر شيوع دارد؟
تورت جزء بيماريهاي نسبتاً شايع ارثي است. نوع كامل اين اختلال از هر 2500 نفر 1 نفر را مبتلا ميكند و شايد سه برابر اين تعداد اَشكال ناقص بيماري از جمله تيك مزمن يا اختلال وسواس فكري عملي بروز ميكند.
چه بيماري هاي ديگري با سندرم تورت در ارتباطند؟
يك يا چند حالت از وضعيتهاي زير ممكن است در اين بيماران بهصورت خيلي خفيف بروز كند گرچه براي بعضي از افراد مبتلا به تورت نشانههاي همراه ممكن است آنقدر شديد باشد كه زندگي روزمره را مختل كند:
ü وسواسها (افكار پابرجا و تكرار شونده: براي مثال مشغوليت ذهني دربارة آلودگي يا بيماري) و اجبارها ( عادات رفتاري و فكري پابرجا و تكرار شونده مثل چك كردن افراطي، شمارش، تميزكردن)
اختلال ژنتيكي چيست؟
در اختلال ژنتيكي در آرايش ژنها يا كروموزومها تغييراتي ايجاد ميشود كه اين تغييرات منجر به بروز بيماريهاي ژنتيكي ميشوند. اغلب سابقة خانوادگي از يك اختلال ژنتيكي خاص در اقوام نزديك وجود دارد، اگرچه يك اختلال ژنتيكي ممكن است در خانوادهاي كه فرد ديگري در آن مبتلا نيست هم ظاهر شود. گاه معاينة دقيق اعضاء خانواده ممكن است نشانهاي بياهميت از يك اختلال را آشكار كند كه پيش از آن تشخيص داده نشده بود.
درحال حاضر تلاشهاي بسياري براي جستجوي روشهاي كشف زودرس اختلالات ژنتيكي و درمان آنها در حال انجام است.
آيا سندرم تورت يك اختلال ژنتيكي است؟
بر اساس بهترين اطلاعات در دسترس، مشخص شده كه تورت يك بيماري ارثي است. آسيبپذيري براي ابتلا به سندرم تورت از يك نسل به نسل ديگر انتقال مييابد. وقتي از آسيبپذيري صحبت ميكنيم منظورمان حالتي است كه باعث ميشود تا كسي اساس سرشتي يا ژنتيكي براي اختلال تيك داشته باشد.
نوع و شدت بروز بيماري ممكن است از يك نسل به نسل ديگر با هم فرق كند. آسيبپذيري ژنتيكي به وسيلة مادر يا پدر حامل ژن انتقال مييابد و ميتواند به پسرها و دخترهاي ديگر برسد. وقتي يك والد بيماري تورت دارد يا حامل يك ژن تورت است در هر فرزند اين زوج شانس آسيب پذيري ژنتيكي به اختلال تورت 50 درصد خواهد بود. اين مدل وراثت، الگوي غالب خوانده ميشود.
نفوذ ژنتيكي چيست؟
همة كساني كه آسيب پذيري ژنتيكي براي سندرم تورت را به ارث بردهاند، علائم اختلال را نشان نميدهند. در صورتيكه يك ژن هميشه منجر به بروز علامت نشود، نفوذ ژنتيكي آن ناقص خوانده ميشود. گاهي درجات نفوذ (بروز علائم) در زنان و مردان با يكديگر فرق ميكند.
براي مثال فرزند مؤنثي كه ژن را به ارث برده است 70 درصد شانس بروز يكي از علائم سندرم تورت را دارد. اما فرزند مذكر تا 99 درصد احتمال دارد كه بعضي علائم كلينيكي ژن به ارث رسيده را بروز دهد.
بنابراين ميزان نفوذ ژن تورت در مردان بيشتر از زنان است. همچنين بروز برخي اشكال آسيبپذيري ژنتيكي در مردان با احتمال بيشتري همراه است. زنان حامل ژن بيماري تا 30% اين شانس را دارند كه هيچ علامتي نداشته باشند ولي اين شانس براي مردان 1% است.
تنوع در بروز علائم چيست؟
ژن سندرم تورت در افراد مختلف علائم متفاوتي را ايجاد ميكند (بروز متنوع). طيف اشكال مختلف اختلال شامل تورت كامل، اختلال تيك مزمن، اختلال وسواس فكري عملي و احتمال اختلال تيك گذرا و ADHD است. براي مثال برخي افراد سندرم تورت(يا تيكهاي مزمن) و اختلال وسواس فكري- عملي را باهم دارند. برخي ممكن است فقط مبتلا به يكي از اينها باشند. همچنين بين دو جنس در بروز ژن تورت تفاوت وجود دارد. مردها احتمال بيشتري دارد كه تورت يا تيكهاي مزمن داشته باشند و زنان بيشتر احتمال دارد كه به اختلال وسواس فكري- عملي مبتلا شوند؛ گرچه هر تركيبي يا هر درجهاي از شدت علائم هم در زنان و هم در مردان ممكن است. پيشبيني شدت علائم در كودكان بر اساس شدت علائم والد مبتلا امكانپذير نيست. شدت اختلال هم بسيار متغير است. در اكثر افرادي كه آسيبپذيري ژنتيكي تورت را به ارث ميبرند، بيماري خيلي خفيفتر از آنست كه بيمار در صدد مراجعة پزشكي برآيد.
آيا عوامل غير ژنتيكي بر سندرم تورت مؤثرند؟
گرچه اكثريت موارد تورت بر اساس وراثت رخ ميدهد احتمالاً تنوعهاي فردي در ماهيت، سير بيماري و شدت تورت نميتواند تنها با عوامل ژنتيكي توضيح داده شوند. بهنظر ميرسد كه عوامل غير ژنتيكي هم در تغيير نحوة بروز بيماري مزمن مسئول باشند.
مشاورة ژنتيك براي سندرم تورت
با اين آگاهي كه بيماري تورت يك اختلال ژنتيكي است، طبعاً خانوادهها علاقه نشان ميدهند كه در جستجوي مشاورة ژنتيكي باشند.
مشاورة ژنتيك بايد توسط پزشكان مطلع يا مشاوراني صورت گيرد كه بتوانند خانوادهها را از اطلاعات دقيقي در مورد الگوي به ارث رسيدن بهرهمند سازند و همچنين با كار بر روي اين خانوادهها به آنها كمك كنند تا بتوانند با احساسهاي پيچيدهاي كه ممكن است آنها را كلافه كند، كنار بيايند.
آزمايشهاي ژنتيكي و تحقيقات در مورد سندرم تورت
محققان فعالانه در جستجوي محل كروموزومي ژن سندرم تورت هستند. براي برخي اختلالات ژنتيكي مثل بيماري هانتينگتون، دانشمندان يك نشانگر ژنتيكي را خيلي نزديك به ژن بيماري روي كروموزوم شمارة 4 كشف كردهاند.
يافتن نشانگر ژنتيكي براي سندرم تورت كمك ميكند تا بتوان افرادي را كه ناقل ژن تورت هستند مشخص كرد. قدم بعدي پيدا كردن محل خود ژن غيرطبيعي است و تعيين كردن اينكه چه اشتباهي در آن رخ داده است .همچنين تلاش محققان در راستاي بدست آوردن داروهاي اختصاصي با حداقل عوارض جانبي است.
درحال حاضر آزمايش ژنتيكي يا زيست شيميايي براي تعيين ناقلين غيرمبتلاي ژن تورت يا كسي كه تورت دارد موجود نيست. همچنين آزمايشي كه بتواند قبل از
تولد بروز علائم يا شدت تورت را تعيين كند وجود ندارد.
منبع: کلینیک فوق تخصصی راد
Rad6@mail.com
(نويسنده:Suzan Bronheim
ترجمه: دكتر ماريا مطلق
برچسبها: سندرم تورت
از بدو تولد تا شش ماهگی بهترین زمان برای تشخیص ناشنوایی یا کم شنوایی در نوزادان است که باید مورد توجه والدین قرار گیرد...
می دانیم که فرزند شما بالاترین سرمایه و پر ارزش ترین جزء وجودی شماست و بر کسی پوشیده نیست که کاهش شنوایی نوزاد می تواند رشد و تکامل گفتار ، شخصیت و روابط عاطفی و اجتماعی و به تبع آن آموزش و تحصیل او را شدیدا متاثر سازد، به ویژه اگر اختلال شنوایی در دوران جنینی و به دلایل ژنتیکی در نوزاد شکل گرفته باشد. به همین دلیل است که سن تشخیص کم شنوایی (قبل از 3 ماهگی) و شروع توانبخشی (قبل از 6 ماهگی) از عوامل مهم در بهبود گفتار و زبان در کودکان کم شنواست.
سالانه 600 تا 700 نوزاد ناشنوا در کشور به دنیا می آیند. بهتر است وزارت بهداشت غربالگری شنوایی نوزاد در بدو تولد را اجباری کند.
شنوایی نوزاد را بسنجید
از بدو تولد تا شش ماهگی بهترین زمان برای تشخیص ناشنوایی یا کم شنوایی در نوزادان است که باید مورد توجه والدین قرار گیرد.
با توجه به این که از حدود شش ماهگی تا سه سالگی بهترین دوران زبان آموزی کودک به شمار می رود، تشخیص کم شنوایی و شروع درمان، در هوش و قدرت یادگیری کودک، بسیار موثر است.
چنانچه تشخیص ناتوایی های شنیداری کودک به موقع تشخیص داده نشود ، یادگیری و توان زبان آموزی کودک به نحو چشمگیری کاهش می یابد و این نکته مهمی است که باید از سوی والدین و به خصوص مادر، مورد توجه قرار گیرد.
البته این به این معنا نیست که اگر ، کم شنوایی کودک در زمان های دیرتری تشخیص داده شود دیگر نمی توان کاری کرد، اما نکته مهم این است که تشخیص تا قبل از شش ماهگی ، نتایج مطلوب تری در درمان دارد.
هم اکنون برنامه های شنوایی سنجی و درمان های مناسب برای سنین مختلف در کشورمان وجود دارد، اما هر چقدر این درمان ها در سنین پایین تر شروع شود، قدرت یادگیری فرد بالاتر می رود
در حال حاضر تجهیزات و فناوری های پیشرفته ای وجود دارد که با استفاده از آنها امکان تشخیص کم شنوایی از سنین بسیار پایین وجود دارد تا در صورت تشخیص ، مراحل درمان و توانبخشی در زمان مناسب آغاز شود.
امروزه توانایی در علم شنوایی سنجی به این حد رسیده است که تا شش ماهگی و پایین تر، قابلیت تشخیص کم شنوایی در نوزاد وجود دارد و برنامه های غربالگری نوزادان نیز در همین راستای تشخیص به موقع اجرا می شود.
غربالگری شنوایی نوزادان
کم شنوایی در زمره شایع ترین اختلالات مادرزادی است که بدون علائم ظاهری بروز می کند. اختلال شنوایی یک مشکل آرام و پنهان است و کودکانی که مبتلا به آسیب شنوایی هستند در بدو تولد از نظر ظاهر قابل شناسایی نمی باشند. بنابراین تشخیص آن در ابتدای تولد بدون استفاده از انجام غربالگری شنوایی ممکن نیست.
در صورتی که غربالگری شنوایی در بدو تولد انجام نشود ، تشخیص کم شنوایی ممکن است تا 5/2سالگی به تاخیر افتد و تاخیر در تشخیص کم شنوایی به قابلیت درک گفتار و زبان آسیب می زند و به تبع آن مشکلات تحصیلی ، اجتماعی و شغلی برای این دسته از کم شنوایان به وجود خواهد آمد . به همین دلیل است که سن تشخیص کم شنوایی (قبل از 3 ماهگی) و شروع توانبخشی (قبل از 6 ماهگی) در بهبود رشد گفتار و زبان در کودکان کم شنوا نقش مهمی ایفا می کند.
غربالگری شنوایی توسط ادیولوژیست (کارشناس شنوایی سنجی) انجام می شود. آزمایش بسیار سریع انجام می شود، لذا برای نوزادان ناراحت کننده و دردناک نیست. روند انجام آزمایش به این شکل است که از طریق یک پروب نرم تمیز که در ابتدای مجرای گوش خارجی قرار می گیرد، محرک صوتی به گوش ارسال می شود و زمانی که سلول های گوش داخلی صدا را دریافت می کنند، گسیلی (ECHO) به سمت گوش خارجی تولید می کنند که به وسیله پروب دریافت می شود و شکل موجی آن بر روی دستگاه قابل مشاهده است. این آزمایش OAE نام دارد و مستقیما حلزون گوش داخلی را بررسی می کند، زیرا اکثر مشکلات مادرزادی شنوایی در گوش داخلی ایجاد می شود.
پیشگیری از تولد فرزند کم شنوا
والدین قبل از بچه دار شدن ، می توانند با رعایت موارد زیر، احتمال تولد فرزند کم شنوا یا سخت شنوا را کاهش دهند:
- انجام مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج
- انجام آزمایشات خونی و بررسی عامل Rh
- مشاوره با پزشک قبل از بارداری در صورت ابتلا به بیماری مزمن یا خاص
- مصرف نکردن دارو ، بدون تجویز پزشک در دوران بارداری
- جلوگیری از ضربات جسمی در دوران بارداری
- مراقبت جهت پیشگیری از ابتلا به بیماری های مختلف در دوران بارداری
- مبادرت به زدن واکسن سرخجه قبل از بارداری
- عفونت مادر در حین زایمان
- کمبود اکسیژن
عوامل ایجاد کم شنوایی بعد از تولد
عوامل دوران نوزادی ( از تولد تا یک ماهگی ) که خطر ابتلا به کم شنوایی را افزایش می دهند عبارتند از:
- سابقه خانوادگی در خصوص وجود کم شنوایی مادرزادی حسی یا عصبی
- عفونت های دوران نوزادی مانند سیفلیس و سرخجه
- وزن کمتر از 5/1 کیلوگرم نوزاد هنگام تولد
- یرقان یا زردی شدید دوران نوزادی که نیاز به تعویض خون پیش می آید.
- مصرف داروهایی که اثر تخریبی روی شنوایی دارند، مانند آمینو گلیکوزیدها( جنتامایسین، توبرامایسین، کانامایسین و استرپتومایسین، هنگامی که به صورت دوره ای و طولانی مدت مصرف شود)
- مننژیت باکتریایی
- نگهداری نوزاد در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیش از 5 روز
عوامل دوران کودکی ( یک ماهگی تا سه سالگی ) که خطر ابتلا به کم شنوایی را افزایش می دهند عبارتند از :
- نگرانی والدین نسبت به تأخیر زبان آموزی و تکلم ، با توجه به سن کودک
- مننژیت باکتریایی و عفونت های مرتبط با کاهش شنوایی
- ضربه به سر که با کاهش هوشیاری کودک یا شکستگی جمجمه همراه باشد.
- مصرف داروهایی که اثر تخریبی بر روی شنوایی دارند مانند آمینو گلیکوزیدها به مدت طولانی
- عفونت های مزمن گوش میانی و تجمع مایع در گوش میانی بیش از 3 ماه
- اختلالاتی مانند شکاف کام که عملکرد شیپور استاش را مختل می کند.
- وجود سابقه کاهش شنوایی دائم یا پیشرونده در فامیل
- بیماری های دوران کودکی مانند اوریون، مننژیت ، مخملک
- آسیب های دوران کودکی به ویژه شکسستگی جمجمه، برخورد اجسام تیز با سر یا گوش، قرار گرفتن در معرض اصوات بلند و ...
اگر کودک شما دارای یکی از عوامل فوق باشد ، نسبت به ابتلای به کم شنوایی در معرض خطر بیشتری قرار دارد. شما در این رابطه باید با یک متخصص گوش و حلق بینی و یک کارشناس شنوایی سنجی (ادیولوژیست) مشورت نمایید و در صورت تشخیص، باید از کودک شما ارزیابی کامل شنوایی به عمل آید.
استفاده از سمعک مؤثرترین راهکار درمانی برای افراد مبتلا به کم شنوایی است
عوارض ناشی از وجود کم شنوایی دائم
- تأخیر در رشد طبیعی گفتار و زبان
- اختلال در ایجاد ارتباط با دیگران، اختلال عاطفی ، اختلال در تفکر، تاخیر رشد اجتماعی فرهنگی، اختلال در یادگیری و افت تحصیلی
- اختلال در خواندن و نوشتن ، اختلال در حافظه شنیداری ، بروز ناتوانی های درکی شنیداری، کاهش ذخیره لغات و ... .
درمان و توانبخشی
پس از ارزیابی شنوایی ، متخصص شنوایی سنجی ، درباره وضعیت شنوایی کودک تان با شما صحبت خواهد کرد. برخی اختلالات شنوایی ، مانند اوتیت گوش میانی و گوش خارجی به وسیله دارو قابل درمان است ، اما برخی دیگر از اختلالات شنوایی ، مانند شنوایی حسی عصبی قابل درمان با دارو نیست و فرد باید در مراحل توانبخشی قرار گیرد .
توانبخشی عبارت است از اجرای مجموعه ای از خدمات پزشکی، اجتماعی ، روانی ، حرفه ای و آموزشی به منظور بازتوانی فرد، تا کارایی فرد به بالاترین حد ممکن برسد و بتواند به طور مستقل در جامعه زندگی کند.
استفاده از سمعک مؤثرترین راهکار درمانی برای اغلب افراد مبتلا به کم شنوایی است.
فرد مبتلا به کم شنوایی نمی تواند هر سمعکی را استفاده نماید ، بلکه برای تجویز سمعک باید به متخصص ادیولوژیست مراجعه کند.
باید به این نکته توجه داشت که تجویز سمعک مناسب در کنار کلاس های تربیت شنوایی نتیجه دلخواه برای پیشرفت و رشد گفتار و زبان کودک را به ارمغان می آورد. البته بهتر است به خاطر داشته باشید که همیشه پیشگیری بهتر است از درمان.
منبع: وب سایت تخصصی کودکان ایران اسلامی، نوگلان
برچسبها: شنوایی, نوزاد
کشف تازه یک دانشمند ایرانی در سوئد برای آزمایش قطعی تشخیص اوتیسم، دریچهای امیدبخش به سوی تشخیص و درمان اوتیسم گشوده است...
اوتیسم یا خوددرماندگی نوعی اختلال رشدی است که فرد را در روابط اجتماعی دچار مشکل میکند؛ بیماریای که علایم آن تا پیش از سهسالگی بروز میکند اما تشخیص آن بسیار مشکل است. در حال حاضر آزمایش مطمئنی برای تشخیص اوتیسم وجود ندارد. مجله علمی نیچر، در مقالهای خبر کشف راهی برای تشخیص مطمئن اوتیسم را منتشر کرده است؛ روشی که با یک کیت آزمایشگاهی انجامپذیر است؛ کشفی که به سرپرستی دکتر نقی مومنی در دانشگاه لیمائوس سوئد صورت گرفته است.
دکتر مومنی اظهار داشت: ما نخستین گروه در دنیا هستیم که قادریم از طریق آزمایش خون، ابتلای فرد به اوتیسم را تشخیص دهیم.عملکرد مغز در افراد اوتیستیک با دیگران متفاوت است که باعث میشود فرد گوشهگیر شود یا به انجام حرکات تکراری و بیمعنا بپردازد. دکتر مومنی معتقد است قسمتی از آنزیم مغز که پپتایپ نامیده میشود در اثر فعالیت آنزیمی از پروتئینی بزرگتر سیتوئی جدا شده و وارد خون میشود. پپتایپ جداشده باعث ممانعت از ارسال برخی از پیامها از بدن به مغز میشود که نتیجه آن عملکرد متفاوت مغز است.
دکتر مومنی گفت: ما به مرحلهای رسیدهایم که میتوانیم کیت تشخیصی خودمان را درست کنیم. ما از چند قطره خون استفاده میکنیم و میتوانیم ببینیم پپتایپ در خون هست یا نه؟ اگر در خون باشد بهصورت مثبت در خون دیده میشود و نشان میدهد که کودک اوتیسم دارد و اگر نباشد کودک سالم است.تحقیقات مذکور در دانشگاه لون و سپس لیمائوس سوئد تکمیل شده اما نمونه خونها از کودکان ایرانی گرفته شده است. این تحقیقات طولانی بیش از دومیلیون و سیصد هزار دلارهزینه داشته که این مبلغ را یک ایرانی پرداخت کرده است.
سیامک شاهنوشی مدیر یک شرکت آزبست، این پول را برای تحقیقات دکتر مومنی پرداخت کرده است. شاهنوشی گفت: البته در سال2005 که این پروژه شروع شد برخی از پزشکان به من گفتند این پروژه خیلی بزرگ است و امید چندانی برای موفقیت این تحقیقات وجود ندارد اما من بهتنهایی این روند را ادامه دادم و هزینه تحقیقات را پرداختم. براساس این گزارش، تحقیقات اکنون به مرحله نهایی رسیده اما برای اتمام آن به سرمایهگذاری بیشتری نیاز است. تاکنون 43 شرکت برای این منظور اعلام آمادگی کردهاند. ساختن این کیت، گام بزرگی در دنیای پزشکی خواهد بود.
بیش از یک درصد کودکان متولدشده در دنیا به اختلال اوتیسم مبتلا هستند.اوتیسم نوعی اختلال رشدی (از نوع روابط اجتماعی) است که با رفتارهای ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص میشود. علائم این اختلال تا پیش از سهسالگی بروز میکند و علت اصلی آن ناشناختهاست. این اختلال در پسران شایعتر از دختران است.
وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز درحیطه تعاملات اجتماعی و مهارتهای ارتباطی تأثیر میگذارد. کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات کلامی و غیرکلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیتهای مربوط به بازی مشکل دارند و این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار میسازد.بهترین روش درمانی کودکان اوتیستیک، روشهای آموزشی و گفتاردرمانی و کاردرمانی است؛ همچنین باید این کودکان را به جای منزویکردن، بیشتر در اجتماعات و محافل عمومی وارد کرد تا مهارتهای اجتماعی را بهطور عملی بیاموزند.
نتایج تحقیقات درباره تأثیرداروهای افسردگی در بروز اوتیسم
یک گروه از محققان دانشگاه آیداهو کشف کردهاند که پس از آنکه ماهی در تماس با آب حاوی داروهای روانگردان قرار میگیرد نشانههایی از فرایند بیان ژن شبیه اوتیسم در آن بروز میکند. به گزارش مهر، نتایج این تحقیق میتواند نشاندهنده آغاز محیطی بیماری اوتیسم باشد اگرچه این نتایج تنها در مورد افرادی قابل کاربرد است که پیش از آن بیماری اوتیسم آنها تشخیص داده شده است.
مایکل توماس، استادیار علوم زیستشناسی دانشگاه آیداهو و محقق ارشد این پروژه اظهار داشت که داروهای روانگردان در غلظتی مشابه داروهایی که در سیستمهای آبی مورد استفاده قرار میگیرد در این آزمایش استفاده شده است.
این کشف نشان میدهد که این داروها ممکن است در افزایش نرخ ابتلا به بیماری اوتیسم طی 30 سال گذشته مؤثر بوده باشد.این تیم کشف کرده است که برخی از مواد داروهای روانگردان الگوهای بیان ژن را در مدل ماهی که تقلید الگوهای بیان ژن در انسانهای مبتلا به اوتیسم است تحریک میکند. الگوهای بیان ژن با رشد و توسعه عصب شناختی مرتبط است.داروهایی که در این تحقیق استفاده شده داروهای ضدصرع و ضدافسردگی بوده که اغلب مورد استفاده قرار میگیرد.
منبع: همشهری آنلاین
برچسبها: تشخیص اوتیسم
هنگامی که به هر دلیلی تعادل بین ترشح مایع مغزی-نخاعی و تخلیه و بازجذب آن به خون به هم بخورد، هیدروسفالی به وجود میآید...
کلمه "هیدروسفالی" از ریشه دو کلمه یونانی "هیدرو" به معنی آب و "سفالوس" به معنی سر تشکیل شده است و در اصطلاح یعنی "آب درونسر".
مسیر حرکت مایع مغزی-نخاعی از اطراف مغز به درون حفره های مغزی و سپس از یک شکاف باریک به قسمت قاعده مغز و از آنجا به اطراف نخاع است. هنگامی که به هر دلیلی تعادل بین ترشح مایع مغزی-نخاعی و تخلیه و بازجذب آن به خون به هم بخورد، هیدروسفالی به وجود میآید.
علل به وجود آورنده
به غیر از مسایل ژنتیکی و بعضی مشکلات مادرزادی، مسایلی مثل آسیب به سر، خونریزیهای مغزی، عفونت ها (مثل مننژیت) و یا تومورهای مغزی میتوانند با مکانیسمهای مختلفی (بستن مسیر تخلیه یا ترشح بیش از حد مایع) باعث افزایش مایع مغزی نخاعی درون جمجمه شوند
اما شایعترین و معروفترین علت هیدروسفالی، علت مادرزادی است که معمولا یک مورد از هر 500 مورد تولد را درگیر میکند. هیدروسفالی مادرزادی اغلب زمینه ژنتیکی دارد و یا تکامل ناقص سیستم عصبی جنین باعث آن میشود، اما مشکلاتی مثل خونریزیهای مغزی هنگام زایمان و عفونت مادر هم، هیدروسفالی را به وجود میآورند.
علایم و نشانه ها:
علایم هیدروسفالی بسته به سن بیمار متفاوت است. سیر بیماری و نوع تطابق هر فرد با این بیماری هم در بروز علایم تاثیر دارند، مثلا در نوزادان که جمجمه هنوز نرم است و شکل نگرفته است، افزایش فشار داخل جمجمه باعث بزرگ تر شدن آن میشود (شکل معروف هیدروسفالی).
بطنهای مغزی نوزادان هم قابلیت تطابق بیشتری دارد، اما به طور کلی علایم این بیماری به دلیل فشار بر سلولهای مغزی به وجود میآیند. در نوزادان، استفراغ، بیخوابی، تحریکپذیری، پایینرفتن چشمها و تشنج از علایم شایعاند. اما در کودکان بزرگ تر و بزرگسالان چون جمجمه قابلیت تغییر ندارد، سردرد، تهوع و استفراغ ، تورم اعصاب ته چشم، دوبینی یا تاریدید، اختلال تعادل، اختلال در راه رفتن، بیاختیاری ادرار، خستگی شدید، تحریکپذیری و یا حتی اختلالات مزمنتری مثل تغییر شخصیت یا از دست رفتن حافظه و همچنین دمانس (زوال عقلی) ممکن است به وجود آید
تشخیص
معمولا هیدروسفالیخفیف را که در آن هنوز جمجمه تغییر نکرده است، بر اساس علایمعصبی و معاینات پزشکی و سپس انجام سونوگرافی از بطنهای مغز می توان تشخیص داد. تشخیص قطعی این بیماری با انجام سیتیاسکن و امآرآی از مغز صورت می گیرد که در آن شکل بطنهای مغزی و میزان مایع مغزی-نخاعی مشخص میشود.
روشهای جدیدی وجود دارند که میتوانند شکل هیدروسفالی مادرزادی را از همان دوران جنینی تشخیص دهند. روش تشخیص هیدروسفالی بر اساس تصمیم پزشک و با توجه به سن، علایم بالینی و حدس در مورد علت بیماری انتخاب میشود.
درمان ها:
هدف اصلی در درمان هیدروسفالی، کاهش فشار مایع مغزی-نخاعی است. این کار معمولا توسط روشهای جراحی و با استفاده از وسیلهای به نام شانت انجام میشود که مایع مغزینخاعی اضافه را از درون جمجمه به ناحیهای دیگری در بدن که مایع بتواند در آنجا جذب شود، منتقل میکنند. در واقع شانت مثل یک ناودان میماند که مایع اضافه را در جایی دیگر (مثلا درون قفسه سینه یا درون فضای شکمی) تخلیه میکند.
یک روش درمان خاص هم وجود دارد که در آن جراح با کمک دوربینهای میکروسکوپی، حفرهای در کف بطن سوم مغزیایجاد میکند تا مایع از آنجا تخلیه شود. البته این روش در بعضی افراد خاص کاربرد دارد.
برای درمان هیدروسفالی، علاوه بر استفاده از این روشهای درمانی، باید علت اصلی به وجود آورنده بیماری هم برطرف شود، مثلا تومور مغزی که در صورت امکان باید برداشته شود.
درمان توانبخشی جهت از بین بردن علائم اختلال از جمله درمانهای اصلی می باشد.
پیشآگهی بیماران چگونه است؟
عوامل مختلفی میتوانند روی پیشآگهی این بیماران و کیفیت زندگی آنان تاثیر بگذارند.
آینده بیماران مبتلا به هیدروسفالی، با توجه به علت بیماری، زمان تشخیص، روش درمان، نوع پاسخ به درمان و عوارض به وجود آمده برای هر بیمار متفاوت است.
والدین کودکان مبتلا به هیدروسفالی باید هوشیار باشند، زیرا ممکن است در روند رشد جسمی و روحی فرزندشان مشکلاتی به وجود بیاید، اما این مساله برای همه صادق نیست.
بسیاری از کودکانی که بیماریشان به موقع تشخیص داده شده و درمان شده اند، با اقدامات بازپروری، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و کاردرمانی (با توجه به نوع عوارض) توانستهاند زندگی عادی و طبیعی داشته باشند.
با توجه به این نکته که هیدروسفالی درمان نشده میتواند منجر به مرگ شود، اهمیت درمان به موقع و حمایتهای بعد از آن، برای خانواده بیماران آشکار خواهد شد.
استفاده به موقع از درمانهایی مثل استفاده از شانت (اگر چه در بعضی موارد، عوارضی مثل گرفتگی شانت یا عفونت را به دنبال دارد که آنها هم البته با جراحی مجدد قابل اصلاح هستند) میتواند ضامن یک زندگی با کیفیت خوب باشد.
هماکنون موسسات بینالمللی مختلفی در حال تحقیق و بررسی برای کشف روشهای جدید درمان، تشخیص زودتر و در نهایت جلوگیری از به وجود آمدن هیدروسفالی هستند
برچسبها: هیدروسفالی در کودکان
ADHD اختلالي است كه در آن پُرتحركي، بيتوجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از كودكان ديگر وجود دارد...
تعريف:
ADHD اختلالي است كه در آن پُرتحركي، بيتوجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از كودكان ديگر وجود دارد. حدود 12-7 درصد كودكان به اين بيماري مبتلا هستند و در پسرها شايعتر است. ممكن است در بعضي بيشتر علائم پرتحركي و رفتارهاي ناگهاني و در بعضي بيشتر علائم بيتوجهي به چشم بخورد. علائم اين بيماري قبل از 7 سالگي شروع ميشود ولي اغلب در دوران مدرسه مشكلات جدي ايجاد ميكند و مورد توجه قرار ميگيرد.
علّت:
اين بيماري سالهاست كه شناخته شده و عوامل متعدّدي در ايجاد آن نقش دارند. به نظر ميرسد علت آن بيشتر به نقص در تكامل سيستم اعصاب مربوط باشد. كودكان مبتلا احتمالاً در قسمتهايي از مغز كه مسئول توجه، تمركز و تنظيم فعاليتهاي حركتي است دچار نقائص جزئي هستند. توارث و ژنتيك نيز در اين بيماري 80-70% نقش مهمي دارد. همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد ميشود كه ميتواند باعث اين مشكل گردد.
بر خلاف برخي تصورات چگونگي روشهاي فرزندپروري والدين در ايجاد بيماري نقشي ندارد، اگر چه برخورد و مواجهه مناسب والدين با نشانههاي بيماري و اختلالات رفتاري ناشي از آن ميتواند در كنترل علائم و جلوگيري از عوارض بعدي مؤثر باشد.
علائم:
مشكل اصلي كودكان ADHD عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است، در نتيجه اغلب نميتوانند رفتار مناسبي كه لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند. خوابيدن و غذا خوردن آنها منظم نيست. به نظر ميرسد در همه چيز دخالت ميكنند و مراقبت دائمي نياز دارند. از نظر هيجاني ثبات ندارند، ناگهان ميخندند يا گريه ميكنند و رفتارشان غيرقابل پيشبيني يا ارزيابي است. سريع از كوره درميروند و نميتوانند پيامدهاي رفتارشان را پيشبيني يا ارزيابي نمايند. در فعاليتهاي خطرناك شركت ميكنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است. قبل از فكر كردن عمل ميكنند، قبل از پايان سؤال جواب ميدهند، اشياء را پرتاب ميكنند و ناخواسته به ديگران صدمه ميزنند. پُرفعاليت و پُرتحرك هستند، هر لحظه در حال رفتن هستند، انگار موتوري درون بدن آنهاست كه آنها را به حركت دائمي مجبور ميكند، نميتوانند آرام بنشينند و بيقرارند.
اختلال تمركز اين كودكان در كارهايي كه فعاليت دائم و جدي مغزي لازم دارد به چشم ميخورد. آنها ممكن است در تماشاي تلويزيون، بازي با كامپيوتر و فعاليتهاي لذت بخش به كودكان ديگر شبيه باشند ولي در كارهايي كه فعاليت مداوم مغزي و تمركز لازم دارد (مانند انجام تكاليف درسي) تفاوت آنها با كودكان ديگر نمايان ميشود. به نظر ميرسد مغز آنها اطلاعات محيطي را بيش از حد لازم ميگيرد يعني در انتخاب و توجه به اطلاعات لازم و بيتوجهي و حذف اطلاعات بدرد نخور ضعف دارد.
رعايت قوانين منزل و مدرسه براي آنان مشكل است و براي پيروي از قوانين توجه بيشتري لازم دارند. فقط به آنچه در همين لحظه رخ ميدهد توجه ميكنند و نميتوانند براي رسيدن به اهداف دراز مدت برنامهريزي داشته باشند. در انجام تكاليف مدرسه، تمركز روي درس، رعايت قوانين مدرسه و داشتن روابط اجتماعي مناسب با همكلاسيها مشكل دارند.
عوارض:
رفتار كودكان ADHD روي عملكرد آنها در خانواده، اجتماع، مردم و مدرسه تأثير سوء ميگذارد و باعث واكنشهاي منفي اطرافيان، خانواده، كاركنان مدرسه و همسالان ميشود. اين رفتارها در مدرسه و محيطهاي اجتماعي مشكل ايجاد ميكند و باعث كاهش اعتماد به تواناييهاي خود و احساس بيكفايتي در اين كودكان ميگردد، آنها را از مدرسه و اجتماع متنفّر ميكند و زندگي را براي آنان مشكل ميسازد. كودكان طبيعي به علت رفتارهاي مناسب و موفقيتهاي تحصيلي و اجتماعي زمينه زيادي براي تشويق شدن دارند و همين تشويقها موجب پرورش اعتماد به تواناییهای خود و عزت نفس در آنها ميشود ولي كودكان ADHD كمتر به اين موفقيتها دسترسي پيدا ميكنند. كودكان ADHD ممكن است به صورت ثانويه دچار اختلالات ارتباطي، مشكلات تحصيلي، اضطراب، افسردگي و بزهكاري گردند.
سيــر:
سير ADHD متنوع است. بهبودي در صورت وقوع معمولاً بين 12 تا 20 سالگي رُخ ميدهد و بهبودي قبل از 12 سالگي نادر است. گاهي علائم در بلوغ بهبود پيدا ميكند و گاهي نيز تا بزرگسالي ادامه مييابد. با افزايش سن پُرتحركي كمتر ميشود ولي اختلال تمركز و رفتارهاي ناگهاني ميتواند باقي بماند. در 40 تا 60 درصد موارد علائم تا بزرگسالي ادامه مييابد. بدون درمان تنها يك سوم تا نصف كودكان ADHD ميتوانند با علائم خود در زندگيشان منطبق شوند و باقي آنها مستعد بروز مشكلات ثانويه خواهند بود.
اختلالات همراه شايع:
اختلال وسواس اجبار: اختلال وسواس از اختلالات شايعي است كه همراه با اختلال ADHD ديده ميشود و ممكن است به صورت حساسيت بيش از حد به آلودگي و شستشوي مكرر و طولاني تظاهر نمايد. گاهي وسواس خود به صورت كندي در انجام فعاليتها و تكاليف و رعايت بيش از حد نظم و ترتيب نشان ميدهد و يا رفتارهاي تكراري مثل شمردن، چك كردن، مرتب كردن و پرسيدن سؤالات تكراري را شامل ميشود.
اخلال تيك: اختلالي است كه با پرشهاي ناگهاني عضلات حركتي مثل پلك زدن، كج كردن بيني و يا خارج ساختن ناگهاني صداهايي از گلو مانند سرفه يا صاف كردن صدا و …مشخص ميشود. بيشتر تيكها به صورت حركتي هستند و شكل آنها به مرور زمان تغيير مييابد.
اختلال خلقي: اختلال خلقي نظير افسردگي و اختلال دوقطبي ممكن است همراه با ADHD ديده شود كه گاه تفكيك علائم آن از ADHD دشوار ميباشد. در افسردگي كودك تحريكپذير، بيحوصله، كم تمركز و گوشهگير ميشود، از فعاليتهاي قبلي لذت نميبرد و از نظر تحصيلي افت ميكند.
اخلال اضطرابي: علائمي چون ناخن جويدن، اضطراب جدايي، حملات هراس و ترس از موارد خاص مانند حيوانات، تاريكي، موجودات خيالي، مشكلات خواب و علائم جسماني مانند تپش قلب، سردرد و دل درد، تعريق و … مواردي از اضطراب هستند كه در بسياري از كودكان بيش فعال گزارش ميشود.
اختلال يادگيري: اختلالات يادگيري نظير اختلال خواندن، اختلال بيان نوشتاري و اختلال رياضي نيز از ديگر اختلالات شايع همراه ADHD است كه جدا از مشكلات تحصيلي ناشي از كم توجهي و فراموشكاري، احتياج به درمان و روشهاي آموزشي ويژه دارد.
ساير موارد: اختلالات ديگري كه به صورت شايع همراه با ADHD ديده ميشود عبارتند از: اختلال سلوك، اختلال رفتار مقابلهاي و اختلال هماهنگي حركتي.
درمان موفق ADHD زماني انجام ميگيرد كه اختلالات همراه نيز شناخته شوند و مورد توجه و مداخله مناسب قرار گيرند. بنابراين گاه پزشكان ناگزيرند از داروهاي متعدد براي كنترل مجموعه علائم بيمار استفاده كنند.
درمان:
درمانهايي را كه براي كودكان ADHD به كار ميرود ميتوان به چهار دسته تقسيم نمود:
1- آموزش والدين
2- آموزش آموزگاران
3- فراهم كردن كلاسهاي مخصوص
4- تجويز دارو
آموزش والدين و آموزگاران بخش مهمي از درمان را تشكيل ميدهد و شامل دو جزء است:
1- آموزش براي شناخت بيماري
2- آموزش براي برقراري سيستمهاي رفتار درماني.
والدين بايد اين بيماري را به عنوان يك نقص رشدي تكامل مغز بشناسند و به كودك خود به ديد كودكي تنبل، نافرمان، شرور و فضول كه اگر بخواهد ميتواند رفتاري طبيعي داشته باشد نگاه نكنند، بلكه او را كودكي بدانند كه تلاش ميكند با ناتواني خود كه از حوزه تسلط او خارج است،كنار بيايد.
والدين بايد سرنخهاي ديگري براي تشويق، تقويت اعتمادبهنفس و ايجاد احساس موفقيت در كودكشان بيايند. فعاليتهاي ورزشي، هنري، صنعتي، كلوپها، پيشآهنگي و ... ميتواند فرصتهايي براي نمايان كردن تواناييهاي اين كودكان ايجاد نمايد. اين فعاليتها بالطبع تشويق بيشتري به دنبال دارد و ميتواند آثار منفي حاصل از تجربههاي بد قبلي (شكستها، طردشدگيها، تنبيهها و ...) را بكاهد و جايگزين آن گردد. البته والدين نبايد تصور كنند كه كودكانشان به دليل بيماري مسئول اعمال خلاف خود نيستند، بلكه كودك بايد خلافش را جبران نمايد. آنها بايد بدانند كودكشان عليرغم بعضي ناتوانيها، ميتواند در بعضي جنبهها بسيار توانا باشد بنابراين بايد با كمك به اين جنبهها حس اعتمادبهنفس، مسئوليتپذيري، تسلط و مهارت را در او پرورش داد.
براي آن كه كودكان ADHD قوانين را بياموزند و از آن پيروي نمايند لازم است قوانين را براي آنها واضحتر، در فواصل كمتر و با تكرارهاي بيشتر بيان كنيم و سيستم تشويق و تنبيهي قويتر را با آن همراه نماييم.
افراد مبتلا اين نقص تكاملي نورولوژيك را هميشه همراه خواهند داشت، از درمانهاي موجود هيچكدام مشكل مغزي موجود را درمان نميكند و شفاي دايمي عملاً وجود ندارد ولي ميتوان در كاهش علايم و عوارض و افزايش موفقيت در زندگي آنها قدمهاي بزرگي برداشت. بايد بدانيم زمانهايي وجود دارند كه علايم شديدتر يا خفيفتر ظاهر ميشود و همواره احتمال عود علائم وجود دارد. در برخورد با كودكان ADHD بايد براي موفقيتهاي هر چند كوچك ارزش قائل باشيم و بدانيم در سير درمان گاهي ميتوان عود علائم را نيز پيشبيني نمود. شدت گرفتن علائم به هيچ عنوان نشانة كوتاهي مربيان در انجام وظايفشان نيست، همچنين نشانة عدم تأثير درمانهاي اعمال شده نيز نميباشد، بلكه گاهي درمانها موقتاً نميتوانند علائم بيماري را به خوبي قبل كنترل نمايند. اگر والدين و مربيان از اين نكتة مهم غافل باشند، ممكن است مرتب از يك درمان به سمت درمان ديگري بروند، هيچ درماني را كامل نكنند و هميشه ناراضي و نااميد باشند.
برخورد مناسب با كودكان ADHD به زمان، پشتكار، كوشش، مداومت و همكاري و هماهنگي زيادي نياز دارد، به همين دليل مربيان و والدين بايد همواره روحيهاي با نشاط، شاد، طنزپرداز و شوخطبع را در خود حفظ نمايند. بايد به عنوان والدين و مربيان اين كودكان در خود احساس ارزش نمايند و براي خود بهاي زيادي قائل شوند زيرا نسبت به ديگران مسئوليت سنگينتري به عهده دارند.
دارو:
داروهاي محرك مانند دكستروآمفتامين و متيل فنيديت (ريتالين) بيشترين داروهايي هستند كه براي درمان ADHD استفاده ميشود. اين داروها در 75درصد بيماران اثر ميكنند، تأثير آنها 3 تا 7 ساعت باقي ميماند و معمولاً دو تا سه مرتبه در روز تجويز ميشوند. اين داروها تمركز را افزايش، پُرتحركي، فعاليتهاي نامربوط، رفتارهاي ناگهاني و آزاردهنده را كاهش ميدهد، در نتيجه اين كودكان سازگاري بيشتري با محيط، والدين و آموزگاران نشان ميدهند، دست خط، دقت عمل، توانايي حل مسئله و ابتكار عمل در آنها افزايش مييابد. بعضي افراد با ميزان پايين دارو و بعضي با ميزان بالاتر دارو آثار بهبودي نشان ميدهند.
شايعترين عوارض اين داروها سردرد، دردشكم، تهوع و بيخوابي است كه اغلب كم اهميت ميباشد. قبلاً اعتقاد بر اين بود كه مصرف دارو باعث كندي رشد ميگردد و دارو در روزهاي آخر هفته يا تابستان مصرف نميشد تا اين كندي رشد جبران گردد. ولي اين اعتقاد در حال حاضر وجود ندارد و مطالعات نشان داده است كه مصرف داروهاي محرك اثري بر رشد همه كودكان ندارد و نيازي به قطع دارو در روزهاي تعطيل نيست. بياشتهايي ناشي از دارو را ميتوان با دادن غذاهاي مقوي و كم حجم در زمانهايي كه اشتهاي كودك بيشتر است نيز جبران نمود. در مجموع عوارض موقتي است و در صورت شديد بودن ميتوان با كاهش ميزان مصرف، آن را بر طرف نمود. بعضي كودكان عصرها به علت از بين رفتن اثر دارو بدخلقي و پرتحركي نشان ميدهند.
امروزه تركيبهاي جديدي از داروهاي محرك كه زمان اثرطولانيتري دارند و علائم بيماري را براي 12-10 ساعت كنترل ميكنند بيشتر مصرف ميشوند (مانند Concertaو Vyvanse ).
اگر به هر دليل نتوان از داروهاي محرك استفاده نمود، ميتوان از داروهاي ضد افسردگي (مانند رباكستين ـ آتموكستين، ونلافاكسين و بوپروپيون) استفاده نمود. اين داروها يك يا دو مرتبه در روز تجويز شده و مدت اثرشان طولانيتر است ولي تأثير آنها طي زمان كاهش مييابد.
از ديگر داروهايي كه در درمان ADHD مصرف ميشود ميتوان كلونيدين را نام برد. كلونيدين يك داروي مؤثر بر سيستم نوراپينفرين است كه در كاهش نشانههاي اختلال بيش فعالي نيز مؤثر است. معمولاً اثرات كلونيدين در درمان ADHD بعداز چند هفته درمان ظاهر ميشود.كلونيدين را ميتوان در مواردي كه كودك پاسخ درماني مناسبي به داروهاي محرك نميدهد به درمان اضافه نمود. اين دارو اختصاصاً بر پر فعاليتي و رفتارهاي پرخاشگري و خشم ناگهاني مؤثر ميباشد و اثري بر توجه و تمركز ندارد.
گاهي لازم است براي رسيدن به اثر مطلوب از مجموع چند دارو استفاده شود. در هر حال بايد براي كودك دليل مصرف دارو را توضيح داد تا او بداند كه دارو به او كمك ميكند تا با موقعيتهاي مختلف بهتر از قبل تطابق پيدا كند و بتواند موفقيتهاي بيشتري در زندگي كسب نمايد.
علائم اختلال بيش فعالي ـ كم توجهي در دورههاي سني مختلف
با توجه به اينكه عوامل وراثتي در ايجاد اين بيماري نقش مهمي دارند (80-70 درصد) علائم ممكن است حتي در شيرخوارگي نیز تظاهر پيدا كند. چنين شيرخواراني نسبت به محركها بسيار حساسند و تحت تأثير سر و صدا، نور، دما يا ساير تغييرات محيطي دچار آشفتگي ميگردند و عكسالعمل بيش از معمول نشان ميدهند. اين كودكان در دوران شيرخوارگي اغلب پرتحرك هستند، دست و پاي خود را زياد حركت ميدهند، كم خواب و كم غذا ميباشند و زياد گريه ميكنند.
اين اختلال داراي سه علامت عمده است كه شامل پرفعاليتي (پرتحركي)، كمبود توجه و تمركز، رفتارهاي تكانهاي (اعمال ناگهاني و غير قابل پيشبيني) ميباشد. ADHD سه نوع دارد: در نوع اول تظاهرات غالب پرتحركي و بيشفعالي است. در نوع دوم مشكل در تداوم توجه و تمركز وجود دارد و در نوع سوم كه از همه شايعتر است تركيبي از علائم پرتحركي و كمتوجهي بارز ميباشد.
كودكاني كه بيش فعالي ويژگي عمدهي آنها است بيشتر براي درمان ارجاع ميشوند تا كودكاني كه علايم اوليهي آنها نقص در توجه است. علايم نوع بيشفعالي ـ تكانشگري، از نوع تركيبي و به طور مشخص از نوع بيتوجهي زودتر ظاهر ميشود.
بايد توجه داشت كه با بالا رفتن سن در دورهي نوجواني و بلوغ ممكن است بيشفعالي از بين برود اما پايين بودن دامنهي توجه (حواسپرتي) و مشكلات تكانشي بيماران ادامه مييابد.
علائم بيش فعالي عبارتند از:
- كودك غالباً با دستهايش بازي ميكند، دست و پايش را تكان ميدهد و روي صندلي وول ميخورد.
- غالباً در كلاس يا جاهاي ديگري كه انتظار ميرود شخص بنشيند صندلي خود را ترك ميكند.
- در جاهايي كه مناسبتي ندارد راه ميرود يا از در و ديوار بالا ميرود (در نوجوانان و بزرگسالان اين حالت ممكن است محدود به احساس ذهني بيقراري باشد).
- غالباً بازي يا فعاليتهايش پر سر و صدا است.
- غالباً در حال حركت است و به نظر ميرسد «موتوري او را به حركت واميدارد».
- معمولاً زياد صحبت ميكند.
بايد توجه داشت كه بيش فعالي پديدهاي وابسته به موقعيت است و شدت آن به نوع فعاليت، علاقه به آن، ميزان توجه بالغين و رابطة بين والدين و كودك بستگي دارد. حتي وقتي كودك براي ارزيابي پيش پزشك برده ميشود ممكن است بيش فعالي در زمان محدودي كه كودك در مطب به سر ميبرد مشاهده نشود.
اين كودكان با ورود به مدرسه بيشتر مسئلهدار ميشوند. كودكان پرتحرك براي نشستن سر كلاس مشكل دارند. بسته به شدت اختلال معمولاً يك يا دو زنگ اول را تحمل ميكنند اما در ساعات نزديك ظهر بيقرار و پرتحرك ميشوند. به عناوين مختلف سر جاي خود ميلولند يا با همكلاسيهاي خود صحبت ميكنند و يا براي بيرون رفتن از سر كلاس درخواست مكرر دارند. معلمين معمولاً اين كودكان را بازيگوش مينامند و معتقدند كه آنان نظم كلاس را به هم ميزنند در حالي كه اين كودكان تحمل يك يا يك و نيم ساعت سر كلاس نشستن را به طور مداوم ندارند. نوجوانان و بالغين مبتلا به بيش فعالي در بسياري موقعيتها مرتب شكايت دارند كه حوصلهشان سر ميرود.
علائم اختلال توجه عبارتند از:
- كودك غالباً از توجه به جزئيات ناتوان است. در امور تحصيلي، كار يا ساير فعاليتها مرتكب اشتباهات ناشي از بيدقتي ميشود.
- در حفظ و نگهداري توجه برروي تكاليف يا فعاليتهاي مربوط به بازي ناتوان است.
- هنگام صحبت مستقيم با او، به نظر ميرسد كه گوش نميكند.
- اغلب قادر به پيگيري دستورات و يا اتمام كارها نميباشد، مثلاً تكليف درسياش را تكميل نميكند.
- معمولاً از فعاليتهايي كه نياز به كوشش ذهني دارد اجتناب ميكند (مانند خود داري از انجام تكاليف مدرسه).
- اغلب وسائل خود را گم ميكند (وسايل مدرسه، اسباببازي).
- غالباً محركهاي بيروني حواسش را به آساني پرت ميكنند.
- در فعاليتهاي روزمره غالباً فراموشكار است.
مشكل عمدة ناشي از بيتوجهي، عدم پيشرفت تحصيلي است. آموزگاران شكايت دارند كه اين كودكان با تأخير پاسخ ميدهند، فراموشكارند، آشفتهاند، اشياء را گم ميكنند، در روياهاي روزانه فرو ميروند، قادر به تمام كردن تكليفشان نيستند، به صحبتهاي آموزگار گوش نميدهند. در دورة نوجواني علائم بيتوجهي شايعتر ديده ميشود. بسياري از نوجوانان مبتلا به ADHD به جاي پر فعاليت بودن كند هستند، كم انرژي و آرامند، كم حرف ميزنند، بيحال در صندلي مينشينند و در روياهاي خود فرو ميروند، به آهستگي به سؤالات پاسخ ميدهند انگار كه گيج هستند، كند مينويسند، اطلاعات را به كندي پردازش ميكنند، مشكلات زيادي در حافظه دارند و معمولاً از جمع طرد ميشوند.
علائم تكانشگري عبارتند از:
تكانهاي بودن يعني اين بيماران نميتوانند يك پاسخ يا رفتار را (عليرغم انتظار عواقب منفي) به تأخير بياندازند. اين خصوصيت به صورت دخالت در صحبتها يا كار ديگران، پراندن جواب قبل از اتمام سؤال آموزگار، بيصبري براي منتظر نوبت ماندن (مثلاً در بازي) خود را نشان ميدهد.
شكايتهاي والدين از تكانهاي بودن فرزندان پيشدبستاني:
- تا از چيزي خوشش بيايد آن را ميگيرد.
- بقيه را هل ميدهد و كتك ميزند.
- در عبور از خيابان اگر دستش را نگيرند تصادف ميكند.
- دستش را با اجاق يا بخاري ميسوزاند.
- در بازيها قادر به كنترل خود نميباشد و معمولاً از طرف دوستان طرد ميشود.
- كودكان تكانهاي در سنين قبل از مدرسه در خطر تصادفات، اتفاقات و مسموميتها هستند و بايد به دقت مراقب آنها بود چون اغلب از خطر ناآگاه هستند.
در دوران نوجواني رفتارهاي ناسازگارانه افزايش مييابد كه شامل استفادهي زودرس از مواد، مشروبات، سيگار، رانندگي بياحتياط و تصادفات اتومبيل ميباشد. نوجوانان به دليل اعمال و يا دستورهاي ناگهاني و تكانهاي دوستان خود را زود از دست ميدهند. پول خرج كردن زياد و بدون فكر ممكن است موجب ايجاد قرض و بدهي شود. آنها در روابط با همتاهايشان مشكل پيدا ميكنند. همكاري با ساير نوجوانان براي آنها سخت است. رعايت مناسبات اجتماعي و پيروي از قوانين بازيها براي آنها دشوار ميباشد، اين مسئله موجب ميشود آنها از نظر اجتماعي طرد شوند و در نتيجه رفتارهاي تهاجمي كلامي يا جسماني از خود نشان بدهند. آنان در شريك شدن با ديگران و دستورپذيري از مظاهر قدرت مشكل دارند و به دليل لمس كردن يا هل دادن تكانهاي با ديگران مشكل پيدا ميكنند. فرزندان مبتلابه ADHD معمولاً قادر به دور نگهداشتن خود از بحثها و دعواي ميان ساير افراد نيستند و در درگيريهاي ديگران دخالت ميكنند.
منبع:مطالب آموزشي براي والدين اختلال بيشفعالي كم توجهي (ADHD)
کلینیک فوق تخصصی راد
Rad6@mail.com
نویسندگان:
الهام شيرازي ، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان
زهرا شهريور، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان
جواد علاقبندراد، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان
برچسبها: اختلال, بيش فعالي, كم توجهي, ADHD
