تا سال 1950 میلادی تعریف کم توانی ذهنی بر اساس هوش بهر انجام می شد اما بعداً متخصصان به این نتیجه رسیدند که این تعریف کامل نیست و بیش از درمان و آموزش بر مراقبت روزمره و نگهداری تأکید می کنند.

در سال های اخیر مفهوم مهارت های سازشی، نقش مهمی در تعریف و طبقه بندی افراد کم توان ذهنی بازی می کند. اهمیت مهارت های سازشی از این جهت است که تمامی کارکرد فرد، مورد توجه قرار می گیرد و به این افراد کمک می کند تا با دریافت آموزش های لازم و حمایت های مورد نیاز، کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. بر این اساس انجمن عقب ماندگی ذهنی آمریکا  در سال 2002 تعریف زیر را برای عقب ماندگی ذهنی ارائه کرده است:

عقب ماندگی ذهنی، ناتوانی است که به طور معنا داری محدودیت در عملکرد هوشی و رفتار سازشی را نشان می دهد و در مهارت های انطباقی عملی ، اجتماعی  و درکی  نمود پیدا می کند. این اختلال قبل از 18 سالگی بروز می کند .

این انجمن ملاک های زیر را برای متخصصان ارائه کرده است که هنگام به کارگیری تعریف در عمل برای آنها ضروری است.

وجود محدودیت در عملکرد فرد، باید با توجه به محیط زندگی وی مانند فرهنگ، جامعه و گروه همتایان مورد بررسی قرار گیرد.

ساختار شاخهای: مؤلفه های اصلی در تعریف کم توانی ذهنی براساس    DSM-IV-TR

مولفه های اصلی در تعریف کم توان ذهنی :

* کارکرد هوش عمومی به طور معنادار زیر میانگین  

* نقص در رفتارسازشی ( انطباقی)

*کم توانی ذهنی پیش از 18 سالگی آشگار میشود .

                         

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت ۵:۵۵ ب.ظ  توسط منصور عیدیان  |